«ایکس-من ۹۷» در قسمت «دستِ مرد مرده»، همان رستاخیزی را به ما هدیه میدهد که انتظارش را داشتیم.
همه میدانستیم که این اتفاق میافتد، اما آیا بازگشت گامبیت به همان اندازهای که امیدوار بودیم هیجانانگیز است؟ مطلب «ایکس-من ۹۷ در قسمت "دست مرد مرده"، رستاخیزی را که انتظارش را داشتیم به ما هدیه میدهد» برای نخستین بار در ریاکتور منتشر شد.
فیلم و سریال
ایکس-من ۹۷
ایکس-من ۹۷ در قسمت «دستِ مرد مرده»، رستاخیزی را که انتظارش را داشتیم به ما هدیه میدهد
همه میدانستیم که این اتفاق رخ خواهد داد، اما آیا بازگشت گامبیت به همان اندازهای که امیدوار بودیم هیجانانگیز است؟
نوشته بن فرانسیسکو
تاریخ انتشار: ۷ اوت ۲۰۲۶
تصویر: مارول انیمیشن
این قسمت با سکانسی رویایی آغاز میشود؛ روگ (با صداپیشگی لنور زان) در حال رقص با گامبیت (با صداپیشگی ای. جی. لوکاسیو) است؛ عشق زندگیاش که فصل گذشته در جریان نسلکشی جنوشا جان باخت. این رویایی لذتبخش است، تا زمانی که گامبیت به موجودی زامبیمانند تبدیل میشود و روگ با فریاد از خواب میپرد.
در مقر ایکس-کورپس، یک بازی پوکر دوستانه با ورود غیرمنتظره یک بمبافکن نظامی که کیبل (کریس پاتر)، جوبیلی (هالی چو) و بقیه اعضای ایکس-فورس را به همراه بقایای آپوکالیپس (راس مارکواند) حمل میکند، متوقف میشود. تیم ایکس-فورس توضیح میدهد که آپوکالیپس احتمالاً گامبیت را احیا کرده تا او را به یکی از سواران خود تبدیل کند، اما گامبیت بر او چیره شده است. روگ بهشدت مضطرب است که آیا این گامبیتِ احیاشده، همان مردی است که میشناسد و دوستش دارد یا خیر. دو تیم توافق میکنند که با این شرط همکاری کنند که کیبل و ایکس-فورس تاکتیکهای بیرحمانه معمول خود را کنار بگذارند و بر تلاش برای نجات گامبیت تمرکز کنند. پروفسور ایکس (راس مارکواند) از دستگاه «سربرا» که بهتازگی بهروزرسانی شده، استفاده میکند تا گامبیت را در خانهاش در باتلاقهای لوئیزیانا ردیابی کند.
در کلیسایی در لوئیزیانا، رابرت (ای. جی. لوکاسیو)، برادر گامبیت که رهبری انجمن دزدان را بر عهده دارد، با بلا دونا (ریچل کیمسی)، نامزد سابق گامبیت که رهبری انجمن قاتلان را بر عهده دارد، ملاقات میکند؛ در حالی که هر دو گروه رقیب تصور میکنند دیگری این ملاقات را ترتیب داده است. گامبیتِ احیاشده با موهای سفید، پوست خاکستری و لباسی تیرهتر ظاهر میشود و اعلام میکند که او این ملاقات را ترتیب داده است. او بهجای کارتهای بازی همیشگیاش، از کارتهای تاروت بهعنوان سلاح جدید خود استفاده میکند؛ و کارتها بهجای شارژ شدن با انرژی، اعضای هر دو انجمن را به زامبیهای بیارادهای تحت کنترل گامبیت تبدیل میکنند.
کیبل با والدینش، سایکلاپس (ری چیس) و جین گری (جنیفر هیل)، صحبت میکند؛ این اولین دیدار آنها با او در بزرگسالی است، از زمانی که در آیندهای دور با نسخه جوانترش ملاقات کرده بودند. آنها امیدوارند با خانواده بودن در زمان حال، فرصتهای از دسترفته را جبران کنند.
