نمیتوانم تشخیص دهم که «امید» یک فیلم بدِ خوب است یا یک فیلم خوبِ بد.
به عنوان یک فیلم اکشن، این اثر دستاوردی خیرهکننده است، اما باقی جنبههای آن در آشفتگی کامل به سر میبرد. مطلب «نمیتوانم تشخیص دهم که هوپ (Hope) یک فیلم خوبِ بد است یا یک فیلم بدِ خوب» نخستین بار در ریاکتور (Reactor) منتشر شد.
فیلم و سریال
نقد فیلم
نمیتوانم بگویم «امید» یک فیلمِ «خوبِ بد» است یا یک فیلمِ «بدِ خوب»
به عنوان یک فیلم اکشن، دستاوردی خیرهکننده است، اما باقیِ اجزای آن درهموبرهم است
نوشتهی روبن بارون
منتشرشده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶
تصویر: MUBI
اگر داستانی جادوی خود را داشته باشد، جلوههای ویژهی بد اهمیتی ندارند. شش دهه «دکتر هو» گواهی بر این مدعاست. پس بیایید این نقد را با اذعان به این نکته شروع کنیم که فیلمِ تهاجم بیگانگانِ «نا هانگ-جین» با عنوان «امید»، عملاً داستانی ندارد. فیلم شامل دو سکانس تعقیب و گریز طولانی و کشدار است که در پایان با وعدهی یک دنباله همراه میشود. شخصیتها پوچ و بیهویتاند. تنها ایدهی تماتیک فیلم («انسان، هیولای واقعی است») در میانهی دو تعقیب و گریز بیان میشود که باعث میشود دیگر برایمان مهم نباشد که آیا قهرمانان انسانی به پایان ماجرا میرسند یا نه؛ و برخی از این انسانها چنان احمقانه آسیبناپذیرند که حتی لذتِ دیدنِ کشته شدنشان توسط بیگانگان را هم به ما نمیدهند. اگر برای تماشای «امید» به دنبال پیرنگ هستید، بهراحتی میتوانید آن را نادیده بگیرید.
اینجاست که دچار تردید میشوم: با پذیرش اینکه «امید» فیلمی احمقانه و سطحی است، آیا میتوان آن را فیلمی فوقالعاده هم دانست؟ از دیدگاه غریزی، این فیلم دستاوردی شگفتانگیز در کارگردانیِ اکشن است. هیجانانگیز و اغلب زیباست... البته وقتی که به شکل خندهداری زشت نیست. فیلمبرداری، طراحی صحنه و تدوین عالی هستند، در حالی که جلوههای ویژه افتضاح به نظر میرسند. من از «امید» تا پیش از آنکه پایانِ بیسروتهاش کاملاً از مسیر خارج شود لذت بردم، اما پیش از آن، در تردید بودم که آیا این لذت حاصلِ یک فیلم بدِ فوقالعاده بوده یا یک فیلم خوبِ مزخرف.
نیمساعتِ ابتدایی پیش از دیدن بیگانگان، بیشک خوب است. فیلم با معمایی جذاب و تعلیقی عالی آغاز میشود؛ چیزی در شهر «امید» باعث مرگ و ویرانی شده و رئیس پلیس «کو بوم-سئوک» (هوانگ جون-مین) باید در حالی که از دست خرابیها میگریزد، منشأ آن را پیدا کند. این بخش یادآورِ پنهان کردنِ کوسه در فیلم «آروارهها»ی اسپیلبرگ است؛ نگه داشتن بیگانگان خارج از قاب در پردهی اول، اکشن را ترسناکتر میکند و مقیاسِ ویرانیهایی که بیگانگان از خارجِ کادر ایجاد میکنند، تنش را دوچندان میسازد.
سپس بیگانگان ظاهر میشوند و... خب، برای پیشزمینه باید بگویم که «امید» ظاهراً گرانترین فیلم تاریخ سینمای کره جنوبی است و برآورد بودجهی آن بین ۴۶ تا ۷۴ میلیون دلار تخمین زده میشود. این رقم هنوز کسری از بودجهی بلاکباسترهای هالیوودی است، پس بگذارید شفاف بگویم: من انتظار جلوههای ویژهی کامپیوتری در سطح «آواتار» یا امثال آن را ندارم. اما وقتی تمام لوکیشنهای واقعی و بدلکاریها عالی و بهشدت گرانقیمت به نظر میرسند، دیدنِ بیگانگانِ کامپیوتری که عامل تمام این هرجومرج هستند و بهشدت «بد» از آب درآمدهاند، بسیار توی ذوق میزند.
عوامل بسیاری در موفقیت یا شکست جلوههای کامپیوتری نقش دارند و بیگانگانِ «امید» تقریباً در همهی آنها شکست میخورند. من انتظار ندارم که آنها «واقعگرایانه» به نظر برسند (هم به دلیل محدودیت بودجه و هم اینکه اصلاً «واقعگرایی» برای موجودات فانتزی چه معنایی دارد؟)، اما نکتهی آزاردهنده این است که آنها هرگز در فضایی مشابه با سایر عناصرِ قاب قرار ندارند. این موضوع بهویژه پس از مرگ اولین بیگانه و تبدیل شدن او به جسدی فیزیکی که بسیار واقعیتر به نظر میرسد، بیشتر توی ذوق میزند. طراحی آنها انساننماست اما حرکاتشان انسانی نیست؛ ظاهراً از موشنکپچر برای صورتشان استفاده شده اما برای بدنشان نه. این میتوانست در تئوری نوعی «درهی وهمی» جالب باشد، اما وقتی هیچ جنبهای از فیزیک آنها با منطق جور در نمیآید، به مهمل تبدیل میشود. تنها زمانی که بیگانگانِ کامپیوتری قابلتحمل میشوند، لحظهای است که بیگانه اصلی به شکلی کمتر انساننما تغییر مییابد؛ پذیرش محدودیتهای انیمیشن برای موجودی که صورتش شبیه آلت تناسلی است، آسانتر از موجودی است که صورتش شبیه مایکل فاسبندر است.
