← بازگشت به اخبار

یافتن دستور پختِ خوراکِ آرامش‌بخشِ ادبی‌تان

یافتن دستور پختِ خوراکِ آرامش‌بخشِ ادبی‌تان

مواد لازم برای یک مطالعه‌ی ایده‌آل از نظر شما چیست؟ مطلب «یافتن دستور پخت غذای روحی ادبی» برای نخستین بار در ری‌اکتور منتشر شد.

کتاب‌ها

نشان‌گذاری به‌عنوان خوانده‌شده

یافتن دستور پختِ «غذای روح» ادبی شما

مواد لازم برای کتاب ایده‌آل شما چیست؟

نوشته‌ی مالی تمپلتون
تاریخ انتشار: ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶

عکس از جف وو [از طریق آنسپلش]

تابستان امسال دچار رکود شدیدی در مطالعه شده بودم و حتی متوجهش هم نبودم. کاملاً بی‌خبر بودم. فکر می‌کردم بدخلقی‌ها و ناتوانی عجیبم در استفاده‌ی درست از زمان، خب، نتیجه‌ی وضعیت جهان است. (اشتباه ساده‌ای است، مگر نه؟) و تا حدی هم همین‌طور بود. من هنوز هم اغلب اوقات روحیه‌ی تلخی دارم و زمان هم بیش از حد سریع می‌گذرد.

اما مسئله‌ی کتاب‌خوانی—خب، اگر کتاب‌خوان باشید؛ اگر روزانه و به‌طور مرتب مطالعه کنید؛ اگر این یکی از آن عادت‌هایی باشد که وقتی انجامش نمی‌دهید حس عجیبی به شما دست می‌دهد، پس می‌دانید چه می‌گویم. انگار به شکلی بسیار عجیب و در عین حال کاملاً واقعی، پایتان به سلامتِ روان خودتان گیر می‌کند. من مدام داشتم تلوتلو می‌خوردم. به‌تازگی یک پروژه‌ی مطالعاتی بزرگ را تمام کرده بودم و با تمام وجود قصد داشتم که همچنان با شدت و وسواس، انگار که مهلتی برایم تعیین شده باشد، به خواندن ادامه دهم.

اما نشد. کتاب‌ها را برمی‌داشتم و زمین می‌گذاشتم. خواندن کتاب‌های دیگر را مدام عقب می‌انداختم. رکود در مطالعه به شکل‌های مختلفی بروز می‌کند و برای من، نارضایتیِ کلی یکی از آن‌هاست. چرا این کتاب بهتر نیست! چرا نمی‌توانم چیزی که می‌خواهم را پیدا کنم! چه مرگِ من شده است!

من کاملاً تصادفی از این رکود بیرون آمدم. کتابی از نویسنده‌ای که معمولاً دوستش دارم را برداشتم و در دو روز تمامش کردم. مثل ماساژی برای مغزم بود. جادویی بود.

و بعد به کتاب نگاه کردم و با خودم گفتم: «خب، معلوم است که این‌طور می‌شود.»

کتاب مورد نظر «جادوگرِ زیرِ جنگلِ رویا» اثر اچ. جی. پری بود؛ داستانی درباره‌ی یک کتابدار در دوران جنگ جهانی دوم که رویاهایش با رویاهای بقیه‌ی مردم دنیا متفاوت است. همه در حال دیدن رویای شاه آرتور هستند، اما او رویای جادوگر «نیموئه» را می‌بیند؛ کسی که بیشتر به خاطر حبس کردن مرلین در غار، درخت یا صخره (هر کدام را که دوست دارید انتخاب کنید) شناخته می‌شود.

پری هرگز مرا ناامید نکرده است، حتی وقتی در ژانری می‌نویسد که فکر نمی‌کردم چندان به آن علاقه داشته باشم (فانتزی تاریخی! معلوم شد که می‌توانم حسابی غرقش شوم!). اما این فقط لذتِ بازگشت به نویسنده‌ای محبوب و دیدن اینکه هنوز هم محبوب است نبود. با نگاهی به گذشته، آن کتاب انگار برای من ساخته شده بود، چرا که شامل این موارد بود:

یک قهرمان بسیار کارآمد (و همچنین کتاب‌خوان)

داستانی که با اسطوره/روایت/افسانه‌ای شناخته‌شده به شکلی جذاب بازی می‌کند

فضاسازی زنده، با بخش بزرگی از طبیعت عالی و یک خانه‌ی وهم‌آلودِ اضافی

یک نقطه‌ی اوج که صرفاً یک سکانس نبرد معمولی نیست

پرسش‌های بسیار درباره‌ی ارزش و هدفِ داستان‌هایی که مدت‌هاست برایمان تعریف کرده‌اند

و اندکی افشاگری‌های بسیار رضایت‌بخش (اگر نگوییم کاملاً تکان‌دهنده)

این در واقع دستور پختِ نسخه‌ی من از «غذای روح» ادبی است.

کمی تردید دارم که از واژه‌ی «آرامش‌بخش» استفاده کنم، چون هنوز دقیقاً نمی‌دانم به نظر من، آرامش‌بخش بودنِ یک کتاب یعنی چه. آیا باعث می‌شود نسبت به دنیا احساس بهتری داشته باشید؟ نسبت به خودتان؟ آینده؟ آیا فقط نوعی مرهم است؟ نمی‌دانم! وقتی حالم بد است، بیشتر کتاب‌هایی درباره‌ی اتفاقات وحشتناک برای شخصیت‌های خیالی می‌خوانم!

