بازگشت به خانه
سرگذشت بلیچ: از خواب زمستانی تا برگشت به عرصه
انیمه

سرگذشت بلیچ: از خواب زمستانی تا برگشت به عرصه

در اوایل دهه ۲۰۰۰، مجله «ویکلی شونن جامپ» دوران طلایی جدیدی را تجربه می‌کرد. سه عنوان به چنان شهرت و فروشی رسیدند که در سراسر جهان به «بیگ تری» معروف شدند: وان‌پیس، ناروتو و بلیچ. با این حال، سال‌ها بعد وقتی حرف از این سه‌گانه می‌شود، نام بلیچ گاهی کمرنگ‌تر شنیده می‌شود و حتی برخی طرفداران جدید ناآگاهانه دراگون بال را جایگزین آن می‌کنند. چه اتفاقی افتاد که استایلیش‌ترین انیمه دهه ۲۰۰۰ موقتاً از کورس رقابت عقب افتاد؟در این مقاله به بررسی حواشی، علت‌ وقفه و ظهور دوباره آن می‌پردازیم.

سرگذشت بلیچ: از خواب زمستانی تا برگشت به عرصه

در اوایل دهه ۲۰۰۰، مجله «ویکلی شونن جامپ» دوران طلایی جدیدی را تجربه می‌کرد. سه عنوان به چنان شهرت و فروشی رسیدند که در سراسر جهان به «بیگ تری»(The Big Three) معروف شدند: وان‌پیس، ناروتو و بلیچ. با این حال، سال‌ها بعد وقتی حرف از این سه‌گانه می‌شود، نام بلیچ گاهی کمرنگ‌تر شنیده می‌شود و حتی برخی طرفداران جدید ناآگاهانه دراگون بال را جایگزین آن می‌کنند. چه اتفاقی افتاد که استایلیش‌ترین انیمه دهه ۲۰۰۰ موقتاً از کورس رقابت عقب افتاد؟در این مقاله به بررسی حواشی، علت‌ وقفه و ظهور دوباره آن می‌پردازیم.

اوایل دهه 2000 میلادی:

 سه عنوان محبوب در مجله شونن جامپ به رقابت می‌پرداختند، ناروتو، بلیچ و وان‌پیس. بلیچ در ابتدای کار حتی نسبتا جلو بود، هنگامی که هنوز ناروتو و وان‌پیس با پیسینگ کندتر آرام آرام پیش می‌رفتند، بلیچ وارد آرک‌های مهیج و مهمی شده بود. اما رفته رفته، اوضاع برخلاف میل طرفداران بلیچ پیش رفت. از سال 2001 تا 2006 دوران طلایی کوبو بود، یعنی آرک سول سوسایتی و مامور شینیگامی. از سال 2006 تا 2010 کم کم فرسودگی خاموش کوبو شروع شد. نبردهای طولانی آرک هوئکو موندو و نبرد کاراکورا، کوبو را حسابی از پا انداخت، اما با همه این مسائل سعی کرد که شکست آیزن را محقق سازد. از اینجا به بعد بود که سقوط جسمی کوبو گریبان‌گیر شد. از سال 2010 تا 2012 یعنی آرک فول برینگر و مامور گمشده، کوبو از نظر جسمانی افت کرد. سرما خوردگی‌های ساده او را زمین‌گیر ‌می‌کرد. تایت کوبو حتی تعطیلات آخر هفته شونن جامپ را کامل در رخت خواب سپری می‌کرد تا فقط بتواند مانگا را ادامه دهد. انتظار تحویل دادن 20 صفحه بدون چون و چرا از سوی مخاطبین، سیستم سنتی و فشار کاری شدید مجله و وضعیت سلامتی رو به افول او، همه  و همه دست به دست هم دادند و باعث افت بلیچ در این آرک‌های پرکشش شدند. در نهایت به دلیل سقوط امتیازهای بلیچ در جدول، انیمه آن در سال 2012 متوقف شد. کوبو بعدها فاش کرد که از سال 2011، بدن او دیگر توانایی ادامه نداشت.

بحران نهایی و سریع تمام شدن بلیچ:

 با رسیدن به آرک جنگ خونین هزارساله، وضعیت سلامتی کوبو با فروپاشی مواجه شد. در اوایل این آرک وی اظهار داشت که مصالح ادامه دادن بلیچ تا ده سال آینده را در ذهن دارد، اما در سال 2014 تسلیم شد. فشار کاری 15 سال متوالی باعث شده بود که دچار پارگی تاندون بشود. بارها به بیمارستان مراجعه کرد و بستری شد، تا در نهایت یه علت درد زیاد و فشار روانی ناشی از کار تصمیم گرفت که مانگا را در عرض یک الی دو سال به اتمام برساند و بدین ترتیب پایان کار مانگای بلیچ در سال 2016 رقم خورد. نتیجه این تصمیم باعث شد که بسیاری از جزئیات و رازهای دنیای بلیچ به خاموشی سپرده شود.

