برای ساخت موسیقی متن «مردان ایکس ۹۷» به چند نسخه نیاز است؟ برادران نیوتن میگویند نزدیک به دوازده نسخه.
در مصاحبهای با «ریاکتور»، برادران نیوتن (جان اندرو گراش و تیلور نیوتن استوارت) از ظرافتهای آهنگسازی برای یک سریال انیمیشنی میگویند. مطلب «برای ساخت تم اصلی سریال X-Men ’97 به چند نسخه نیاز است؟ برادران نیوتن میگویند نزدیک به دوازده تا» نخستین بار در «ریاکتور» منتشر شد.
فیلم و تلویزیون
مردان ایکس ۹۷
برای ساخت نسخه اصلی «مردان ایکس ۹۷» به چند نسخه نیاز است؟ برادران نیوتن میگویند نزدیک به دوازده نسخه
در مصاحبهای با «ریاکتور»، برادران نیوتن (جان اندرو گراش و تیلور نیوتن استوارت) از ظرافتهای ساخت موسیقی برای یک سریال انیمیشنی میگویند.
نوشته ونسا آرمسترانگ
منتشرشده در ۱ سپتامبر ۲۰۲۶
عکس از مارول انیمیشن
تیتراژ آغازین «مردان ایکس ۹۷» باید از یک مسیر دشوار عبور میکرد: هم باید ادای احترامی به یک تم موسیقی شناختهشده و محبوب میبود که طرفدارانِ همنسلِ آن، احساسات عمیقی نسبت به آن دارند، و هم باید نگاهی تازه به این اثر ارائه میداد.
برادران نیوتن که آهنگسازی این سریال انیمیشنی را بر عهده دارند، این کار را بسیار جدی گرفتند. این دو نفر که در واقع برادر نیستند، ۱۰ یا ۱۱ نسخه از این قطعه را با رویکردهای متفاوت ساختند. گراش در مصاحبهای مشترک با استوارت به من گفت: «ما یک نسخه آرام و غمگین فقط با پیانو داشتیم که در نهایت در فصل اول پس از مرگ گمبیت از آن استفاده کردیم. یک نسخه تمامسینتیسایزری داشتیم که کمی تندتر بود. یک نسخه تمامارکسترال و یک نسخه تمامکُرال هم داشتیم. بعد از آن هم سه یا چهار نسخه ترکیبی ساختیم که یکی از همان نسخههای ترکیبی، همان چیزی است که در سریال میشنوید.»
در این گفتگو، گراش و استوارت درباره آهنگسازی برای صحنههای مورد علاقهشان، تفاوت ساخت موسیقی برای انیمیشن و لایو-اکشن (برادران نیوتن روی پروژههای دیگری از جمله «دردویل: تولد دوباره» و ۱۳ همکاری با مایک فلاناگان کار کردهاند) و اینکه چگونه تغییر دو نت، صحنهای دلخراش در اواخر فصل دوم را تحت تأثیر قرار داد، صحبت کردند.
ادامه مطلب را برای خواندن گفتگوی کامل دنبال کنید. همچنین، از آنجا که درباره رویدادهای فصل دوم صحبت میکنیم، این را به عنوان هشدار اسپویل در نظر بگیرید!
تصویر: مارول انیمیشن
این مصاحبه برای شفافیت و اختصار ویرایش شده است.
بیایید با آهنگ اصلی شروع کنیم. میتوانید بگویید چطور برای خلق نسخه جدید اقدام کردید؟
گراش: اولین کاری که همیشه انجام میدهیم، چه در حال بازسازی یک اثر باشیم و چه الهام گرفتن از آن، یادگیری کامل آن است؛ یعنی دقیقاً یاد بگیریم چطور آن را همانطور که هست بنوازیم. از آنجا به بعد، فرآیندِ امتحان کردنِ چیزهای مختلف شروع میشود. برای این تم، واقعاً مهم بود که گند نزنیم، بهویژه برای خودمان، چون هر دو در زمان پخش نسخه اصلی، از آن لذت میبردیم.
الان دقیق یادم نیست، اما داشتیم به تعداد دو رقمی نسخهها نزدیک میشدیم. ما یک نسخه آرام و غمگین فقط با پیانو داشتیم که در نهایت در فصل اول پس از مرگ گمبیت از آن استفاده کردیم. یک نسخه تمامسینتیسایزری داشتیم که کمی تندتر بود. یک نسخه تمامارکسترال و یک نسخه تمامکُرال هم داشتیم. بعد از آن هم سه یا چهار نسخه ترکیبی ساختیم که یکی از همان نسخههای ترکیبی، همان چیزی است که در سریال میشنوید.
