بازگشت به خانه
تجربه‌ی من با کتاب «نبرد قلب‌های گمشده»؛ ارزش وقتم رو داشت؟
ادبیات فانتزی

تجربه‌ی من با کتاب «نبرد قلب‌های گمشده»؛ ارزش وقتم رو داشت؟

نبردی برای آزادی و عشق زمین جنگی آغشته به خون و جادویی که در هوا می‌رقصد... مجموعه نبرد قلب‌های گم‌شده اثر کاریسا برادبنت یک سه‌گانه است که اولین جلدش در سال ۲۰۲۰ منتشر شد. کتاب بازخوردهای داخل گودریدرز داره و هر جلد بهتر میشه و منم وقتی مجموعه رو خوندم به خوبی متوجه این قضیه شدم ، و واقعا داستان در هر جلد پیشرفت کرد و بهتر شد.

مجموعه نبرد قلب‌های گم‌شده اثر کاریسا برادبنت یک سه‌گانه است که اولین جلدش در سال ۲۰۲۰ منتشر شد. کتاب بازخوردهای داخل گودریدرز داره و هر جلد بهتر میشه و منم وقتی مجموعه رو خوندم به خوبی متوجه این قضیه شدم ، و واقعا داستان در هر جلد پیشرفت کرد و بهتر شد.

 

بسیار خب حالا اول یک خلاصه‌ای در خصوص داستان بدم:

داستان درباره‌ی تیسانا (Tisaanah) است؛ دختری که از کودکی به بردگی فروخته شده و سال‌ها تحت ظلم زندگی کرده است. وقتی بالاخره فرصتی برای فرار پیدا می‌کند، تصمیم می‌گیرد آن‌قدر قدرتمند شود که بتواند به سرزمینش برگردد و کسانی را که پشت سر گذاشته نجات دهد. برای رسیدن به این هدف، او وارد یکی از قدرتمندترین محافل جادوگران می‌شود؛ اما برای پذیرفته شدن باید زیر نظر مکسانتاریوس فارلیون (Max)، جادوگری منزوی و سربازی که از گذشته‌ تاریکش زخم خورده، آموزش ببیند. رابطه‌ این دو در ابتدا پر از تنش است، اما کم‌کم به یکی از نقاط قوت داستان تبدیل می‌شود. در همین حین، توطئه‌های سیاسی، جنگ، رازهای باستانی و جادویی خطرناک، سرنوشت آن‌ها و حتی جهان را تهدید می‌کند و آن‌ها وارد جنگی بزرگ‌تر از جنگ میان انسان‌ها می‌شوند .

این کتاب یکی از مجموعه‌های خیلی خفن در ژانر خودش هست و همه چیز این کتاب در تعادل کامل قرار دارد از رومنس داستان تا دنیا پردازی و سیستم جادویی خیلی باحال و جالبی داره و به راحتی قابل فهمیدن و لمس کردنه.

خب حالا اول هر جلد رو بررسی کنیم و بعد در نهایت سراغ یه بررسی کلی میریم:

امتیاز های این مجموعه در برنامه ی گودریدرز:👆👆

 

𝑫𝒂𝒖𝒈𝒉𝒕𝒆𝒓 𝒐𝒇 𝒏𝒐 𝒘𝒐𝒓𝒍𝒅𝒔 

𝖡𝗈𝗈𝗄 𝗈𝗇𝖾 𝗈𝖿 "𝗐𝖺𝗋 𝗈𝖿 𝗍𝗁𝖾 𝗅𝗈𝗌𝗍 𝗁𝖾𝖺𝗋𝗍𝗌" 𝗍𝗋𝗂𝗈𝗅𝗈𝗀𝗒 

ᴍʏ ʀᴀᴛɪɴɢ:4.5⭐

واقعا خیلی قشنگ بود داستان رو خیلی خوب شروع کرد و تا لحظه ی آخر آدم رو توی حس نگه می‌داشت و فضای داستان اتفاقات کاملا قابل لمس کردن بود و حسشون میکردی‌.

شخصیت اصلی زن واقعا عالیه نه خیلی مغروره نه خیلی دست و پا چلفتی ، شخصیت مرد هم کاریزما داره و من دوستش داشتم و رابطه ‌ی بینشون هم عالی بود از شروع تا لحظه ی اوجش.