واکنش رسانه و فندوم:

در جریان افت بلیچ، کوبو از سمت رسانه و طرفداران بازخورد خوبی پیدا نکرد. با انتشار هر چپتر از مانگا در اوج مریضی و فشار، موجی از تمسخر و واکنش‌های منفی در اینترنت به راه می‌افتاد. این در حالی بود که وان‌پیس و ناروتو همچنان در حال پیشرفت بودند و ناروتو بسیار بازخورد‌های خوبی می‌گرفت، اما بلیچ از رقابت جا مانده بود.

بهای سنگین انتظارات مخاطبان:

 در همین سال‌ها، کوبو تنها کسی نبود که تحت فشار واقع شده بود، مانگاکای برزرک، کنتارو میورا نیز سال‌ها به علت وقفه‌های طولانی مورد تمسخر و ترول‌های اینترنتی قرار می‌گرفت. کمتر کسی در آن زمان متوجه ابعاد فشار ناشی از کار هنری طولانی بود. در سال 2021 اما خبری ناگهانی اینترنت را در شوک فرو برد:کنتارو میورا مرده بود.

 بیماری قلبی‌ای که سال‌ها از آن رنج می‌برد سرانجام گریبانش را گرفته بود.

درد و بیماری کوبو و مرگ میورا، مانند شوک الکتریکی به قلب یک صنعت خواب‌زده عمل کرد. پس از این دو رویداد، نگاه جامعه طرفداری و سیاست مجلات به طور اساسی تغییر کرد:

  •   شکسته شدن تابوی توقف: دیگر کسی با دیدن عبارت "Manga on hiatus next week" خشمگین نمی‌شود. امروزه در پلتفرم‌هایی مثل توییتر و ردیت، اولین واکنش جامعه به اعلام وقفه برای آثار مختلف، عبارت «لطفاً استراحت کن و سلامت بمان» است.
  • تغییر رویکرد ناشران: ناشرانی مثل شوئیشا برنامه‌های منظم استراحت برای مانگاکاها تنظیم کردند؛ روندی که در استراحت‌های منظم ایچیرو اودا (خالق وان‌پیس) یا وقفه دادن به مانگاکاهای جوان نهادینه شد.
  • اعاده حیثیت از قربانیان گذشته: وقتی بعدها جزئیات بیماری کوبو و فشار شوئیشا به او علنی شد، ورق کاملاً برگشت. طرفداران فهمیدند آنچه باعث افت بلیچ شد بی‌هنری کوبو نبود، بلکه یک سیستم کاری غیرانسانی بود.

بازگشت بلیچ به عرصه:

در سال 2015، بازی موبایلی Bleach: Brave Souls عرضه شد، که در سطح دنیا از آن استقبال قابل توجهی شد. همین مسئله باعث شد که تلنگری به مدیران بازرگانی نشر شوئیشا و استدیو پیرو وارد بشود: یک فرصت تجاری عالی. فندوم بلیچ هنوز نمرده بود، بلکه تشنه بود و سال‌ها انتظار می‌کشید. از طرفی جنگ پلتفرم‌های استریم به راه افتاده بود، جایی که پول در آن خوابیده بود. پس بلیچ در سالگرد بیستمین سال انتشارش(2021) باز به میدان بازگشت؛ بازگشتی که باشکوه بود. تایت کوبو اختیار تام داشت، سلامتش را بازیافته بود  و دیگر آن مانگاکای شکسته 2016 نبود. نیازی هم به پول نداشت و مانگا به اتمام رسیده بود، پس یک اولتیماتوم به استدیو پیرو و شوئیشا داد:

«اگر قرار است نظرات، بررسی‌ها و وسواس‌های من مانع کار شما باشد یا آن را مزاحمت تلقی کنید، ترجیح می‌دهم اصلاً این انیمه را نسازید. اما اگر قرار است ساخته شود، من می‌خواهم در جزئی‌ترین مراحل دخالت کنم و همه‌چیز باید از زیر دست من رد شود.»

او همچنین گوشزد کرد:

«به آن‌ها هشدار دادم که قرار نیست مثل خیلی از مؤلف‌ها فقط یک ناظر تشریفاتی باشم که در جلسات سر تکان می‌دهد و لبخند می‌زند؛ من قرار است بسیار سرسخت و بی‌رحم باشم و بازخوردهای منتقدانه فراوان خواهم داد.»

 در نتیجه همه این مسائل، ساخت این انیمه دوباره به راه افتاد. آنچه امروزه در آرک آخر جنگ هزارساله می‌بینید، به گفته خود کوبو، چیزی است که او بخاطر بیماری‌اش نتوانسته بود در مانگا به تصویر بکشد.

حرف آخر: تایت کوبو و کنتارو میورا، نمونه بارزی از قربانیان مارکتینگ و سیستم کاری فشرده بودند، و فدا شدن این دو شخصیت باعث شد تا در جامعه اینترنتی و کاری صنعت مانگا و انیمه، بریک‌های طولانی پذیرفته بشوند.

نظرات (0)

او��ین نظر را برای این مقاله شما ثبت کنید.

0

نظرات (0)

ارسال نظر جدید

هنوز نظری ثبت نشده است.

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.