ما همه آنها را به تیم ارائه ندادیم، اما فکر میکنم حدود چهار نسخه را نشان دادیم. فکر میکنم نسخه فوقالعاده غمگین، همان نسخه پیانوی آرام [که در نهایت برای مرگ گمبیت استفاده شد] و سه نسخه دیگر را ارائه کردیم. ما آن را به عنوان طیفی از ایدهها معرفی کردیم. و نسخههایی را که فکر میکردیم جواب نمیدهند، سرسری انجام ندادیم. ما با تمام وجود روی آنها کار کردیم و گفتیم: «بیایید امتحانش کنیم؛ مثلاً اگر این فقط با سینتیسایزرهای CS-80 ساخته میشد، چه صدایی داشت؟»
تصویر: مارول انیمیشن
شما به نسخه کُرال تم اصلی اشاره کردید. یکی از چیزهایی که هنگام گوش دادن به موسیقی متن متوجه شدم، استفاده از آواز در لحظات خاص بود. میتوانید درباره فرآیند تصمیمگیریتان برای استفاده از آواز در برابر سایر سازها بگویید؟
استوارت: نکته درباره آواز این است که معمولاً به دلیل ماهیت ساز، صمیمیت و ارتباط شخصی زیادی ایجاد میکند. ما خوششانس هستیم که با یک گروه کُر ضبط میکنیم و دستیارمان [لیلی مارلوویتس] هم یک سوپرانوی فوقالعاده است. بسته به صحنه، از کُر یا تکخوانی استفاده میکنیم. این کار صحنهها را حماسیتر میکند و وقتی از یک گروه کُر کامل استفاده میکنید، اگر آن را نرم و ملایم اجرا کنید، میتواند غمانگیزتر هم باشد. همه چیز به اتفاقات روی صفحه و انیمیشن بستگی دارد.
صحبت از انیمیشن شد؛ سؤالم این است که آهنگسازی برای انیمیشن در مقایسه با لایو-اکشن چگونه است؟ آیا فرآیند متفاوتی دارد؟
گراش: با وجود شباهتها با لایو-اکشن، انیمیشن میتواند بسیار خاص باشد. خیلی اوقات ما روی طرحهای اولیه یا انیماتیکهایی کار میکنیم که همه جزئیات انیمیشن را ندارند، و وقتی نسخه نهایی انیمیشن به دستمان میرسد، همه چیز تغییر میکند. این باعث میشود بفهمیم مثلاً: «اوه، پلک زدنی که قرار بود پیامی داشته باشد، یک ثانیه دیرتر یا زودتر از آنچه فکر میکردیم اتفاق افتاده» و این روی کار ما تأثیر میگذارد. بنابراین در انیمیشن باید در تنظیم این موارد بسیار چابک باشیم، اما واقعاً هم لذتبخش است.
کل فرآیند انیمیشنسازی بسیار سرگرمکننده است. ما در جلسات بازبینی، تغییرات را میبینیم. یادم میآید فصل قبل، تیم انیمیشن سایهزنی زیر یک درخت را تیرهتر کرد و خیلی عجیب بود که چطور کل حال و هوای صحنه تغییر کرد. بنابراین همانطور که گفتید، با پیشرفت انیمیشن، اغلب میتواند بر نحوه آهنگسازی ما از نظر لحن تأثیر بگذارد. گاهی اوقات ممکن است آکادمیک باشد، اما خیلی وقتها حال و هوای صحنه میتواند تغییر زیادی کند که واقعاً لذتبخش است.
آیا صحنه خاص دیگری به یاد دارید که تغییر کوچکی در آن، نحوه برخورد شما با موسیقی را تغییر داده باشد؟
استوارت: صحنه ازدواج روگ و گمبیت تاریک. ما فضا را تاریک کردیم، اما فکر میکنم بودن در نزدیکی مردابها و حضور آن موجودات مختلف و الهه، همگی بر صحنه تأثیر میگذاشتند و این کمی روی رنگبندی و حتی دینامیک موسیقی اثر گذاشت. ما خیلی آرامتر کار کردیم. از نوازندگان ویولن و گیتار اسلاید استفاده کردیم و فکر میکنم این موضوع تأثیر زیادی بر حال و هوای کلی داشت. با تکمیل انیماتیکها، ما واقعاً موسیقی را بر اساس آنچه در حال وقوع بود، تغییر دادیم.
