← بازگشت به اخبار

بازبینی بابیلون ۵: مروری بر فصل پنجم

بازبینی بابیلون ۵: مروری بر فصل پنجم

فصل پایانی «بابیلون ۵» گرفتار خطوط داستانی ضعیف و انتخاب‌های عجیب برای شخصیت‌ها بود. «بازبینی بابیلون ۵: مروری بر فصل پنجم» نخستین بار در «ریاکتور» منتشر شد.

ستون

مروری بر فصل پنجم «بابیلون ۵»
فصل پایانی «بابیلون ۵» با خطوط داستانی متوسط و انتخاب‌های عجیب برای شخصیت‌ها دست‌به‌گریبان بود.

نوشته‌ی کیت آر. ای. دِکندی‌دو
تاریخ انتشار: ۳ اوت ۲۰۲۶

فصل پنجم بابیلون ۵
تاریخ پخش اصلی: ژانویه – نوامبر ۱۹۹۸
تهیه‌کنندگان اجرایی: داگلاس نتر، جی. مایکل استرازینسکی

سپیده‌دم عصر سوم بود... شریدان رسماً به عنوان رئیس «اتحاد میان‌ستاره‌ای» (IA) سوگند یاد می‌کند، در حالی که کاپیتان الیزابت لاکلی از «نیروی زمین» — که در طول جنگ داخلی در جبهه‌ی کلارک بود و سال‌ها پیش نیز مدت کوتاهی با شریدان ازدواج کرده بود — به عنوان فرمانده‌ی ایستگاه بابیلون ۵ (B5) جایگزین می‌شود. شریدان از B5 به عنوان مقر ریاست‌جمهوری برای سال اول استفاده می‌کند تا زمانی که مقر اصلی در توزِنور در سیاره‌ی مینبار آماده شود.

سال اول اتحاد میان‌ستاره‌ای، دست‌کم می‌توان گفت که پرتنش بود. شریدان به گروهی از تله‌پات‌های انسانی که در «سپاه سای» (Psi Corps) ثبت‌نام نکرده‌اند و توسط تله‌پاتی کاریزماتیک به نام بایرون رهبری می‌شوند، در ایستگاه پناهندگی می‌دهد. الکساندر به این تله‌پات‌های سرکش می‌پیوندد و او و بایرون عاشق یکدیگر می‌شوند. بایرون همچنین از طریق او درمی‌یابد که تله‌پات‌های انسانی توسط وورلون‌ها مهندسی شده‌اند؛ موضوعی که باعث می‌شود او از اتحاد میان‌ستاره‌ای تقاضای غرامت در قالب یک سیاره‌ی مادری کند. (اینکه چرا او برای اقدامات وورلون‌ها از اتحاد میان‌ستاره‌ای طلب غرامت می‌کند، به عنوان تمرینی برای بیننده باقی می‌ماند.)

وقتی بستر با گروهی از «پلیس‌های سای» برای دستگیری بایرون ظاهر می‌شود، مشکلاتی ایجاد می‌شود، چرا که منشور اتحاد میان‌ستاره‌ای به هر جهانِ امضاکننده اجازه می‌دهد امور داخلی خود را اداره کند. این یعنی سپاه سای حق دارد بایرون و گروهش را دستگیر کند. آن‌ها در برابر این دستگیری مقاومت می‌کنند و بن‌بست ایجادشده به تراژدی ختم می‌شود. با این حال، مقاومت بایرون الهام‌بخش جنبشی علیه سپاه سای می‌شود که به حملات تروریستی به مراکز سپاه سای با شعار «بایرون را به یاد داشته باشید» می‌انجامد.

گاریبالدی به عنوان رئیس اطلاعات مخفی اتحاد میان‌ستاره‌ای منصوب می‌شود و او و لاکلی مرتباً با هم درگیر می‌شوند. پس از اینکه گاریبالدی کشف می‌کند بستر شرایطی ایجاد کرده که او نتواند به بستر آسیبی برساند، گاریبالدی دوباره به دام اعتیاد می‌افتد.

کشتی‌های باری اتحاد میان‌ستاره‌ای توسط کشتی‌هایی با منشأ ناشناخته مورد حمله قرار گرفته و نابود می‌شوند؛ چرا که هیچ بازمانده‌ای برای توصیف مهاجمان باقی نمی‌ماند و ظاهراً فناوری «جعبه سیاه» در قرن‌های پس از زمان حال، به‌کلی از کهکشان ناپدید شده است.

