ایکس-من ۹۷ با حضور میوتانتهای جدید، یونیفرمهای تازه، ایکس-کورپ و بسیاری موارد دیگر در قسمت «Danger.Exe» داغتر میشود.
خاویر با مرگ آن شخص خاص چطور کنار میآید؟ اصلاً خوب نیست. مطلب «ایکس-من ۹۷» با جهشیافتههای جدید، یونیفرمهای تازه، شرکت ایکس جدید و موارد دیگر در قسمت «Danger.Exe» داغتر میشود، نخستین بار در «ریاکتور» منتشر شد.
فیلم و سریال
ایکس-من ۹۷
ایکس-من ۹۷ با جهشیافتههای جدید، یونیفرمهای تازه، تشکیل «ایکس-کورپ» و موارد دیگر در قسمت «Danger.Exe» داغتر میشود
پروفسور اگزاویر با مرگِ «آن شخص خاص» چطور کنار میآید؟ اصلاً خوب نیست.
نوشته بن فرانسیسکو
تاریخ انتشار: ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶
قسمت با پروفسور ایکس (با صداپیشگی راس مارکاند) آغاز میشود که از فناوری «اتاق خطر» استفاده میکند تا مرگ مگنیتو را بارها و بارها تجربه کند؛ نوعی رواندرمانی هولوگرافیک برای تروما که در نهایت پروفسور را تا مرز آسیبدیدگی پیش میبرد. اگزاویر میپرسد چرا پروتکلهای ایمنی کار نمیکنند و اتاق خطر (با صداپیشگی ریچل کیمسی) پاسخ میدهد که او خود را با شکستهای مکرر پروفسور تطبیق داده است.
در میان اقیانوس، پولاریس یا همان لورنا دِین (کارولینا راواسا)، یک کشتی باری را که در حال قاچاق سلاح برای متعصبانِ ضد جهشیافتههاست، متوقف میکند. وال کوپر (کاترین دیشر)، مدیر «ایکس-فکتور»، به پولاریس دستور میدهد حمله را متوقف کند، اما او کشتی را به دو نیم تقسیم میکند و میگوید او کسی نیست که نیاز به کنترل شدن داشته باشد. در جلسه گزارشدهی، کوپر به پولاریس میگوید که مردم او را مگنیتوی بعدی مینامند و به خاطر رفتارهای تکانشیاش، او را اخراج میکند.
در عمارت ایکس، پروفسور اگزاویر به استقبال کلاس جدیدی از دانشآموزان میرود؛ از جمله سینک، کوئنتین کوایر، آیبوی، چمبر، مونت، داست، بیک، سربلا، گلاب هرمن و بسیاری دیگر. اگزاویر در سوگ مگنیتو، او را هم رقیب و هم متحد خود میخواند. او اشاره میکند که اگرچه دولت ایالات متحده فعالیت ایکس-من را غیرقانونی اعلام کرده، اما کار مدرسه تحت هدایت مدیر جدید، استورم (آلیسون سیلی-اسمیت)، ادامه دارد.
پولاریس با همتیمیهای قدیمیاش در عمارت دیدار میکند و به پروفسور ایکس میگوید که از همکاری با ایکس-فکتور برای کنترل جهشیافتهها پشیمان است. اگزاویر ابراز امیدواری میکند که میراث مگنیتو ادامه یابد، اما پولاریس میگوید این اگزاویر بود که واقعاً او را بزرگ کرد و هرگونه احساس پیوند با مگنیتو را، با وجود اینکه پدر بیولوژیکیاش است، رد میکند.
آموزش دانشآموزان جدید وقتی «وینگ» با وجود پروتکلهای ایمنی در اتاق خطر تا پای مرگ میرود، به مسیری خطرناک کشیده میشود. استورم و بیشاپ موفق میشوند با یک شوکدهنده دستسازِ مبتنی بر قدرتهای جهشیافته او را نجات دهند، اما سپس اتاق خطر تمام دانشآموزان را حبس میکند و تنها بیشاپ و پولاریس برای محافظت از آنها در برابر رگبار رباتها و حملات دیگر باقی میمانند. پولاریس تلاش میکند با استفاده از الکترومغناطیس، اتاق خطر را از کار بیندازد، اما به نظر میرسد اتاق از قدرت او تغذیه کرده و شکل جدیدی به خود میگیرد؛ یک ربات انساننما. این ماشینِ تازه مستقلشده (که اکنون صرفاً «دنجر» نامیده میشود) یک جت کوچک را میدزدد و به سمت جنوشا پرواز میکند. از آنجا که ایکس-من غیرقانونی اعلام شدهاند، فقط بیشاپ و پولاریس میتوانند او را تعقیب کنند، چرا که هیچکدام رسماً بخشی از تیم فعلی نیستند.
در جنوشا، پروفسور اگزاویر به همراه بیست، سایکلاپس و جین گری از ویرانههای ملتِ سقوطکرده جهشیافتهها بازدید میکند؛ همگی با کتهای چرمی سیاه و زرد جدید که از یونیفرمهای دوران افسانهای گرنت موریسون و فرانک کوایتلی در کتابهای کمیک الهام گرفته شده است. دنجر حمله میکند و توضیح میدهد که او تکامل یافته و دیگر به دستورات پروفسور پایبند نیست.