خیلی قشنگ خوب پلات ریخت و آخر جلد اول رو با یه اتفاق باحال تموم کرد و در عین حال برای جلد های بعدی کنجکاوی گذاشت فقط امیدوارم توی جلد های بعدی بیشتر به دنیا پردازی و سیستم جادویی‌اش بپردازه چون بنظرم خیلی جالبه و می‌تونه روش کار بشه.و اینکه امیدوارم بیشتر از دیدگاه مکس یا بقیه ی کرکترها داشته باشیم‌ چون همش از دیدگاه یه شخصیت یکمی اون‌ حس داستان رو میگیره و آدم مجبوره فقط از دید یه نفر قضاوت کنه‌.ولی در کل خیلی خوندنش خیلی لذت بخش بود و به حس قدیمی رو در وجودم زنده کرد امیدوارم جلد های بعدی هم اینجوری باشه.

 

𝑪𝒉𝒊𝒍𝒅𝒓𝒆𝒏 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝒇𝒂𝒍𝒍𝒆𝒏 𝒈𝒐𝒅✨🐦‍🔥

Book two of the war of the lost hearts 

𝗠𝘆 𝗿𝗮𝘁𝗶𝗻𝗴 :𝟱⭐/𝟱

در یک کلام عالی‌!

جلد دوم خیلی بهم خوش گذشت داستان رسما وارد پیچیدگی های خودش شد و نویسنده قدم به قدم همه چیز رو چید تا ما رو به آخر داستان برسونه و بک استوری هایی هم که داشتیم عالی بود واقعا داستان توی جلد دوم قشنگ اوج گرفت و من خیلی باهاش حال کردم، بی صبرانه هم منتظر شروع جلد سوم  هستم.

فقط کاش بیشتر توی دنیا پردازی و سیستم جادویی عمیق بشه و گاهی اوقات این رفتار تیسانا که میخواست دنیا رو نجات بده رو مخم بود هدف خوبیه ولی بی برنامه که نمیشه عزیز جان!

توصیه اش میکنم؟تا اینجا بله توصیه میکنم 

یکی از  خوبی های این مجموعه، فصل ها کم حجم هستن و آدم خیلی سریع می‌تونه پیش بره من خودم با کتاب های که فصل هاشون طولانیه مشکل دارم و خوندنشون کمی برام سخته و کند میشم ولی فصل های این کتاب کوتاه و خیلی خوبن و آدم مدام ورق میزنه تا جلوتر بره.

 سطح زبانش هم به شدت ساده اس و گیراس و من واقعا از پنجاه صفحه ی آخر کتاب میترسیدم و نمی‌خواستم بخونمش .امیدوارم جلد سوم هیجان انگیز تر و قوی تر باشه و حسابی بترکونه☘

 