اولین بیگانهای که در «امید» میبینیم، شبیه فرم «تایتانِ حمله» ارن یگر در انیمهی «حمله به تایتان» است. این مقایسهی جالبی است، چرا که «حمله به تایتان» دو فیلم لایو-اکشن داشت که با وجود کیفیت کلیِ پایین، جلوههای تایتانها در آنها واقعاً جذاب بود. آنها به تعادل درستی میان سبکپردازی و باورپذیری، و تکنیکهای دیجیتال و عملی دست یافته بودند تا همان حسِ ترسناکی را القا کنند که «امید» آرزویش را دارد. و فیلمهای «حمله به تایتان» قطعاً با بودجهای بسیار کمتر از «امید» ساخته شدهاند؛ پس این ثابت میکند که بودجه نمیتواند توجیهی برای کیفیتِ پایینِ جلوههای کامپیوتری «امید» باشد.
آیا به نقطهای از تاریخ رسیدهایم که جلوههای ویژهی بدِ دههی ۲۰۰۰ (که همه آن را به باد انتقاد میگرفتند، مثل «پادشاه عقرب» در فیلم «بازگشت مومیایی») حالا آنقدر نوستالژیک شدهاند که میتوانیم مثل لباسهای لاستیکی در برنامههای «Mystery Science Theater 3000» از آنها لذت ببریم؟ به موفقیت غافلگیرکنندهی فیلم «نیو لای» در چین نگاه کنید؛ فیلمی که در شرایط دیگر احتمالاً فقط خوراکِ تمسخرِ یوتیوبرها میشد، اما حالا به خاطرِ همان خامیِ آماتورگونهاش، جشن گرفته میشود. گمانم فقط وقتی «بدِ جدید» همهگیر میشود، دلمان برای «بدِ قدیمی» تنگ میشود؛ و حالا که آشغالهای هوش مصنوعی سزاوار نفرت ما هستند، جلوههای ویژهی کامپیوتریِ بد، قابلتحملتر به نظر میرسند.
عجیب است که لحظهبهلحظه بینِ مجذوب شدن به نحوهی کارگردانیِ سکانسهای تعقیب و گریزِ ماشین و اسب توسط نا هانگ-جین، و خندیدن به کیفیتِ بدِ طراحی موجودات، در نوسان باشیم. من همچنان سرگرم شدم، اما ماهیتِ این سرگرمی مدام تغییر میکرد. چطور میتوان برخوردِ میانِ «خوب» و «آنقدر بد که خوب است» را در فیلمی درک کرد که فاقدِ عمق روایی برای فراتر رفتن از چنین برچسبهایی است؟
باید اشاره کنم که اگرچه «آنقدر بد که خوب است» به طنزِ ناخواسته اشاره دارد، «امید» خندههایی عمدی هم دارد. صحنهای که پیرمردی (ایم هیوک-سیک) در حینِ یک حملهی شدید اسهال، دربارهی دیدن بیگانگان مونولوگ میگوید، یا تصویرِ جراحی که پس از شکستِ چاقوها از ارهبرقی برای کالبدشکافی استفاده میکند، مشخصاً قرار است خندهدار باشد. و ممکن است شوخیِ بزرگتری هم در کار باشد: من این احتمال را باز میگذارم که «نا» در حال اجرای شوخیِ پل ورهوفنی با مخاطبانِ بلاکباستر است، جایی که تمامِ پوچیها در خدمتِ نوعی نکتهی طنزآمیز است. چنین قصدِ پارودیکِ تنها راهی است که میتوانم پایانبندی فیلم را با آن توجیه کنم؛ پایانی که تشخیص آن از هر نمونهی دیگری از مزخرفاتِ فرنچایزسازیِ سطح پایین، غیرممکن است.
وقتی بخواهم این نقد را در «راتن تومیتوز» ثبت کنم، باید به این فیلم امتیاز «تازه» یا «گندیده» بدهم. اگر ذرهای برای شخصیتها اهمیت قائل بودم یا آنقدر درگیرِ شوخیِ احتمالیِ فیلم میشدم که بیاهمیت بودنِ همهچیز را بپذیرم، فارغ از جلوههای بد، امتیاز «تازه» میگرفتم. بدون آن، احساس میکنم باید امتیاز «گندیده» بدهم، اما این هم به نوعی ریاکارانه است. گزارشِ «لترباکسد» من بدون امتیاز باقی خواهد ماند. به عنوان یک منتقد، «امید» را با حسی شبیه به «عابد» در سریال «کامیونیتی» (هنگام گذراندن واحدِ نیکلاس کیج) ترک میکنم. آیا این خوب است؟ بد است؟ از آن نوعِ خوبِ بد است؟ یا از آن نوعِ بدِ خوب؟ چیزی برای گفتن ندارم جز اینکه: «من یک گربهی سکسی هستم!»
منبع اصلی: https://reactormag.com/movie-review-is-hope-a-good-bad-movie-or-a-bad-good-one/