پیش از آنکه ایکس-من به مقصد برسند، جت آنها توسط گامبیت و مریدان جدیدش مورد حمله قرار میگیرد. روگ تلاش میکند با جذب قدرت و ذهن گامبیت، به او کمک کند تا بر نفوذ آپوکالیپس غلبه کند، اما درمییابد که گامبیت اکنون در برابر تواناییهای جذب ذهنی او مصون است. در عوض، گامبیت از قدرتهای جدیدش استفاده میکند تا روگ را به خواب ببرد و او را اسیر کند. نایتکراولر (آدریان هاف) سعی میکند خواهرش روگ را نجات دهد، اما گامبیت او را نیز به یکی از خدمتکاران زامبی خود تبدیل میکند. جین، سایلاک (نائوکو موری) و کیبل با استفاده از قدرتهای دورجنبی ترکیبی خود، هواپیمای آسیبدیدهشان را به سلامت فرود میآورند، در حالی که گامبیت با روگ، نایتکراولر و دیگر مریدانش فرار میکند.
در عمارت ایکس، فورج (گیل بیرمنگام)، مورف (جی. پی. کارلیاک)، استورم (آلیسون سیلی-اسمیت) و ولورین (کال داد) تصاویر خبری از سقوط را میبینند و برای کمک به همتیمیهایشان میشتابند.
روگ در اتاقخوابی مجلل بیدار میشود و توسط گامبیت به شامی به همان اندازه مجلل دعوت میشود. گامبیت به او میگوید که این دومین فرصت آنها برای زندگی در کنار یکدیگر است؛ این بار، بدون نفرینِ ناتوانی در لمس کردن. او فاش میکند که آپوکالیپس نیز زمانی عاشق شده و بخشی از قدرت خود را به معشوقهاش داده بود تا او را نامیرا کند. آن زن به او خیانت کرد و به «اکس-ترنال» (دبرا ویلسون) تبدیل شد؛ موجودی قدرتمند که بر انجمنهای باتلاق حکمرانی میکند. گامبیت قصد دارد یادگار او را بدزدد و از آن برای نامیرا کردن روگ استفاده کند تا آن دو بتوانند برای همیشه با هم باشند.
در اسکلهای در اعماق باتلاق، گامبیت مراسم عروسی شومی را برای خود و روگ ترتیب میدهد. بلا دونا، اکس-ترنال را احضار میکند، اما گامبیت با یک ضربه تیغه انرژی، او را نابود میکند. او جواهرِ منبع قدرت اکس-ترنال را برمیدارد و درست زمانی که میخواهد آن را به روگ بدهد، جت ایکس با بیش از دوازده عضو ایکس-من و ایکس-فورس از راه میرسد. نبرد آغاز میشود و دو تیم در برابر گامبیت و مریدانش، از جمله نایتکراولرِ تسخیرشده، قرار میگیرند.
گامبیت جواهر اکس-ترنال را به سینه روگ میفشارد و باعث فروپاشی او میشود. پروفسور ایکس از تلهپاتی خود برای حمله به گامبیت در میدان نبردِ ذهن استفاده میکند. با کمک خاویر، گامبیتِ واقعی پدیدار میشود و فاش میکند که این آپوکالیپس بوده که او را کنترل میکرده است!
در همین حال، در دنیای فیزیکی، گامبیت از حال رفته و بدنش در برابر حمله آسیبپذیر شده است. کیبل قصد کشتن او را دارد، اما جوبیلی، ساناسپات (گی آگوستینی) و چندین عضو ایکس-من جلوی او را میگیرند.
در فضای اختری، به نظر میرسد آپوکالیپس آگاهی گامبیت را کاملاً بلعیده است، اما سپس روگ وارد فضای ذهنی میشود تا معشوقش را بیرون بکشد. او موفق میشود و آگاهی گامبیت بر آپوکالیپس غلبه میکند تا کنترل بدنش را پس بگیرد؛ بدنی که به حالت عادی بازمیگردد.
