← بازگشت به اخبار

رویدادهای بزرگ برای موشی کوچک: رِدوال اثر برایان ژاک

رویدادهای بزرگ برای موشی کوچک: رِدوال اثر برایان ژاک

حماسه‌هایی درباره‌ی حیوانات سخنگو وجود دارند، و بعد، «ردوال» است. مطلب «رویدادهای بزرگ برای موشی کوچک: ردوالِ برایان ژاک» نخستین بار در «ریاکتور» منتشر شد.

کتاب‌ها

جانوران خیالی در ادبیات گمانه‌زن

رویدادهای بزرگ برای موشی کوچک: «ردوال» اثر برایان ژاک

حماسه‌هایی درباره حیوانات سخنگو وجود دارند، و بعد، «ردوال» است.

نوشته جودیت تار
تاریخ انتشار: ۳ اوت ۲۰۲۶

«ردوال» اثر برایان ژاک از همان ابتدا یک پدیده در دنیای نشر بود. ژاک آن را (با دست و در ۸۰۰ صفحه) برای کودکان مدرسه‌ای نابینایان در لیورپول نوشت، به دوست نویسنده‌ای نشان داد که آن را به ناشر خود سپرد، و با وجود اینکه کتاب در اوایل دهه ۱۹۸۰ تقریباً دو برابر کتاب‌های داستانی معمول بود، ناشر به او قرارداد پنج کتابی پیشنهاد کرد.

این قمار به شکلی عالی نتیجه داد: ۲۲ رمان بین سال‌های ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۱، یک سریال تلویزیونی انیمیشنی، بازی‌ها، محصولات جانبی، کتاب‌های تصویری، کتاب‌های آشپزی و تمام متعلقات یک موفقیت چشمگیر. این مجموعه هنوز در حال چاپ است و سریال آن (که اولین بار از ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲ پخش شد) همچنان در حال پخش آنلاین است، هرچند فیلم نتفلیکس که تبلیغات زیادی برایش شده بود، متأسفانه لغو شد.

همه چیز با داستان موشی به نام ماتیاس آغاز می‌شود؛ راهبی تازه‌کار در صومعه «ردوال» در نزدیکی جنگل «ماس‌فلاور». در این دنیا هیچ انسانی وجود ندارد. برادران و خواهران صلح‌جوی ردوال عمدتاً موش هستند، اما آن‌ها صومعه و جنگل را با جانوران بیشمار دیگری شریک‌اند: سنجاب‌ها، موش‌های کور، جوجه‌تیغی‌ها، ول‌ها، حشره‌خوارها، یک گورکن تسخیرناپذیر، یک خرگوش جسور و انواع دیگر حیوانات و پرندگان. آن‌ها دشمنانی هم دارند: موش‌های صحرایی، راسوها، قاقم‌ها، روباه‌ها و ماری هولناک به نام «آسمودئوس» («آسمودئوسسسسس...»).

جلد اول هم از نظر طرح داستانی و هم از نظر طول، حماسی است. ژاک در ادبیات کلاسیک و همچنین داستان‌های ماجراجویانه و کودکانه بسیار مطالعه کرده بود. ماتیاس قهرمان برگزیده و فاتح مقدر است؛ تجسمی از «مارتین جنگجو»ی افسانه‌ای، که مأموریتی برای یافتن مقبره مارتین و به دست آوردن زره، سپر و شمشیر او دارد. دشمن مقدر او، «کلونیِ طاعون» است؛ موش صحرایی یک‌چشمی که دمش را مانند شلاق گاو به کار می‌برد و نوک آن را به زهری کشنده آغشته کرده است.

ماتیاس و دوستانش دارای نقص هستند و جسارتاً بگویم، انسانی‌اند. آن‌ها با هم جروبحث می‌کنند، لجبازی می‌کنند و مرتکب اشتباه می‌شوند. گاهی کارهای بدی انجام می‌دهند، یا به این دلیل که مجبورند یا به این خاطر که نیت‌های خوب اما نادرستی دارند. آن‌ها رشد می‌کنند، می‌آموزند و تغییر می‌کنند، و وقتی با یکدیگر دچار اختلاف می‌شوند، در نهایت دست یکدیگر را به نشانه دوستی می‌فشارند و آشتی می‌کنند.

