← بازگشت به اخبار

آخر هفته چه ببینیم و چه بخوانیم: باید درباره «فقط برای یک شب» حرف بزنیم

آخر هفته چه ببینیم و چه بخوانیم: باید درباره «فقط برای یک شب» حرف بزنیم

به‌علاوه: با ۲۲ تن پنیر چه می‌کردید؟ مطلب «این آخر هفته چه ببینیم و چه بخوانیم: باید درباره‌ی "فقط یک شب" حرف بزنیم» نخستین بار در ری‌اکتور منتشر شد.

اخبار

آنچه باید در این آخر هفته تماشا و مطالعه کنید: باید درباره «فقط یک شب» حرف بزنیم

به‌علاوه: اگر ۲۲ تن پنیر داشتید، با آن چه می‌کردید؟

نوشته مولی تمپلتون
تاریخ انتشار: ۷ اوت ۲۰۲۶

عکس از: یونیورسال پیکچرز

با اینکه هیچ عجله‌ای برای تمام شدن تابستان ندارم — گذر زمان، لطفاً کمی آرام‌تر! — اما اوت ماه محبوب من در تابستان نیست. اوت، «یکشنبه‌ی تابستان» است و به همان نسبت، اضطرابِ یکشنبه‌ها را با خود دارد: همان حسِ «وای نه، من هیچ کاری نکردم!»، اما به مدت یک ماه. اگر شما این‌طور نیستید، به شما تبریک می‌گویم! اگر هم هستید، به جمع ما خوش آمدید و متأسفم. نکته مثبت ماجرا این است که کتاب‌ها، مقالات و پنیر (!) و همچنین فیلمی وجود دارند که پیشنهاد می‌کنم درباره‌اش بخوانید، هرچند مطمئن نیستم که تماشای آن ارزشش را داشته باشد. در حالی که برای تماشای آن تصمیم می‌گیرید، دوستانتان را در آغوش بگیرید، با نمایندگان خود تماس بگیرید و اگر در هوای مه‌آلود و غبارآلود بیرون می‌روید، ماسک بزنید!

ما قرار است درباره فیلم «پاکسازی جنسی» حرف بزنیم، اما مطمئن نیستیم که باید آن را تماشا کرد یا نه

آیا تریلر فیلم «فقط یک شب» (One Night Only) را دیده‌اید؟ بیشتر شبیه یک کمدی-رمانتیکِ بی‌مایه به نظر می‌رسد که حتی زحمتِ طراحی یک آشناییِ عاشقانه درست‌وحسابی برای شخصیت‌های اصلی‌اش را به خود نداده؛ آن‌ها فقط در خیابان به هم برخورد می‌کنند. فقط یک اشاره گذرا وجود دارد به اینکه داستان در تنها شبی از سال اتفاق می‌افتد که افراد مجرد قانوناً اجازه دارند رابطه جنسی داشته باشند. بله، این تریلرِ سبک و بی‌مزه، در واقع متعلق به فیلمی پادآرمان‌شهری است که در آن ایالات متحده به دولتی (بیش از پیش) اقتدارگرا تبدیل شده که رفتار جنسی تقریباً همه را کنترل می‌کند. البته، نه کاملاً. هیلاری بوسیس در «ونیتی فیر»، لطف کرده و بررسی کرده که واقعاً چه خبر است. بوسیس می‌نویسد: «این فیلم یک هیدرا (اژدهای چندسر) جنسی است. هر بار که به یک سؤال پاسخ می‌دهد، دو سؤال دیگر جای آن سبز می‌شود.» بوسیس حتی از من هم سؤالات بیشتری دارد؛ از اینکه آیا این قانونِ «بدون رابطه جنسی» فقط شامل دگرجنس‌گرایان می‌شود (ظاهراً؟) تا اینکه آیا دست‌ورزی هم جزو آن محسوب می‌شود (نامشخص؟) و اینکه چه علم عجیب و فناوری ساختگی‌ای برای اجرای این قانون به کار گرفته شده (اصلاً نگذارید در این مورد شروع کنم). صادقانه بگویم، نمی‌دانم که آیا واقعاً می‌خواهید این فیلم را ببینید یا نه، اما مقاله «ونیتی فیر» خواندنی و سرگرم‌کننده است.