بعدها، گامبیت بیهوش در حالی که به دستگاههای پزشکی متصل است دراز کشیده و پروفسور ایکس برای روگ توضیح میدهد که اگر بهسرعت اقدام نکنند، آپوکالیپس دوباره کنترل دائمی بدن گامبیت را به دست خواهد گرفت.
در یک پایگاه متروکه، بقایای تیم ایکس-فورس که اکنون تنها سه عضو دارد، دوباره گرد هم میآیند. ایکس-فکتور به همراه مدیرشان وال کوپر (کاترین دیشر) از راه میرسند و پیشنهاد همکاری برای شکست دادن گامبیت و ایکس-من را میدهند!
همانطور که انتظار داشتم، احساسات متناقضی درباره بازگشتِ طولانیمدتِ گامبیت دارم. فداکاری او در قسمت پنجم فصل اول، تأثیرگذارترین لحظه سریال تا به امروز بود. تنها یک فصل و نیم گذشته است و بازگرداندن چنین فقدان مهم و دلخراشی، خیلی زود به نظر میرسد.
وقتی شخصیت مهمی احیا میشود -بهویژه اگر مرگش معنادار بوده باشد- معمولاً زمانی بیشتر از خط داستانی لذت میبرم که بازگشت او هزینهای داشته باشد. تا اینجا، به نظر میرسد بازگشت گامبیت از نظر دشواری... متوسط بوده است. از همان ابتدا مشخص است که این کاملاً همان گامبیتی نیست که میشناسیم، و بسیاری از صحنههایی که او را در هیبت جدیدش به عنوان «مرگ» نشان میدهند، بهاندازه کافی وهمآور هستند. خوشحالم که این قسمت تا حد زیادی بر روگ و ترکیب پیچیده امید و هراسی که بازگشت گامبیت ایجاد کرده، متمرکز بود. لنور زان مثل همیشه با صداپیشگی عالیاش میدرخشد، همانطور که ای. جی. لوکاسیو نیز چنین است.
اما در پایان قسمت، بدن گامبیت با سرعت نسبتاً زیادی به حالت عادی بازگشته است. با وجود هشدار پروفسور ایکس مبنی بر اینکه ذهن آپوکالیپس بهزودی دوباره کنترل او را به دست خواهد گرفت، به نظر میرسد گامبیت تا قسمت بعدی به وضعیت عادی بازگردد. این یک بازنشانی (Reset) نسبتاً سریع و آسان به نظر میرسد.
این قسمت بهطور آزاد از خط داستانی کتابهای کمیک «خون آپوکالیپس» در شمارههای ۱۸۲ تا ۱۸۶ ایکس-من الهام گرفته است، جایی که گامبیت به «مرگ»، یکی از چهار سوار آپوکالیپس، تبدیل میشود. در نسخه کمیک، گامبیت قبل از تغییرش نمیمیرد؛ او فقط خود را تسلیم آپوکالیپس میکند، به این امید که در نقشههای او نفوذ کند. از این نظر، من این تغییر جدید در «۹۷» را ترجیح میدهم که در آن، دگرگونی گامبیت با فقدانی بسیار شدیدتر همراه است.
دیدار خانواده سامرز شیرین بود و آن خط داستانی را از افتتاحیه فصل به پایان رساند. اما مانند بازگشت گامبیت، عجولانه به نظر میرسید. بهطور کلی، این قسمت بیش از حد معمول از ضربآهنگ فشردهای که لازمه یک فصل نهقسمتی است، رنج میبرد. سازندگان سریال کار تحسینبرانگیزی در گنجاندن خطوط داستانی و تحولات شخصیتی بسیار در ۲۷۰ دقیقه انجام دادهاند، اما گاهی اوقات این ضربآهنگهای احساسی بزرگ به دلیل نداشتن فضای کافی برای گسترش، آسیب میبینند. دلم برای روزهایی تنگ شده که سریالهایی مانند این، ۱۳ تا ۲۱ قسمت در هر فصل داشتند! این به آنها فضای بسیار بیشتری برای داستانهای فرعی، داستانهای عجیب و غریب و ریسکی، و توسعه شخصیتِ آرام اما ارزشمند میداد. با تنها ۹ قسمت در این فصل، تقریباً هر قسمت دارای ریسکهای بالا و ضربآهنگی فوقالعاده سریع است که اغلب از یک تحول شخصیتی شدید به دیگری میپرد.
