← بازگشت به اخبار

«اندوهی در آن نهفته بود. اما او در عین حال بسیار سرسخت و قدرتمند است»: آهنگساز سریال «فانوس‌ها» درباره ساخت تم موسیقی جان استوارت

«اندوهی در آن نهفته بود. اما او در عین حال بسیار سرسخت و قدرتمند است»: آهنگساز سریال «فانوس‌ها» درباره ساخت تم موسیقی جان استوارت

استفانی اکونومو، آهنگساز، در گفتگو با «ریاکتور» از ریف گیتاری می‌گوید که به تم اصلی جان استوارت تبدیل شد، از دلایلش برای مستقل نگه داشتن قطعه‌ی «رویاهای بنزینی» و بسیاری موارد دیگر. مطلب «غم و اندوهی در آن نهفته بود، اما در عین حال بسیار سرسخت و قدرتمند است»: گفتگوی آهنگساز سریال «فانوس‌ها» درباره‌ی ساخت تم جان استوارت، نخستین بار در «ریاکتور» منتشر شد.

فیلم و سریال

فانوس‌ها

«غم و اندوهی در آن نهفته بود. اما او در عین حال خیلی هم سرسخت است»: گفت‌وگو با آهنگساز سریال «فانوس‌ها» درباره ساخت تم جان استوارت

استفانی اکونومو، آهنگساز، در گفت‌وگو با «ریاکتور» از ریف گیتاری می‌گوید که به تم اصلی جان استوارت تبدیل شد، از اینکه چرا اجازه داد آهنگ «Gasoline Dreams» به‌طور مستقل در سریال بدرخشد و بسیاری موارد دیگر.

نوشته ونسا آرمسترانگ
تاریخ انتشار: ۲ سپتامبر ۲۰۲۶

اعتبار عکس: جان جانسون/اچ‌بی‌او مکس

در قسمت اخیر سریال «فانوس‌ها»، با شخصیت جان استوارت (با بازی آرون پیر) بیشتر آشنا شدیم. داستان خاستگاه او، به‌ویژه برای سریالی که تا این حد شخصیت‌محور است، اهمیت زیادی دارد و استفانی اکونومو، آهنگساز سریال، اطمینان حاصل کرد که ظرافت‌های شخصیتی او در تم موسیقی‌اش بازتاب یابد. او به من گفت: «شروع کردم به نواختن آکوردهای بسیار ساده‌ای که از نظر من، حس و حال جان را داشتند. آن‌ها کاملاً تنها بودند. استوار و با اعتمادبه‌نفس بودند، اما در عین حال نوعی غم در خود داشتند. غم و اندوهی در آن نهفته بود. اما او در عین حال خیلی هم سرسخت است، بنابراین می‌خواستم ریفی برایش بنویسم که این ویژگی را هم در بر بگیرد.»

تم جان استوارت یکی از موضوعاتی بود که در مصاحبه این هفته با اکونومو درباره‌اش صحبت کردم. ما همچنین درباره صحنه‌های خاصی از قسمت اخیر، از جمله اینکه چگونه استفاده از موسیقی‌های انتخابی (Needle Drops) بر کار او تأثیر می‌گذارد (یا نمی‌گذارد) و اینکه چگونه تم‌های هال جردن (کایل چندلر) و جان با پیشرفت فصل تغییر می‌کنند، بحث کردیم.

در ادامه، گفت‌وگوی کامل ما را بخوانید. هشدار! همان‌طور که در بالا ذکر شد، این مصاحبه حاوی اسپویلرهای جزئی از قسمت سوم «فانوس‌ها» با عنوان «OutKast» است.

این مصاحبه برای وضوح و اختصار ویرایش شده است.