Mother of death & dawn🐦‍🔥

~~~~

_Book three of war of the lost hearts🔥✨

My rating: 5⭐/5

به معنای واقعی عالی‌!

یعنی میتونم بگم بعد از چند سال یه رومنتزی( هرچند این کتاب بیشتر فانتزی محسوب میشه ولی نمی‌دونم چرا داخل دسته ی رمنتزی قراره گرفته )

عالی خوندم که واقعا ارزشش رو داشت و من رو به دوران نوجوانی برگردوند.

البته کتاب برای نوجوان نیست ولی منظورم اینه یه حس و حال خاطره انگیز رو برای من تازه کرد ، 

واقعا کتاب یه جوری بود که من بارها کتاب رو بستم و با خودم حرف زدم و حرص خوردم و خندیدم

 حتی یه جای اینقدر از دست یکی از کارکتر ها کفری شده بود که به یکی از بچه ها ویس دادم، و واقعا کتابی که اینجوری احساسات آدم رو به غلیان بندازه واقعا کم پیدا میشه.

همه چیز کتاب عالی جمع بندی شده بود از پلات چینی برای رسیدن به نبرد نهایی و حتی پایان بعدش که من همیشه دوست داشتم بدونم بعد از تموم شدن همه ی این قضایا شخصیت ها به کجا میرسن‌ .

پرداخت شخصیت های اصلی و فرعی خیلی خوب بود , شاید چند تا شخصیت باید عمق بیشتری می داشتن اما در کل قابل قبول بود و دنیا پردازی و سیستمش رو هم خیلی دوست داشتم و از اون کلیشه های تکراری داخلش نبود و حتی اگر هم کلیشه ای در کار  بود به شدت خوب در اومده بود و برای آدم جذاب بود وقتی برای بار اول جلد اول رو خلاصه اش رو خوندم یه لحظه بنظرم شبیه به سریر شیشه ای اومد ولی هر چی جلوتر رفتم دیدم اصلا شباهتی نداره، واقعا بنظرم یکی از کتاب هایی هستش که ارزش خواندن داره و واقعا ازش لذت میبرید . چقدر شخصیت تیسانا رو دوست داشتم دختری که برای آزادی میجنگه و دوست داره در دنیایی آزاد و دور از برده داری زندگی کنه، و مکس ...این مرد واقعا یکی از بهترین ها بود کسی که با وجود زخم هاش هیچ وقت اونا رو بهونه نکرد و پشت زخم هاش قایم نشد و ادامه داد و جلو رفت و برای بهتر شدن تلاش کرد و یک شخصیت دیگه ...که اسمش رو نمی‌برم چون اسپویل میشه کسی که بیشتر از همه دروغ و خیانت رو تجربه کرد ولی در اعماق وجودش بلاخره تونست آرامش و عشق رو پیدا کنه و بهش دست پیدا کنه.

این مجموعه رو پیشنهاد میکنم؟

 صد البته‌ !

اون تیک تاکری هم که این رو معرفی کردی و باعث شدی من بخونمش دمت گرم ✨

خب این هم یک بررسی به هر جلد حالا بریم برای یه جمع بندی :

 

اول از همه دنیا پردازی:

سیستم دنیا پردازی کتاب زیباست و جالبه و به راحتی قابل فهمه و شما می تونین به راحتی باهاش ارتباط برقرار کنین هرچند یکم در خصوص فی ها جا پرداخت بیشتر برای مثال در تاریخ اونا وجود داشت

 ولی در حد خود کتاب قابل قبول بود و میشد باهاش کنار اومد ، یکمی جلد اول سیستم جادویی و دنیا پردازی گنگ بود ولی وقتی رفتیم جلوتر داخل کتاب خیلی بهتر شد و قوی تر شد در حدی که جلد آخر من نمی‌تونستم تا فردا صبح صبر کنم و با چراغ قوه کتاب رو خوندم

در کل دنیا پردازی و سیستم جادویی قابل قبولی داره می‌تونست قوی تر باشه ولی در حد خودش خوب و کافی هستش.

 

در خصوص روند داستان : 

روند داستان خوب پیش می‌ره و هر جلد بهتر میشه حتی جلد اول هم جمع بندی خوب داشت و نویسنده قشنگ بلده که آجر به آجر همه چیز رو بذاره و یه صحنه ی نهایی رو آماده کنه و قشنگ خواننده رو حسابی با خودش همراه می‌کنه و میکشونه ، شما هی ورق میزنین تا ببینین چی میشه یه چیزی که در خصوص پایان بندی این کتاب دوست داشتم این بود که به پایان مشخص بهمون داد نه خیلی باز بود نه خیلی بسته ،قشنگ جمع و جور و شسته و رفته و من به شخصه هم روند این کتاب رو دوست داشتم هم پایانش رو ،یعنی همینجوری الکی الکی داستان رو جمع نکرد قشنگ مرحله به مرحله پیش برد و ما رو به نقطه ی نهایی برد.

 

شخصیت پردازی:

 

در خصوص شخصیت پردازی که به به عجب شخصیت پردازی داشت و به چیزی که خوشم اومد از اون کلیشه های تکراری داخلش نبود ، البته من از کلیشه ها لذت میبرم ولی جدید خیلی مسخره کار میکنن و بد می‌نویسن آدم اصلا دلش نمیکشه بخونه. 

تیسانا دختری که به اندازه درست رفتار میکرد از این شخصیت ها نبود یهو دل رو بزنه به دریا یه کار مسخره کنه که بقیه جمعش کنن هر چند یه جاهایی خیلی لجباز بود ولی بهش حق میدادم شاید اگه منم جای اون بودم چنین رفتاری میکردم ، روند رشد این شخصیت خیلی خوب نمایان شده ،هدفش مشخصه و کلا می‌دونه داره چیکار می‌کنه چه توی موارد احساسی چه منطقی عین این شخصیت ها نبود که ندونه داره چیکار می‌کنه ، و چیزی که خیلی در مورد این شخصیت دوست داشتم  این بود که هرگز پشت کسایی رو که دوست داشت خالی نکرد و هیچ وقت کم نیورد و همیشه تلاشش رو کرد و به جلو حرکت کرد .