تلاشی برای ترور مولاری صورت می‌گیرد که باعث می‌شود گِکار داوطلب شود تا هنگام بازگشت مولاری به «سنتائوری پرایم» برای امور رسمی، محافظ او باشد. در آنجا تلاش دیگری برای ترور او انجام می‌شود، اما توسط یک موجود بیگانه مرموز متوقف می‌شود که قاتل را نیز می‌کشد. آن بیگانه یک «دراخ» است و سرانجام مشخص می‌شود که دراخ‌ها مسئول موجودیِ «نگهبان» هستند که فصل گذشته به نایب‌السلطنه متصل شد و همچنین مسئول حملات به کشتی‌های اتحاد میان‌ستاره‌ای هستند تا جمهوری سنتائوری را مقصر جلوه داده و جنگی را آغاز کنند.

آن جنگ به بدی پیش می‌رود — که با مستی گاریبالدی که باعث وخیم‌تر شدن اوضاع می‌شود، بدتر هم می‌شود — و در نهایت منجر به بمباران سنتائوری پرایم توسط نیروی مشترک درازی-نارن (برخلاف میل شریدان) می‌گردد. نتیجه‌ی نهایی، ویرانی سنتائوری پرایم و خروج آن از اتحاد میان‌ستاره‌ای، امپراتور شدن مولاری پس از مرگ نایب‌السلطنه به دست دراخ‌ها، و مجبور شدن امپراتور جدید به پذیرش یک نگهبان برای خود است تا دراخ‌ها بقیه‌ی سیاره را نابود نکنند. ویر به عنوان سفیر سنتائوری در B5 جایگزین می‌شود.

مستی گاریبالدی سرانجام برملا می‌شود و لاکلی — که خود یک معتاد در حال بهبود است — بیشترین کمک را به او می‌کند. او از سمت خود استعفا می‌دهد و تسا هالوران، نفر اول سابق مقاومت مریخ، جایگزین او به عنوان رئیس اطلاعات مخفی می‌شود که این امر به بهبود جایگاه مریخ نیز کمک می‌کند، چرا که زمین در حال خرابکاری در تلاش‌های آن‌ها برای استقلال است. گاریبالدی نیز پس از ازدواج با لیس (که به او کمک می‌کند پاک بماند)، آماده‌ی تصدی مدیریت «صنایع ادگارز» می‌شود.

«کتاب گِکار» چنان محبوبیتی پیدا کرده که گِکار اکنون طرفداران متعصبی دارد که دست از سرش برنمی‌دارند (یکی از آن‌ها سعی می‌کند گِکار را بکشد چون گِکار به‌حق با او تندخو بوده است). همچنین از او خواسته می‌شود که بازگردد و دولت نارن را در دست بگیرد. او هیچ‌کدام را نمی‌خواهد، بنابراین ایستگاه را ترک کرده و تا-لون را به عنوان جانشین خود معرفی می‌کند.

الکساندر از حملات تروریستی به سپاه سای حمایت می‌کند. هیچ‌کس در B5 حاضر نیست او را به سپاه سای تحویل دهد، اما نمی‌توانند او را در ایستگاه نگه دارند، بنابراین او با گِکار می‌رود (که قبلاً با او برای تبادل توافق کرده بود: دی‌ان‌ای تله‌پات در ازای کمک به یافتن سیاره‌ی مادری تله‌پات‌ها). او همچنین با گاریبالدی معامله می‌کند تا به ایجاد یک صندوق مخفی برای تله‌پات‌های سرکش کمک کند، در ازای اینکه الکساندر سد ذهنی بستر را بردارد.

لنیه به «رنجرها» می‌پیوندد، عمدتاً به این دلیل که نمی‌تواند تحمل کند نزدیک دلن و شریدان باشد، چرا که به خاطر دلن به موجودی افسرده و حقیر تبدیل شده است. وقتی شریدان و دلن در راه مینبار هستند تا سرانجام در مقر جدید اتحاد میان‌ستاره‌ای در توزِنور مستقر شوند، لنیه عمداً برای نجات جان شریدان اقدامی نمی‌کند که منجر به فرار او از شرم می‌شود.

فصل دو دهه بعد به پایان می‌رسد. شریدان اکنون «رنجر یک» است و دلن رئیس اتحاد میان‌ستاره‌ای. جان‌سختیِ اضافه‌ی او که از لورین گرفته بود رو به پایان است و او می‌خواهد خداحافظی کند. او و دلن آخرین شام را با ایوانووا، فرانکلین، گاریبالدی و ویر می‌خورند، سپس شریدان برای آخرین بار از B5 بازدید می‌کند پیش از آنکه ایستگاه از رده خارج و به‌طور غیرقابل‌توضیحی نابود شود، و سپس او همراه با لورین محو می‌شود.

B5 منفجر می‌شود، ایوانووا «رنجر یک» می‌شود و هر کسی که هنوز زنده است، تا ابد به خوشی زندگی می‌کند. احتمالاً.

منبع اصلی: https://reactormag.com/babylon-5-rewatch-fifth-season-overview/

تازه‌ترین اخبار

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.