کلونی و دار و دسته جانی‌اش هیچ ویژگی مثبتی ندارند. حتی وقتی تظاهر به خوبی می‌کنند، در حال توطئه برای شرارت هستند و به احمق‌های خوش‌نیت که فریب حرف‌هایشان را می‌خورند، پوزخند می‌زنند. در آن‌ها هیچ مهربانی، هیچ حسن‌نیتی و هیچ قدرشناسی وجود ندارد. آن‌ها تا مغز استخوان بدذات‌اند.

در میان این دو گروه، گنجشک‌های تهاجمی و جنگ‌طلب قرار دارند. در ابتدا، آن‌ها مالک بخش‌های بالایی صومعه هستند و هر کسی را که سعی کند به قلمروشان تجاوز کند، دور می‌کنند. ماتیاس است که این دشمنان را به متحد تبدیل می‌کند؛ ابتدا با اسیر کردن جنگجوی جوانی به نام «واربیک» و سپس خودِ او اسیر می‌شود.

پادشاه گنجشک‌ها، «شاه بول اسپارا»، نسخه بالدار کلونی است، اما بدون هوش شیطانی او. او یک مستبد و خودشیفته است. با این حال، برخلاف دار و دسته کلونی، گنجشک‌ها به عنوان یک گونه اساساً خوب هستند؛ خواهر پادشاه، «دان‌وینگ»، مادر واربیک است و او فردی مهربان و عاقل است که خوبی را در ماتیاس می‌بیند و تصمیم می‌گیرد به او کمک کند و در نهایت، صومعه را نجات دهد.

درونمایه قهرمانی که از میان گونه‌های دیگر متحد پیدا می‌کند، در داستان‌های حیوانات انسان‌انگار تقریباً اجباری است. «بامبی» این کار را می‌کند. «خانم فریزبی» این کار را می‌کند. «تیل‌چیزر» این کار را می‌کند. در هر مورد، متحد به عنصری ضروری تبدیل می‌شود. پیروزی بدون آن‌ها به دست نمی‌آید.

درسی که هر یک از این داستان‌ها می‌آموزد این است که قهرمان مقدر تنها با کمک دوستانش موفق می‌شود؛ کسانی که از ابتدا داشته و کسانی که در طول راه پیدا کرده است. قهرمان، رهبر است و مسئولیت نهایی بر عهده اوست، اما پیروزی او یک تلاش جمعی است.

ماتیاس زره قهرمان افسانه‌ای را بر تن می‌کند. قهرمان در خواب به سراغش می‌آید تا هشدار و راهنمایی دهد. این به نوعی جادو است، اما نحوه استفاده از آن به خود او بستگی دارد. همان‌طور که گربه خردمند، «اسکوایر جولیان گینگیور»، می‌گوید:

«شمشیرهایی بسیار اندک مانند این در جهان باقی مانده است، اما به یاد داشته باش، این فقط یک شمشیر است، ماتیاس! هیچ طلسم مخفی در آن نیست و هیچ قدرت جادویی در تیغه‌اش نهفته نیست. این شمشیر تنها برای یک هدف ساخته شده: کشتن. این شمشیر تنها به اندازه کسی که آن را به دست می‌گیرد، خوب یا بد خواهد بود.»

همه چیز به مسئولیت شخصی و انتخاب‌های درست برمی‌گردد. موضوعی جدی و درونمایه‌ای اخلاقی و قدرتمند، اما با وسعت و شور و حرارت روایت می‌شود. این یک ماجراجویی بزرگ با گروه عظیمی از شخصیت‌هاست. می‌تواند بی‌رحمانه باشد: شخصیت‌های خوب همیشه موفق نمی‌شوند و شخصیت‌های بد قبل از اینکه به سزای اعمالشان برسند، کارهای بسیار بسیار بدی انجام می‌دهند.