وقتی برای اولین بار پروژه «فانوس‌ها» به شما سپرده شد، روند کلی شما برای رسیدن به تم اصلی و به‌طور خاص برای دو شخصیت اصلی، جان و هال، چگونه بود؟

اولین قدم من این بود که شروع به نوشتن چند قطعه تم، جدا از تصاویر کنم تا واکنش کریس ماندی (شورنار سریال) را نسبت به سوالاتی از این دست بسنجم: آیا حس می‌کنی این دنیای صوتی مناسب است؟ آیا فکر می‌کنی این ملودی به‌طور عمیق‌تری با فانوس‌های سبز همخوانی دارد؟

فکر می‌کنم اولین چیزی که نوشتم، تم «فانوس‌ها» بود. یک قطعه دو یا سه دقیقه‌ای با پیانو، گیتار-ویول (GuitarViol)، سازهای زهی و سینتی‌سایزر ساختم تا واکنش او را ببینم. او به آن گوش داد و گفت: «بله، همین است.» و احساس کردم که می‌توانم این تم را در موقعیت‌های مختلف به کار بگیرم؛ می‌تواند در لحظاتی صمیمی شود، در لحظاتی بسیار باشکوه باشد و در جاهای دیگر، کاملاً ناآرام و بی‌ثبات به نظر برسد. پس آن را انجام دادم و بعد یک قطعه برای آنچه به تم بیگانگان تبدیل شد نوشتم، چون از خواندن فیلم‌نامه‌ها برای کشف اینکه آن دنیا چگونه خواهد بود، بسیار هیجان‌زده بودم.

من روی اینکه تم‌های شخصیت‌ها چگونه باید به نظر برسند، آزمایش‌های زیادی انجام می‌دادم. در ذهن من، موسیقی راک به دلیل ماهیت خشن و واقع‌گرایانه فضا و نگرش این شخصیت‌ها، تأثیر زیادی داشت. من عاشق موسیقی راک هستم؛ این چیزی است که در اوقات فراغتم گوش می‌دهم. بنابراین شروع به انتخاب چند ساز کردم... من گیتار را خوب نمی‌نوازم، اما خوشبختانه با چند گیتاریست فوق‌العاده همکاری کردم. ساختن تم‌ها با آن ساز و متولد شدنشان به آن شکل، اصیل‌ترین راه برای روایت داستان به نظر می‌رسید.

برای تم جان، اولین صحنه از قسمت اول، جان را در کودکی نشان می‌دهد که پدرش سیب را از روی سر او هدف می‌گیرد. آن اولین قطعه‌ای بود که واقعاً برای تصویر نوشتم و تم جان درست در همان لحظه متولد شد. یک روز که هوا خوب بود، بیرون استودیو نشسته بودم و گیتاری به نام «باریتون رابر بریج» برداشتم و شروع کردم به نواختن آکوردهای بسیار ساده‌ای که از نظر من، حس جان را داشتند. آن‌ها کاملاً تنها بودند. استوار و با اعتمادبه‌نفس بودند، اما در عین حال نوعی غم در خود داشتند. غم و اندوهی در آن نهفته بود. اما او در عین حال خیلی هم سرسخت است، بنابراین می‌خواستم ریفی برایش بنویسم که این ویژگی را هم در بر بگیرد. پس این ریف بیس را روی آن آکوردها و یک بخش کیبورد الکتریک با دیستورشن نوشتم و این چیزی شد که به تم جان تبدیل شد. تم هال هم به همین شکل شکل گرفت. می‌خواستم غرور، سرسختی و نگرش هال را به تصویر بکشم و یک گیتار بیس برداشتم و شروع به آزمایش دنیای صوتی او کردم.

