نویسنده مقاله: Shishi — The Inquirer
اگر یک روز متوجه شوی چیزی در جهان تغییر کرده، اما هیچکس جز تو متوجه آن نشده باشد، چه میکنی؟ هاروکی موراکامی در یکی از بلندپروازانهترین آثارش دقیقاً با چنین جهانی روبهرویمان میکند؛ جهانی آشنا که تنها با چند تفاوت کوچک، به چیزی ناشناخته تبدیل میشود.رمانی دربارهی این پرسش که وقتی واقعیت دیگر قابل اعتماد نباشد، انسان چگونه راه خودش را پیدا میکند.
مشکل از جایی شروع میشود که همهچیز درست به نظر میرسد
داستان با دو شخصیت آغاز میشود: آئومامه و تنگو.
آنها در ابتدا دو زندگی کاملاً جدا از هم دارند. آئومامه زنی مستقل است که زندگیاش را با دقت و نظمی خاص اداره میکند و همزمان یک قاتل سفارشی ،کسی که پنهانی مرد هایی که مستحق مرگ هستند را می کشد. تنگو هم استاد ریاضی پیش دانشگاهی که زندگی عاطفی پیچیده ای دارد و نویسندهای که هنوز نتوانسته جایگاه مستقلی برای خودش پیدا کند.دو مسیر داستانی تقریباً مستقل پیش میروند؛ بدون اینکه شخصیتها در ابتدا بدانند چه ارتباطی میانشان وجود دارد.
آئومامه در یکی از اتفاقات ابتدایی داستان متوجه میشود که چیزی در جهان تغییر کرده است. نشانهی سادهای وجود دارد: دو ماه در آسمان.
همچنین حوادثی که اصلا متوجه رخ داد آنها نبوده. کم کم اون متوجه دنیایی دیگر میشود و آن را 1Q84 می نامد. دنیایی که به نقل از خودش پرسشی در آن وجود دارد.
این جهان شباهت زیادی به 1984 دارد، اما دقیقاً همان نیست.این تفاوت کوچک، یکی از مهمترین ایدههای رمان را شکل میدهد:
اگر جهان تغییر کند، از کجا بفهمیم؟
در یک داستان فانتزی معمولاً ورود به جهان دیگر با یک مرز مشخص اتفاق میافتد؛ دری باز میشود، شخصیت وارد سرزمینی تازه میشود و همهچیز از ابتدا متفاوت است. اما موراکامی این مرز را تقریباً حذف میکند. جهان جدید آنقدر شبیه جهان قبلی است که شخصیت و خواننده هر دو مجبورند دائماً نشانهها را بررسی کنند.
همینجاست که 1Q84 بیشتر از اینکه دربارهی «جهان موازی» باشد، دربارهی اعتماد ما به واقعیت میشود.
دو مسیر، یک مقصد
در طرف دیگر داستان، تنگو وارد ماجرایی میشود که در ابتدا ارتباط چندانی با جهان عجیب آئومامه ندارد.او مأمور میشود رمانی به نام Air Chrysalis را بازنویسی کند؛ داستانی نوشتهشده توسط دختری نوجوان به نام فوکا-اِری. دختری ۱۷ ساله که از کودکی دیسلکسی داشته است.تنگو تصور میکند کاری ادبی انجام میدهد: متن ضعیفی را بازنویسی میکند تا بتواند منتشر شود.اما مسئله اینجاست که داستان فوکا-اِری کمکم از مرز «داستان» عبور میکند. این داستان در واقع آینهای برای خود 1Q84 است.داستانی دربارهی «مردم کوچک» و جهانی متفاوت مینویسد. تنگو آن را بازنویسی میکند و بعد، اتفاقاتی رخ میدهد که مرز میان آن داستان و واقعیت را از بین میبرد.در نتیجه، خود رمان به چیزی شبیه همان داستان تبدیل میشود.
موراکامی در اینجا با یک پرسش جذاب بازی میکند:
آیا نویسنده واقعیت را توصیف میکند یا آن را میسازد؟
اگر داستانی دربارهی جهانی دیگر نوشته شود، چه اتفاقی میافتد اگر آن جهان واقعاً وجود داشته باشد؟
موراکامی در این نقطه مرز میان نویسنده، داستان و واقعیت را عمداً مبهم میکند.
تنگو فقط دربارهی یک جهان دیگر نمینویسد؛ ممکن است با نوشتن، به ساختن یا تغییر دادن آن جهان کمک کند.

چه کسی حق دارد حقیقت را تعریف کند؟
یکی از مهمترین لایههای رمان، فرقهی Sakigake است.در ظاهر با یک گروه مذهبی روبهرو هستیم، اما موراکامی خیلی زود مسئله را از «دین» فراتر میبرد و به مفهوم قدرت میرساند. این گروه جهانی از معنا برای اعضایش میسازد؛ جهانی که در آن رهبر، حقیقتی متفاوت از حقیقت بیرون تعریف میکند.این همان جایی است که ارتباط 1Q84 با 1984 پررنگتر میشود.
در جهان اورول، قدرت فقط نمیخواهد رفتار انسانها را کنترل کند؛ میخواهد تعریف واقعیت را هم در اختیار داشته باشد.
اگر بتوانی به کسی بقبولانی که جهان را طور دیگری ببیند، تا کجا میتوانی زندگی او را تغییر دهی؟
از این منظر، دو ماه و فرقهی Sakigake بهرغم تفاوت ظاهری، به یک مسئله مربوط میشوند: چه چیزی واقعیت را برای ما واقعی میکند؟