حتی با وجود زخم های وجودش ، شخصیت خیلی آرمانی نبود ایراداتی داشت ولی واقعا شخصیت کاملی بود و یکی از شخصیت های مونث مورد علاقه‌ی من شده که واقعا دلم میخواست بغلش کنم و سرش داد نزنم.

در خصوص مکس ، واقعا عجب شخصیت مذکری!

 از این شخصیت های پسر بد که عصا قورت دادن، نبود و شخصیت سردی نداشت، آدم منطقی بود و رفتارش با تیسانا حتی قبل از اینکه اصلا عاشق هم بشن خوب بود ، نه خیلی خشک و عصا قورت داده بود نه خیلی از اینایی که شل و ول باشن و زود وا بدن.

 واقعا بعد از مدتها یه شخصیت مرد درست و حسابی دیدم ، مکس یه شخصیتی بود که داخل این سه جلد قدم به قدم با شخصیت و گذشته اش آشنا شدیم مکس از پشیمانی هاش گفت، از رویاهایش، از آرزو هاش، از اشتباهاتش و قبول‌میکرد که فلان جا اشتباه کرده ،و واقعا احساس میکردم دارم با یه آدم واقعی حرف میزنم ، از این شخصیت هایی نبود که چون فقط شخصیت اصلی هستش بزن بهادر باشه و حق باهاش باشه.

و وای جوری که به تیسانا عشق می ورزید !

و جوری که تیسانا دوستش داشت به عشق زیبا و واقعا بی نقص ، رابطه شون به معنای واقعی یه رابطه‌ی سالم و دوست داشتنی بود.

یه شخصیت دیگه هم هست به نام afea داخل جلد دوم با این شخصیت آشنا میشید، راستش بنظرم این شخصیت پرداخت خیلی جالبی داشت ، شخصیتی بود که میتونم بگم کل درد و رنج دنیا رو توی خودش جا داده بود و تاریک ترین اتفاقات و بدترین احساسات رو تجربه کرده بود و تنها چیزی که میخواست این بود که یکی دوستش داشته باشه اینکه به خونه داشته باشه و واقعا باهاش مثل کسی که وجود داره رفتار بشه نه اینکه ازش بترسن یا فقط ازش بخوان استفاده کنن راستش آخرای کتاب واقعا برام غیر قابل تحمل شده بود ،چون با تمام این بدی ها و چیزایی که دیده بود بازم نزدیک بود دسته گل به آب بده ولی داستان رفت جلوتر و من حرفم رو پس گرفتم و نظرم در خصوص این شخصیت عوض شد:) 

بین این دختر و caduan یه داستان عاشقانه ای بود که خیلی زیبا بود ولی اشک شما رو در میاره و شاید بهش بگیم داستان عشق نافرجام؟

واقعا شخصیت پردازی این داستان عالی بود.

 از شخصیت های اصلی گرفته تا فرعی .

من قشنگ می تونستم احساسات شخصیت ها رو لمس کنم عشقشون رو ، نفرت ، پشیمانی، همه چیز کاملا قابل لمس بود و منشا داشت ، این نبود صرفا یه احساسی از روی باد هوا باشه ،

 و شما کاملا با شخصیت ها همدردی میکردین و واقعا این نویسنده قلم خیلی قوی داره و این کتابش خیلی خوب بود. هرچند کتاب افعی و بال های شب رو هم نوشته ولی من نخوندم اما از این مجموعه به شدت لذت بردم. 

این مجموعه  وقتی خلاصه اش رو خوندم من رو یاد سریر انداخت ولی خب شباهتی بهم نداشتن یک سری وجه اشتراک ها هست( هر دو تا شخصیت اصلی برده بودم) ولی دو تا داستان کاملا مجزا هستن و هیچ شباهتی بهم ندارن.

 این مجموعه خیلی شناخته شده نیست و امیدوارم اگه تو ایران ترجمه شد یا به هر دلیلی ترند شد خرابش نکنن چون واقعا یه اثر خیلی خوب توی ژانر خودش هست و خیلی حیفه.

در خصوص اسمات این کتاب این کتاب اسمات زیادی نداره و معمولیه یعنی خیلی اسپایسی نیست ولی همونم باعث میشه لبخند ملیح دندان نما بزنید!

این مجموعه رو توصیه میکنم؟ البته صد البته چون واقعا از مورد علاقه های من هستش 

و میتونم بهتون قول بدم خوندنش حسابی بهتون لذت میده چون داستانی در خصوص عدالت و عشق و تلاش برای یافتن یه خونه هستش، و واقعا خونه یعنی چی ؟ خونه می‌تونه یه مکان باشه یا یه آدم ، هر جایی که به تو حس تعلق رو بده ما به اونجا میگیم خونه✨

 اینکه واقعا کسی یا چیزی رو داشته باشی که براش تلاش کنی می‌تونه زیبا باشی جایی که بخوای یه خونه داشته باشی و کسی که بخواد مکان امن تو و خونه‌ی تو باشه

این کتاب واقعا فقط عشق نبود تلاش انسان ها برای آزادی و برای پیدا کردن جایی که بتونن بهش بگن خونه هستش داستان تلفیقی از همه ی اینها هستش و شما با این داستان همراه میشید و یه سفر رو با تیسانا و مکس برای آزادی و عشق شروع میکنین.

 

THE END.

 

 

 

نظرات (0)

او��ین نظر را برای این مقاله شما ثبت کنید.

0

نظرات (0)

ارسال نظر جدید

هنوز نظری ثبت نشده است.

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.