برای قسمت سوم، «OutKast»: بدیهی است که معانی متعددی در این عنوان وجود دارد و آهنگ «Gasoline Dreams» نقش مهمی در داستان آن قسمت ایفا می‌کند. آیا آن آهنگ بر نحوه آهنگسازی شما تأثیر گذاشت؟

از همان ابتدای آن قسمت می‌دانستم که آن آهنگ قرار است در آنجا باشد، چون آن‌ها با همان آهنگ فیلم‌برداری کرده بودند. فکر می‌کنم حتی در فیلم‌نامه هم بود. من اجازه ندادم آن آهنگ بر موسیقی متن من تأثیر بگذارد. به‌عنوان یک آهنگساز، وقتی صحبت از استفاده از آهنگ‌های انتخابی می‌شود، دو رویکرد دارم و هر دو را به روش‌های مختلف انجام داده‌ام. اگر آهنگ‌ها برای تار و پود موسیقی و سریال بسیار مهم باشند، گاهی اوقات یک رشته از آن را برمی‌دارم تا بر موسیقی متن هم تأثیر بگذارد تا با هم نفس بکشند. یا اینکه کار کاملاً متفاوتی انجام می‌دهم. در اینجا، اجازه دادم آهنگ خودش بدرخشد و اهمیتش را حفظ کند و موسیقی متن شخصیت متفاوتی به خود بگیرد. آهنگ «OutKast» بر تم جان یا هیچ‌چیز دیگری تأثیر نگذاشت. اجازه دادم آن آهنگ فقط جنبه‌ای از او باشد که موسیقی من به آن نپرداخته است.

اما تم هال، به نوعی از یک آهنگ انتخابی که بعداً در فصل پخش می‌شود، الهام گرفت. نه مستقیماً، اما تأثیری بود که هنگام نوشتن تم او در ذهنم داشتم و بعد وقتی آن را در یکی از قسمت‌ها شنیدم، با خودم گفتم: «اوه آره، این واقعاً برای او مناسب است.» بنابراین می‌تواند از هر دو طرف کار کند. اما عاشق این هستم که «OutKast» چنین قطعه تعیین‌کننده‌ای در قسمت سوم است.

یک چیزی که در قسمت سوم متوجه شدم این بود که وقتی جان برای اولین بار حلقه را به دست می‌کند و ساعت را واقعی می‌کند، موسیقی‌ای که پخش می‌شود تقریباً ناهماهنگ است. می‌توانید بگویید چگونه به آن لحظه نزدیک شدید؟

آن در واقع از همان قطعه اصلی تم «فانوس‌ها» گرفته شده است. وقتی نشستم تا آن اولین قطعه موسیقی را بنویسم، تمام فیلم‌نامه‌ها را خوانده بودم، بنابراین همه چیز در ذهنم در حال جوشش بود. نمی‌خواستم آن لحظه یک چیز درخشان، پیروزمندانه و مغرورانه باشد، چون خودِ نگهبانان (Guardians) بی‌ثباتی و نوعی فساد دارند که در بسیاری از کتاب‌های کمیک می‌بینید.

بنابراین آکوردهایی نوشتم که با سرعت‌های کمی متفاوت از یکی به دیگری می‌لغزند، بنابراین هرگز کاملاً سر جای خود نمی‌نشینند. گرد و درخشان نیست. کمی ناآرام‌کننده است و فکر می‌کنم چیزی که کریس ماندی در مورد آن دوست داشت، این بود که ناقص و کمی دلسردکننده به نظر می‌رسید و این برای آن لحظه که جان برای اولین بار حلقه را به دست می‌کند، درست بود. با اینکه این لحظه، لحظه «وای، تمام عمرم منتظر این لحظه بودم» است، فکر می‌کنم چیزی پیش‌دستانه، عصبی‌کننده و شوکه‌کننده در کل موقعیت وجود دارد. انگار که واقعاً دارد اتفاق می‌افتد و شاید کمی هم پیش‌گویی باشد.

خودِ تم ترکیبات مختلفی دارد. آن آکوردهای سینتی‌سایزر لغزان یکی از آن‌هاست. یک موتور (ریتم تکرارشونده) وجود دارد که با گیتار و کیبورد نواخته می‌شود و وقتی او ساعت را می‌سازد، حس انتظار را القا می‌کند و سپس خودِ تم است که با پیانو و سازهای زهی نواخته می‌شود و درست وقتی حلقه را به انگشتش می‌اندازد، آن را می‌شنوید. بنابراین شما آن تم باشکوه را دارید و در زیر آن، آکوردهای ناآرام و بی‌ثبات.