اگر ۲۲ تن پنیر داشتید، با آن چه می‌کردید؟

دو موضوعی که همیشه به آن‌ها علاقه دارم، پنیر و جنایت‌های عجیب‌وغریب است. پس تصور کنید چقدر خوشحال شدم وقتی به این مقاله در «لانگ‌ریدز» درباره یک جنایتِ پنیری برخوردم. جنایتِ پنیری! گفتنش هم جالب است، نه؟ اما همان‌طور که مقاله اشاره می‌کند، «جنایت پنیری یک مشکل بین‌المللی است.» سه لبنیاتی زحمت زیادی کشیدند تا بیست‌ودو تن پنیر اعلای بریتانیایی را به فروشگاهی به نام «نیلز یارد» برسانند. و بعد، اولیویا پاتس می‌نویسد: «در ۱۴ اکتبر ۲۰۲۴، پنیر طبق قرار جمع‌آوری شد. اما نه پنیر و نه خریدار، دیگر هرگز دیده نشدند.» این تنها یکی از چندین جنایت پنیری است که در این مقاله جذاب شرح داده شده؛ پنیر از سراسر اروپا دزدیده شده است. همان‌طور که مقاله می‌گوید: «همه این‌ها ممکن است کمی شوخی به نظر برسد: فرار با صدها قالب پنیرِ پارچه‌پیچ و فرار از دست مقامات، حال‌وهوای کمدی‌های بزن‌بکوب را دارد. اما جدای از ضرر مالی — که معمولاً متوجه تولیدکنندگان کوچک و سنتی است — این موضوع از مشکلات سیستماتیک گسترده‌تر در زنجیره غذایی خبر می‌دهد.» احتمالاً در اینجا چیزهایی یاد خواهید گرفت و شاید در نهایت، قدردانی بیشتری نسبت به پنیر پیدا کنید.

کتاب‌های پاییزی در راهند، چه آماده باشید چه نه

هشدار: دو ماه آینده مملو از کتاب‌های جدید است. حدود شش کتابی که می‌خواهم بخوانم در ۸ سپتامبر منتشر می‌شوند (از جمله «ویک‌هیلز» اثر پریمی محمد، «توده» اثر گارث نیکس، «لانه خائنان» اثر فرانسیس هاردینگ، «هنرهای سیاه» اثر مگان گیدینگز و «نور عجیب است» اثر سارا ماریا گریفین، که تنها چند مورد از آن‌ها هستند). کریستینا اورلاندو، ویراستار کتاب، به من می‌گوید که ۱۳ اکتبر حتی از این هم شلوغ‌تر است. این را به شما می‌گویم تا هم بتوانید خودتان را آماده کنید — اگر بخواهید با کتاب‌های جدید «همگام» شوید، پاییز امسال شما را به چالش می‌کشد! — و هم به این دلیل که اوت زمان مناسبی به نظر می‌رسد تا به کتاب‌هایی که در طول سال قصد خواندنشان را داشتید، «برسید» (هاها). برای من، این یعنی «زبان دروغگویان» اثر اس. ال. هوانگ، «دختری با هزار چهره» اثر سونی دین، «آنچه می‌جوییم» اثر کامرون رید و «جادوگر زیرِ چوب‌بستِ رویا» اثر اچ. جی. پری، که واقعاً و حقیقتاً نفر بعدی در لیست مطالعه من است. (پری همیشه عالی می‌نویسد و این یکی هم تم آرتوری دارد؛ صادقانه نمی‌دانم چطور تا الان آن را تمام نکرده‌ام.) شما امسال چه کتاب‌هایی را دوست داشتید؟ قبل از شروع پاییز چه می‌خوانید؟

گربه‌ها، جوامع، ناراحتی، بدخلقی و مراقبت

اگر یک مطلب باشد که فکر می‌کنم واقعاً باید در این آخر هفته بخوانید، همین مقاله از میکایا جانسون، نویسنده علمی-تخیلی و فانتزی است. «چیز مورد علاقه من: گربه‌ای که از من متنفر است + آن نویسنده علمی-تخیلی که از همه متنفر است (تأملاتی درباره تبعید)» مقاله‌ای است درباره گربه‌ها، نویسندگان و تبعید، اما بیش از هر چیز درباره «جامعه» است و درباره تفاوت مهم بین «ناراحتی» و «درد یا تهدید واقعی». جانسون با تفکر در میان موضوعات به‌ظاهر نامرتبطِ عنوانش پیش می‌رود و به جایگاهی بسیار زیبا و سخاوتمندانه می‌رسد؛ او به کسانی فکر می‌کند که در جوامع پذیرفته می‌شوند یا نمی‌شوند، و اینکه ما — به عنوان یک جامعه؛ هر جامعه‌ای — چگونه می‌توانیم در نحوه رفتارمان با کسانی که واقعاً دوستشان نداریم، تجدیدنظر کنیم. جانسون می‌نویسد: «با آسیب‌شناختی کردنِ کسانی که دوستشان نداریم، به خودمان مجوز می‌دهیم که آن‌ها را تبعید کنیم.» او با صحبت درباره ادبیات علمی-تخیلی شروع می‌کند، اما می‌توانید گسترش یافتنِ مفهوم مقاله را حس کنید. این مقاله همچنین درباره شهرهایی است که فقط می‌خواهند افراد «ناخوشایند» از دیدشان محو شوند، و اگر درباره شهرها باشد، درباره کشورها هم هست و... متوجه منظورم می‌شوید. این مقاله‌ای است که می‌دانم دوباره به سراغش خواهم رفت. جانسون می‌نویسد: «گربه‌هایی هستند که هرگز نمی‌خواهید نوازششان کنید. با این حال، به آن‌ها غذا بدهید.»

منبع اصلی: https://reactormag.com/what-to-watch-read-this-weekend-august-7-2026/

تازه‌ترین اخبار

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.