زوال خاطرات و هویت: نقدی بر کتاب پلیس حافظه
داستان رمان “پلیس حافظه” اثر یوکو اوگاوا، در جزیرهای بینام و منزوی رخ میدهد؛ جهانی پادآرمانشهری که چیزها به طرز غریبی در آن ناپدید میشوند. این ناپدید شدنه…
داستان رمان “پلیس حافظه” اثر یوکو اوگاوا، در جزیرهای بینام و منزوی رخ میدهد؛ جهانی پادآرمانشهری که چیزها به طرز غریبی در آن ناپدید میشوند. این ناپدید شدنه…
"اشتراک، یگانگی، ثبات"؛ شعار دنیایی که خوشبختی را به قیمت مرگ آزادی، میفروشد...
اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس میکشد.
ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناختهها. ما عاشق قصهها هستیم، که دنیا رو وارونه میکنن، سوال میپرسن، و مرز واقعیت رو به بازی میگیرن.
اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدمهایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز میشه، حس میکنن زندهان.
ما داستان مینویسیم، نقد میکنیم، بحث میکنیم، میخونیم و با همدیگه جهانهای تازه میسازیم. چون میدونیم ادبیات گمانهزن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیقتر شدن.
اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.
فراگُمان خونهی آدمهای خیالبازه. خونهی تو.