پولاریس و بیشاپ درست زمانی میرسند که دنجر در آستانه غلبه بر اگزاویر است. دنجر و پولاریس با هم روبرو میشوند و دنجر توضیح میدهد که هر دو محصولِ سازندگانشان هستند و «مانند آهنربا» به آنها گره خوردهاند. ایکس-من با قدرتهای مختلف به دنجر حمله میکنند، اما او انرژی را بازتاب داده و خود را ترمیم میکند. پروفسور اگزاویر از لورنا میخواهد تمام انرژی الکترومغناطیسیاش را برای شکست دادن دنجر فرا بخواند. او با تلهپاتی، دانش خود از مگنیتو را با لورنا به اشتراک میگذارد تا او بتواند مانند پدرش از قدرتهایش استفاده کند، در حالی که بیشاپ انرژی اضافی را جذب میکند. با تلاش مشترک، آنها دنجر را شکست میدهند. لورنا برای اولین بار احساس پیوند با پدرش را تجربه میکند و اگزاویر میفهمد که قدم بعدیاش چیست.
در میان ویرانههای جنوشا، پروفسور اگزاویر در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام میکند که ایکس-من در مسیر خود تکامل یافته و «ایکس-کورپ» را تشکیل دادهاند؛ آن هم در مقابل یک آسمانخراش عظیم با لوگوی ایکس-کورپ. در ایالات متحده، کوپر اعلام میکند که ایکس-من نمیتوانند با فعالیت در خارج از کشور، قوانین فدرال را دور بزنند.
در مقر جدید ایکس-کورپ، اگزاویر به ایکس-من میگوید که تهدیدِ آپوکالیپس را حس میکند.
در آزمایشگاهی زیرزمینی در آتن، آپوکالیپس یک سوارکار جدید را به زندگی بازمیگرداند؛ کسی که کارتهای تاروت را با قدرت برقدار میکند و چهرهی گامبیتِ از دست رفته را دارد!
این قسمت، محبوبترین قسمت فصل برای من تا به اینجا بود. اینکه پروفسور ایکس بارها خود را در معرض ترومای مرگ مگنیتو قرار میدهد، بیش از صحنه واقعی مرگ در قسمت قبل مرا تحت تأثیر قرار داد. این موضوع نشان داد که اگزاویر چقدر به مگنیتو به عنوان قطبنمای زندگیاش وابسته بوده است. همچنین نشاندهنده کمالگرایی تراژیک اگزاویر است؛ باوری که اگر همه چیز را به درستی پیش ببرد، اوضاع درست خواهد شد.
همچنین از ایجاز در روایت داستان که از درمانِ «اتاق خطر» به عنوان محرکی برای خودآگاهیِ دنجر استفاده کرد، لذت بردم. به طور کلی، این قسمت در ترکیب و تطبیق منابع از دورههای مختلف برای خلق داستانی منسجم، عالی عمل کرد.
در مورد «جنریشن ایکس»، از دیدن این جهشیافتههای جوان که نه تنها حضوری کوتاه دارند، بلکه به عنوان دانشآموز به جمع بازیگران فرعی پیوستهاند، بسیار خوشحال شدم. همیشه برایم عجیب بود که در این نسخه از ایکس-من، مدرسه اگزاویر تنها یک دانشآموز (جوبیلی) دارد! این قسمت آن نقص را برطرف کرد.
این سریال همچنین در تمرکز بر شخصیتهایی که قبلاً کمتر به آنها توجه شده، موفق بوده است؛ مانند پولاریس در این قسمت. از اینکه او بالاخره ایکس-فکتور را ترک کرد، بسیار آسودهخاطر شدم. اوج قوس شخصیتی او در این داستان—یادگیریِ پذیرش قدرت خودش—یکی از تأثیرگذارترین تحولات شخصیتی این فصل بود.
هر بار که سریال یک «مدار جهشیافته» (ترکیب قدرت دو یا چند جهشیافته) را به تصویر میکشد، هیجانزده میشوم. در این قسمت سه مورد داشتیم: بیشاپ و استورم برای احیای وینگ، جین و اسکات برای حمله به دنجر، و همکاری پولاریس، اگزاویر و بیشاپ برای شکست نهایی دنجر.
یونیفرمهای جدید نیز در قالب انیمیشن بسیار جذاب بودند. تشکیل ایکس-کورپ نیز چرخشی جالب و غیرمنتظره است. نویسندگان در حال زمینهسازی برای خطوط داستانی جذابی هستند. فراتر از رویارویی اجتنابناپذیر با آپوکالیپس، تنشهای پنهان با تیمهای ایکس-فکتور و ایکس-فورس نیز وجود دارد. به نظر میرسد مرگ مگنیتو به ایجاد فضایی برای درگیریهای جالبتر فراتر از دوگانه همیشگی مگنیتو-اگزاویر کمک کند.
تنها خط داستانی که مرا به فکر فرو برد، بازگشت گامبیت به عنوان سوارکار آپوکالیپس بود. مرگ او در فصل قبل چنان بینقص اجرا شد که نگرانم هر خط داستانی که از تأثیرگذاری آن بکاهد، به ضرر سریال باشد. اما باید ببینیم چگونه با آن برخورد میکنند.
این قسمت شامل برخی از طنازانهترین دیالوگهای فصل بود. در اینجا چند مورد از دیالوگهای مورد علاقه من آمده است:
«خواهش میکنم. آنها با ولورین ملاقات کردهاند.» — پروفسور اگزاویر، در پاسخ به پولاریس که پرسید آیا مطمئن است میخواهد دانشآموزان جدید با او ملاقات کنند.
«چند نفر ایکس-من لازم است تا خروجی اتاق شکنجهشان را پیدا کنند؟» — کوئنتین کوایر
«خیابانها اتاق خطر من بودند.» — بیشاپ
«تو نیازی به کنترل شدن نداری، لورنا. هرگز نداشتی. تو فقط باید تمامِ وجودت را بپذیری و آن را آزاد کنی!» — پروفسور اگزاویر