این حیوانات به شدت انسان‌انگار هستند. البته که حرف می‌زنند. روی پاهای عقب خود راه می‌روند. طبق شواهد (و سریال انیمیشنی آن را نشان می‌دهد)، آن‌ها شست‌های متقابل و دید رنگی کامل دارند. لباس می‌پوشند و سلاح حمل می‌کنند. آن‌ها چیزهای باورنکردنی، متنوع و خوشمزه‌ای می‌خورند و می‌نوشند که با دقت و عشق پرورش یافته، برداشت شده و پخته شده‌اند و با جزئیاتی که آب از دهان راه می‌اندازد، توصیف می‌شوند.

گونه‌های مختلف استعدادهای متفاوتی دارند که با نسخه‌های دنیای واقعی‌شان مطابقت دارد. موش‌های کور، حفاران و مهندسان نابغه‌ای هستند. سمورها، آب‌زیان و ماهیگیران بااستعدادی هستند. «کنستانس» گورکن، جنگجوی قدرتمندی است. سنجاب‌ها قهرمانان صخره‌نوردی‌اند؛ حشره‌خوارها بیش‌فعال و ستیزه‌جو هستند. روباه‌ها باهوش و حیله‌گرند، موش‌های صحرایی، راسوها و قاقم‌ها جنگجویان و قاتلانی بی‌رحم‌اند. مار «آسمودئوس» که به «دندان‌سمی» نیز معروف است، شرور، وحشتناک و بدذات است و هر آن چیزی است که اسطوره و افسانه از یک مار می‌سازد (حتی تا ردِ لزجِ پشت سرش؛ مارها لزج نیستند، حتی ذره‌ای، اما این یک مار فانتزی است، پس...).

موش‌ها جبهه خوب‌ها را متحد نگه می‌دارند. ردوال یک پناهگاه است، مکانی برای شفا و صلح. ساکنانش تنها زمانی می‌جنگند که مجبور شوند.

اگرچه ردوال صومعه نامیده می‌شود و راهب اعظم دارد، اما هیچ مؤلفه مذهبی آشکاری در آن دیده نمی‌شود. نه مراسم دعا و نیایش روزانه، نه محراب یا کلیسای کوچک، اگرچه شیشه‌های رنگی وجود دارد. این داستان بیشتر درباره اخلاق است تا دگم، درباره تاریخ است تا متون مقدس. به نظر می‌رسد اعضای جامعه تجرد پیشه کرده‌اند؛ این موضوع در پایان، وقتی می‌فهمیم بین ماتیاس و «کورن‌فلاور» چه می‌گذرد، تلویحاً بیان می‌شود.

پس چرا داستان را مستقیم تعریف نکنیم؟ چرا موش‌ها؟ چرا همین داستان را درباره یک صومعه در محاصره، گروهی از اوباش و خب، تعدادی حیوان و پرنده کمک‌کننده تعریف نکنیم؟ به خصوص پرندگان؛ در یک فضای قرون‌وسطایی، توضیح دادنِ وجود یک نیروی هوایی بدون آن‌ها دشوار است.

شاید به این دلیل است که حیوانات انسان‌انگار به ما اجازه می‌دهند خودمان را از فاصله‌ای دورتر ببینیم. ما می‌توانیم به تعصباتمان میدان دهیم، با کلیشه‌ها بازی کنیم و مسائل پیچیده اخلاقی را بررسی کنیم. این اساسِ افسانه‌های کهن و محترم جانوران است که گسترش یافته و به فانتزی حماسی مدرن تبدیل شده است. حماسه‌های دیگری درباره حیوانات سخنگو و بسیاری مجموعه‌های فانتزی طولانی‌مدت وجود دارند، اما هیچ چیز دیگری دقیقاً شبیه چرخه «ردوال» نیست.

منبع اصلی: https://reactormag.com/large-happenings-for-a-small-mouse-brian-jacques-redwall/

تازه‌ترین اخبار

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.