وقتی تیمهای ترکیبی ایکس-من و ایکس-فورس در باتلاق فرود آمدند، با آن نیروی رزمی دوازدهنفره، لذت خاصی از طرفداری را حس کردم. پس از دیدن عملکرد تیم در بخشهای مختلف در هشت قسمت گذشته، دیدن (تقریباً) کل تیم که دوباره متحد شدهاند، عالی بود. (بیشاپ و پولاریس غایب بودند؛ فرض میکنم در قسمت پایانی بیشتر از آنها خواهیم دید.)
این قسمت همچنین پرونده داستان کاندرا را که در قسمتهای سوم و چهارم این فصل به عنوان کاهنِ راما-توت ظاهر شد، میبندد. به نظر میرسد آپوکالیپس منبع قدرت و نامیرایی او بوده است، که پیشزمینهای برای شخصیتی فراهم میکند که در سریال انیمیشنی اصلی هرگز آن را نداشت. در کمیک، کاندرا یکی از چندین «اکسترنال» است؛ زیرگروهی از جهشیافتهها که باستانی، نامیرا و مرتبط با آپوکالیپس هستند. هر کدام نشاندهنده یک مفهوم انتزاعی متفاوت است؛ کاندرا نماد حیلهگری و آپوکالیپس نماد تکامل (البته).
چند «ایستر اگ» (نکته مخفی) در این قسمت وجود دارد که اگر پلک بزنید، آنها را از دست میدهید. اکثر کارتهای تاروت گامبیت طرحهای نسبتاً استانداردی دارند، اما کارت «عشاق» تصویر او و روگ را روی خود دارد. در پایان قسمت، علائم حیاتی گامبیت شامل شاخصی است که «XM-266» را نشان میدهد؛ اشارهای سرگرمکننده به اولین حضور گامبیت در کتاب کمیک «آنکنی ایکس-من» شماره ۲۶۶.
اگرچه احساسات متناقضی درباره بازگشت گامبیت دارم، اما خوشحالم که بازگشت آپوکالیپس با پیچشهای غیرمنتظرهای همراه بوده است. ما هنوز نتیجه کامل سفر نسخه آینده آپوکالیپس به دهه ۱۹۹۰ را که در اولین قسمت فصل دیدیم، ندیدهایم. کنجکاوم که آیا این موضوع به پناه گرفتن آپوکالیپس در بدن گامبیت مربوط میشود یا خیر. بدم نمیآید در قسمت پایانی فصل، شاهد کمی ماجراجوییهای زمانی باشیم تا رشتههای مختلف داستان آپوکالیپس به هم گره بخورند.
همکاری ایکس-فکتور و ایکس-فورس نیز غیرمنتظره است. آنها قطعاً همبسترهای عجیبی هستند! جالبترین موضوع این فصل برای من، رویکردهای فلسفی متفاوت این تیمهای مختلف برای آزادی جهشیافتهها بوده است، بنابراین هیجانزدهام که به نظر میرسد قسمت پایانی همچنان به بررسی آن خواهد پرداخت.
این قسمت یکی دیگر از قسمتهایی بود که دیالوگهای سرگرمکننده و طعنهآمیزی داشت، بهویژه از طرف گامبیت و روگ. در زیر چند مورد از نقلقولهای مورد علاقه من آمده است:
«پدرم همیشه میگفت معجزه فقط کاغذ کادویی برای فاجعه بعدی است.» — روگ
«نترس عزیزم. مرگ، تکامل است.» — گامبیت
«به جان انداختنِ نامزدِ شستشوی مغزی دادهشدهات به جان من، روشی بسیار جسورانه برای دعوت کردن یک بانو به شام است.» — روگ