ارتباط با ۱۹۸۴ جورج اورول
این ارتباط را نمیتوان صرفاً یک ارجاع ادبی دانست؛ موراکامی از رمان اورول بهعنوان نقطهی شروعی برای بازی با مفهوم واقعیت و حقیقت استفاده میکند.
در 1984، حکومت با نظارت، سانسور و دستکاری گذشته تلاش میکند واقعیت را کنترل کند؛ اگر قدرت بتواند تعیین کند چه چیزی حقیقت دارد، دیگر مرز مشخصی میان حقیقت و روایت باقی نمیماند. موراکامی همین دغدغه را، اما در فضایی متفاوت، وارد 1Q84 میکند. در جهان او نیز شخصیتها کمکم متوجه میشوند واقعیتی که میشناختند قابل اعتماد نیست و نیروهایی وجود دارند که میتوانند بر باور و ادراک انسانها اثر بگذارند.
حتی عنوان کتاب هم مستقیماً به اورول اشاره دارد: داستان در سال ۱۹۸۴ آغاز میشود، اما آئومامه پس از تغییرات عجیبی در جهان، نام 1Q84 را برای آن انتخاب میکند؛ جهانی که تقریباً همان جهان قبلی است، اما دیگر دقیقاً آن نیست. حرف Q هم بهخاطر شباهت تلفظش با عدد ۹ در ژاپنی، همزمان یادآور «1984» و نشاندهندهی این تغییر است.
بنابراین اگر 1984 میپرسد «چه کسی حقیقت را کنترل میکند؟»، 1Q84 یک قدم جلوتر میرود و میپرسد:
«اگر خودِ واقعیتی که در آن زندگی میکنیم قابل تشخیص نباشد، از کجا بفهمیم حقیقت کدام است؟»
در ادامه، مسیر آئومامه و تنگو که در ابتدا کاملاً جدا به نظر میرسد، کمکم به یکدیگر نزدیک میشود. خاطرهای از دوران کودکی و رابطهای که سالها پیش میان آنها شکل گرفته، تبدیل به یکی از مهمترین پیوندهای داستان میشود. آنها در جهانی که هر لحظه بیشتر از واقعیت آشنای خود فاصله میگیرد، به دنبال یکدیگر هستند؛ درحالیکه نیروهایی ناشناخته تلاش میکنند این مسیر را تغییر دهند.
با پیش رفتن داستان، عناصر مختلفی که در ابتدا جدا از هم به نظر میرسیدند—دو ماه، Sakigake، مردم کوچک، Air Chrysalis، گذشتهی آومامه و تنگو—کمکم در یک شبکهی واحد قرار میگیرند.
به همین دلیل، 1Q84 را نمیشود فقط داستان ورود یک زن به یک جهان موازی دانست. داستان دربارهی دو انسانی است که در جهانی که قوانینش دیگر کاملاً قابل اعتماد نیست، تلاش میکنند بفهمند چه اتفاقی افتاده و چگونه میتوانند راه بازگشت و رسیدن به یکدیگر را پیدا کنند.
آئومامه و تنگو؛ دو شخصیت در دو طرف یک روایت
آنها سالهاست یکدیگر را ندیدهاند، اما خاطرهی یک دیدار کوتاه از دوران کودکی همچنان در ذهن هر دو باقی مانده است.
رابطهی آنها بیشتر از آنکه بر حضور استوار باشد، بر انتظار، خاطره و جستوجو ساخته شده است.به همین دلیل، عشق در 1Q84 شبیه داستانهای عاشقانهی معمول نیست. اینجا عشق بیشتر شبیه نیرویی است که دو خط داستانی را به سمت یک نقطه میکشد.
ابهام؛ نقطه قوت یا راه فرار؟
این کتاب در سه جلد ترجمه شده و رمان کوتاهی نیست.موراکامی زمان زیادی را صرف شخصیتها، جزئیات و خطوط داستانی مختلف میکند.
این گستردگی به رمان اجازه میدهد جهان بسیار مفصلی بسازد، اما همزمان باعث شده یکی از اصلیترین انتقادها به کتاب، طولانی بودن و کند شدن ریتم آن در بخشهایی از داستان باشد.
گاهی جزئیاتی که در ابتدا مهم به نظر میرسند، مدت زیادی در داستان باقی میمانند و بعضی توضیحات نیز بارها به شکلهای مختلف تکرار میشوند.
ارزش اصلی کتاب در این نیست که همهی سؤالات را جواب میدهد؛ بلکه در این است که سؤالهایش را طوری طراحی میکند که بعد از تمام شدن کتاب هم از بین نروند.
این کتاب یکی از شاهکار های ادبیات ژاپن است و پس از انتشار به یکی از پرفروشترین آثار هاروکی موراکامی تبدیل شد و در بازارهای بینالمللی هم توجه گستردهای به خود جلب کرد. این رمان همچنین موراکامی را بیش از پیش به یکی از شناختهشدهترین نویسندگان معاصر ژاپن در جهان تبدیل کرد.

نظرات (1)
من این کتاب رو نخوندم ولی پرسش هایی که توی مقاله عنوان شده بود، پیشتر هم از دیگر نویسنده ها شنیده شده بود. شاید پرسش ها نو نباشن ولی مطمئنم موراکامی از یه زاویه دیگه بهشون پاسخ داده. قلم نویسنده مقاله هم عالی بود، لذت بردم
برای ارسال نظر، لطفاً وارد شوید یا از دکمه شناور استفاده کنید.