تصویر: مارول انیمیشن
میخواهم درباره پایان فصل دوم، بهویژه مرگ نایتکراولر صحبت کنم. میتوانید بگویید چطور برای آن صحنه و صحنههای بعد از آن آهنگسازی کردید؟
استوارت: ما ابتدا آن را با یک آنسامبل مجلسی انجام دادیم؛ نه یک ارکستر بزرگ، بلکه یک بخش زهی کوچکتر تا صمیمی و غمانگیز باشد. ما واقعاً روی احساسات کار کردیم و چندین نسخه را امتحان کردیم. یکی از نسخههایی که واقعاً با تیم خلاق ارتباط برقرار کرد، فقط پیانو بود؛ این نسخه نوعی پوچی را القا میکرد و ما هم همان را انتخاب کردیم. این صحنه تکاندهنده هم هست. من نایتکراولر را دوست دارم، بنابراین دیدن آن صحنه برایم سخت بود. اما به نظر میرسید کاری است که او انجام میدهد، بنابراین نسخهها و تغییرات مختلفی از آن را امتحان کردیم.
ما آن را با کمی اوج به پایان رساندیم تا پایین نیاید؛ این یک انتخاب بسیار دقیق و آگاهانه بود. روشهای مختلفی را امتحان کردیم، اما میخواستیم آن را بالا ببریم. زمان بسیار کمی در اختیار داریم چون صحنه خیلی سریع اتفاق میافتد، بنابراین صحبت از نتها و یک آکورد است. اما این هدف در آن سکانس بود و البته پیامدهای بعدی بیشتر درباره اتفاقات آینده با میستیک و بقیه بود. در این سریال جالب است که گاهی فقط ۵ تا ۱۰ ثانیه زمان دارید تا چیزی را بیان کنید و بعد عبور کنید، در حالی که در اثری مثل «دردویل»، زمان بسیار بیشتری برای ساختن یک قوس داستانی دارید.
گراش: و آن صحنه با نایتکراولر، با اینکه زمان بسیار کوتاهی بود، احساسات زیادی در آن نهفته است که ما را به فصل بعد میبرد و همچنین باید خلاصهای از آنچه در چند قسمت گذشته پشت سر گذاشتهایم باشد. حتی در مرحله میکس، از ما خواستند که مثلاً یک آکورد را تغییر دهیم، درست است؟ تیلور، یک آکورد بود؟
استوارت: نه، حدود دو نت بود.
گراش: دو نت، بله، فقط برای اینکه اشارهای متفاوت به سمتی که میخواستند بروند، داشته باشیم.
تصویر: مارول انیمیشن
دوست دارم از هر دوی شما بشنوم که آیا سکانس یا صحنه خاصی دارید که مورد علاقهتان باشد، یا لحظهای که بهویژه چالشبرانگیز بوده و از نتیجهاش افتخار میکنید؟
گراش: برای من، کل تم «سرنوشت» نیتن کیبل و آن قوس داستانی در طول فصل است. وقتی فیلمنامهها را گرفتیم، زمان زیادی را صرف آن موسیقی کردیم تا مطمئن شویم برای فصل جواب میدهد، چون نمیخواستیم مدام به دنبال آن باشیم که آن صدا چه باید باشد. بنابراین آمادهسازی آن، چندین ماه کار فقط روی همان قطعه موسیقی بود. فکر میکنم حدود چهار دقیقه و نیم موسیقی بود که به عنوان چیزی که میتوانستیم از آن الهام بگیریم و به فصل گره بزنیم، شروع کردیم.
استوارت: میدانید، جالب است. تغییر کرد. مثل این است که شخصیتهای مورد علاقه من در مردان ایکس با گذشت زمان تغییر میکنند. من از نوشتن موسیقی برای آینده و گذشته مصر باستان واقعاً لذت بردم. به دلیل زمانی که در آن هستیم، نوشتن برای آن بسیار سرگرمکننده بود. اما به عنوان یک سکانس، عاشق لحظهای هستم که نایتکراولر توسط گمبیت تاریک یا همان آپوکالیپس تسخیر شد و او عملاً داشت همه مردان ایکس را در آن سکانس اکشن نابود میکرد. برای آن، ما با عناصر تم و شخصیت او بازی کردیم و واقعاً دیوانهوار بود؛ زاویه دوربین و نحوه پریدن و کشتن او، واقعاً نشان میدهد که چقدر قدرتمند بود. عاشق وقتی هستم که شخصیتهای خاص لحظاتی برای نشان دادن قدرت واقعیشان دارند، و به عنوان یک طرفدار مردان ایکس، میگویم که آن احتمالاً یکی از صحنههای مورد علاقه من بود.
دو فصل اول «مردان ایکس ۹۷» اکنون در دیزنی پلاس در حال پخش است.