می‌توانید بیشتر درباره آن «موتور» که هنگام ساخت ساعت می‌نوازد، صحبت کنید؟

این یک فیگور تکرارشونده و درهم‌تنیده است، عنصری از تم که گاهی اوقات آن را به تنهایی و جدا از ملودی اصلی می‌شنوید. برای من، این تکه‌ای از تکانه است که تم «فانوس‌ها» را دنبال می‌کند. مثل توپی است که تمام عمرش در وجود جان غلتیده است. بنابراین این انتظاری است که می‌خواستم با آن موتور ایجاد کنم و وقتی او ساعت را می‌سازد، می‌خواستم مخاطب بتواند حس کند که تمام قطعات در حال کنار هم قرار گرفتن هستند.

«فانوس‌ها» سریالی بسیار شخصیت‌محور است و به همین دلیل بر قوس داستانی جان و هال تمرکز دارد. فرض می‌کنم هر دو شخصیت در طول قسمت‌ها سفری را طی می‌کنند؛ آیا تم‌های آن‌ها در طول فصل تغییر می‌کند؟

بله، تغییر می‌کنند. از آنجایی که روایت داستان گاهی غیرخطی است و ما در دوره‌های زمانی مختلف جابه‌جا می‌شویم، می‌خواستم آگاهی‌ام را نسبت به لنزهای مختلفی که می‌توانم داستان این شخصیت‌ها را از طریق آن‌ها روایت کنم، حفظ کنم. بنابراین تم جان تحت چندین پردازش سبکی مختلف قرار می‌گیرد؛ از جمله در قسمت بعدی که صحنه‌ای وجود دارد که بسیار تحت تأثیر سبک «تریپ-هاپ» است، اما همچنان تم او را روی بیس می‌شنوید.

همچنین بازآرایی‌هایی از تم‌ها وجود دارد. تم هال در خط زمانی آینده از لنز بسیار متفاوتی دیده می‌شود. کمی سردتر است. سازهای زهی دارد. کمی منزوی‌تر است. تکامل تم‌ها همیشه چیزی است که به‌عنوان یک آهنگساز می‌خواهم تا حد امکان به آن توجه کنم. نمی‌خواهم یک قطعه ثابت آن‌ها را دنبال کند، چون برای آنچه در خودِ داستان اتفاق می‌افتد، مناسب نیست.

آیا سکانس مورد علاقه‌ای از سه قسمت اول دارید که برایتان برجسته باشد؟

به‌طور خاص چالش‌برانگیز نبود، اما واقعاً عاشق آهنگسازی برای صحنه‌هایی بودم که جان در مأموریت نظامی‌اش است و نه ماه در کمین به سر می‌برد. می‌خواستم پالت متفاوتی برای آن صحنه‌ها کشف کنم، بنابراین لایه‌های زیادی از سازهای کوبه‌ای، چوبی و طبل‌های چوبی را با میکروفون‌های بسیار نزدیک ضبط کردم... آن صداها شبیه هیچ‌چیز دیگری در موسیقی متن نیست. می‌توانم بگویم که ملموس‌تر است؛ می‌خواستم حس کنید که آنجا در خاک کنار او هستید. از جهاتی کمی شبیه تیک‌تاک ساعت است و گذر زمان را با او حس می‌کنید. و بعد تم او را از آن لنز می‌شنوید، بنابراین این هم راه متفاوتی است که تم جان را می‌شنویم. عاشق آهنگسازی برای آن صحنه‌ها بودم چون قبلاً هرگز فرصت نوشتن چنین موسیقی‌ای را نداشتم و احساس می‌کردم محیط آن را می‌طلبد.

قسمت‌های جدید «فانوس‌ها» یکشنبه‌ها از HBO Max پخش می‌شود.

منبع اصلی: https://reactormag.com/lanterns-interview-composer-stephanie-economou/

تازه‌ترین اخبار

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.