اما «غذای روح» (Comfort Food) را تا حدی می‌فهمم. پس دارم این دو مفهوم را با هم ترکیب می‌کنم.

در «جادوگرِ زیرِ جنگلِ رویا»، جزئیات این دستور پخت این‌گونه بود:

یک کتابدار عالی

افسانه‌ی آرتوری

خانه‌ای تاریخی پر از کتاب بر لبه‌ی صخره‌ای در جایی از ولز

سکانس اوج بسیار پرتنش که (دقیقاً) درباره‌ی مبارزه‌ی فیزیکی نبود

ایده‌های بسیار جالب درباره‌ی جوانمردی، اسطوره‌شناسی و جادوگران

افشاگری‌های بسیار لذت‌بخشی که در برخی موارد، شخصیت‌های درگیر در آن افشاگری‌ها در برابرش مقاومت می‌کنند.

کتابی که شاید بیش از همه بازخوانی‌اش کرده‌ام، «شرور» (Wicked) است. آیا این کتاب هم در این چارچوب می‌گنجد؟

یک جادوگر بسیار ماهر

سرزمین اُز

باز هم سرزمین اُز! به‌علاوه‌ی «شیز» که انگار یک خانه‌ی عجیب است که به یک دانشگاه کامل تبدیل شده

نقطه‌ی اوج که اساساً نقطه‌ی مقابل یک نبرد است

تمام آن پرسش‌ها درباره‌ی اینکه شرارت، بدذاتی و قدرت چیست

یک افشاگری خاص که در تمام کتاب‌های دیگرِ این دنیا طنین‌انداز می‌شود

همان‌طور که مشخص است، این فرمول در تلویزیون هم جواب می‌دهد؛ سال‌ها پیش درباره‌ی یافتن آرامش در سریال احمقانه اما رضایت‌بخش «گریم» (Grimm) نوشتم که بیایید ببینیم:

شخصیت اصلی بسیار کارآمد می‌شود

قصه‌های پریان همان چیزی است که مغزم از آن ساخته شده

فضاسازی در پورتلند است که هم طبیعت خوبی دارد و هم کلی خانه‌های عجیب

چالشِ خیلی جالبی برای داستان‌ها وجود ندارد، فقط... بازی با آن‌هاست.

افشاگری‌های متنوع در طول سریال

چیز زیادی از نقطه‌ی اوجش به یاد ندارم جز گریم‌های نسل بعد. مدت زیادی گذشته است. اما پنج از شش هم نمره‌ی بدی نیست.

این بدان معنا نیست که این مجموعه‌ی خاص از عناصر برای خلق کتابی که دوستش خواهم داشت ضروری است—یا اینکه هر کتابی که این عناصر را داشته باشد، رضایت‌بخش خواهد بود. من عاشق کتاب‌هایی هستم که هیچ‌کدام از این‌ها را ندارند؛ کتاب‌هایی که در برابر همه‌ی این‌ها می‌ایستند؛ کتاب‌هایی که تمام تلاششان را می‌کنند تا هدفِ همه‌ی این‌ها را واسازی کنند. من دوست دارم همان‌قدر که با عادت‌هایم پیش می‌روم، علیه آن‌ها هم مطالعه کنم. کتاب‌های سخت، کتاب‌های عجیب و کتاب‌هایی که زمین می‌گذارید و می‌گویید «چه غلطی شد؟» ارزش بسیار زیادی دارند.

اما حتی آن کتاب‌ها هم احتمالاً یک یا دو مورد از عناصری را دارند که ظاهراً بیشتر از همه دوستشان دارم—شاید یک قهرمان بسیار کارآمد که شروع به زیر سوال بردن سازمانی می‌کند که مدت‌ها به آن تعلق داشته (کتاب «ویک‌هیلز» اثر پریمی محمد) یا یک کارآموز کنجکاو که داستان‌هایی از تسخیرشدگی تعریف می‌کند و به پایانی غیرمنتظره می‌رسد (کتاب «جدول زمانی نیمه‌شب» اثر بورا چانگ) یا، می‌دانید، همان ماجرای مکان‌های وهم‌آلود، آدم‌های به‌طرز هشداردهنده‌ای بااستعداد و افشاگری‌های «اوه، سلام». (باید «قهرمانِ به‌هم‌ریخته‌ی در حال بلوغ» را هم به این لیست اضافه کنم؛ همیشه عاشقشان هستم. اما این معادله‌ی کاملاً متفاوتی است.)

به هر حال، اگر خودتان را در رکود مطالعه یافتید—موضوعی که قبلاً با آن دست‌وپنج نرم کرده‌ام و احتمالاً باز هم خواهم کرد، چون گاهی اوقات اصرار دارند که اتفاق بیفتند—شاید ارزشش را داشته باشد که ریاضیاتش (ریاضیات استعاری) را بفهمید که چه چیزی ممکن است شما را از آن بیرون بیاورد. فکر کردن به این موضوع باعث شده بخواهم دسته‌ای از بازنویسی‌های آرتوری را دم دست نگه دارم، برای وقتی که دوباره دچار دلتنگیِ مطالعاتی شدم. احتمالاً می‌توانم این را به پای خواندن آثار مری استوارت در جوانی بگذارم. (ردیابی ریشه‌های دستور پختِ «کتابِ آرامش‌بخشِ» خود به دوران جوانی: احتمالاً این هم سرگرم‌کننده است!)

کتاب‌های محبوب شما چطور با هم جمع می‌شوند؟ آیا دستور پختی هست که برای شما جواب بدهد؟

منبع اصلی: https://reactormag.com/finding-your-recipe-for-literary-comfort-food/

تازه‌ترین اخبار

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.