شش کتاب اخیر با نگاهی نو به خونآشامها
داستانهای خونآشامی هرچقدر هم که تغییر کنند و تکامل یابند، خودِ این هیولاها همچنان جاودان باقی میمانند. مطلب «شش کتاب اخیر با نگاهی نو به خونآشامها» نخستین بار در ریاکتور منتشر شد.
کتابها
خونآشامها
شش کتاب اخیر با نگاهی منحصربهفرد به دنیای خونآشامها
داستانهای خونآشامی هرچقدر هم که تغییر کنند و تکامل یابند، خودِ این هیولاها همچنان جاودانهاند.
نوشتهی سم ریدر
تاریخ انتشار: ۶ اوت ۲۰۲۶
خونآشامها هرگز از مد نمیافتند.
چه انگلهای فضایی باشند، چه عشاق نامیرا، و چه معتادانِ تشنهی خونی که میخواهند یک قدم از مرگی هولناک جلوتر باشند، همه عاشق یک داستان خونآشامی خوب هستند. آنها آنقدر به انسانها نزدیکاند که میتوانند مثل ما رفتار کنند، مثل ما احساس کنند و حتی انگیزههایی مشابه ما داشته باشند، اما در عین حال آنقدر هیولایی هستند که امیال و غرایزِ دلهرهآورِ خاص خود را دارند. در میان تمام هیولاهای کلاسیک، خونآشامها انسانیترینها هستند، در حالی که آنقدر عجیب و غریباند که گویی از دنیایی دیگر آمدهاند.
به افتخار این جاودانگیِ مسحورکننده، در اینجا شش کتاب از پنج سال اخیر را معرفی میکنیم که ثابت میکنند اگرچه مفهوم خونآشام و داستانهایی که دربارهشان میگوییم ممکن است با گذشت زمان تغییر کند و تکامل یابد، اما خون همیشه جاری است.
پروژهی خونآشامکش اثر جاناتان راب
«پروژهی خونآشامکش» یک اثر شگفتانگیز و دیوانهوار است. آلن نیل شغلی در بخش امنیتی استودیوی «نیو کملو» پیدا میکند؛ یک شرکت فیلمسازی سبکِ رترو که قصد دارد دوران طلایی سینمای گوتیک را به شیوهی خاص خود احیا کند: با مقدار زیادی مواد توهمزا، نمایشهای شبانهی فیلمهای خونآشامی، تکنیکهای کارگردانی نامتعارف، علوم غریبه و یک جنگلِ واقعاً تسخیرشده. اگرچه خودِ خونآشامها ممکن است نسبتاً کلیشهای باشند، اما داستان دارای فراز و نشیبهای پرتنشی است که وحشت کیهانی/فولکلور، روایتی از محاصره، تصویری تکاندهنده و واقعگرایانه از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و سکانسهای پرتحرکِ «حمله به قلعه» را که یادآور فیلم «بیگانهها» است، با هم ترکیب میکند. همهی اینها بهطرز ماهرانهای با ترکیبِ امضایِ راب یعنی تئوریهای توطئه، عناصر ماورایی، سینما و مصرفِ فراوانِ مواد توهمزا به هم پیوند خوردهاند؛ چیزی که همیشه آثار عجیبتر او را به خواندنی لذتبخش تبدیل میکند.
با خون بر دندانهایش اثر آدام مکامبر
جیم هالووی به آخر خط رسیده است. پس از رسوایی در کالج قبلیاش، او به «هروز کراس»، عمارتی روستایی و در حال فروپاشی فرستاده میشود تا به بلایت هرو، دخترِ سرکشِ خانواده، شعر بیاموزد. در اوایل اقامتش، او با کریستوفر «کیت» هرو، پسرعموی جوان و مسحورکنندهی خانواده که از آمریکا آمده، آشنا میشود. کیت ادعا میکند که برای «کار» بازگشته تا سردابهای تاریک زیر هروز کراس و گذشتهی سیاه آنها را کاوش کند. کیت، کسی که فقط شبها بیرون میآید و هرگز در طول روز دیده نمیشود. کیت، که درست همزمان با مثله شدن حیوانات و مشاهدهی مردی وحشی در اطراف عمارت، به هروز کراس بازمیگردد. داستان گوتیک مکامبر از این جهت منحصربهفرد است که اگرچه خونآشام یک شخصیت مرکزی است، اما یکی از وحشتهای اصلی نیست؛ چرا که جیم و کیت باید در حین کاوش در تونلهای وهمآلود برای یافتن رستگاری، از یکدیگر و عشقِ در حال شکوفاییشان در برابر خانههای تسخیرشده، بستگانِ قاتل و وحشتهای عجیبتر دفاع کنند.
آیین سرخ اثر سارا هینکلی
احتمالاً چیزهای زیادی گوتیکتر از داستانی دربارهی خونآشامهایی که اپرای مخفی و شبانهی خود را در پاریسِ ۱۸۶۹ اجرا میکنند، وجود ندارد. «آیین سرخ» نه تنها با فضاسازی مجلل و فاسدش، بلکه با طنزِ کنایهآمیز هینکلی، زمانی که بازیگران به اجرای شبانهشان میپردازند و مشتریانی را که آنقدر احمق هستند که پس از پایین آمدن پرده بمانند شکار میکنند، به این چالش پاسخ میدهد. آرنو و خانوادهاش ممکن است تحت قوانین سختگیرانهی خونآشامها زندگی کنند، اما آنها همچنین اهالی تئاتر هستند و این موضوع شیمیِ غیرمعمولی را به همراه میآورد. «آیین سرخ» از این ویژگی به بهترین نحو استفاده میکند؛ آنجا که دنیای منظم آرنو توسط یک جادوگر عجیب، یک سرقتِ شخصی و ورود دو خونآشامِ جدید در هم میشکند و آرامش پاریس را در حالی که شهر در زیر پوستهی خود از تنش میجوشد، برهم میزند. کتاب زمانی در اوج لذتبخشی است که آرنو و گروهِ نامیرا بر سر نقشهای کوچک با هم جروبحث میکنند و با بیخیالیِ تمام، توهینها و تعریفها را نثار هم میکنند؛ اثری که بهطرز ماهرانهای میان گوتیک و تراژیکمدی تعادل برقرار کرده و فراتر از آثار تاریخیِ معمولیِ خونآشامی میرود.
عروسها اثر شارلوت کراس
یک رمان گوتیکِ نامهنگارانه که در زمانی نامشخص پیش از ورود کنت به لندن در جریان وقایع «دراکولا» اثر برام استوکر میگذرد. «عروسها» دو داستان را دنبال میکند. در اولی، جان سیوارد و همکارش دکتر نایت، بیماری آسیبدیده را که به بیمارستان روانیشان آورده شده بررسی میکنند؛ بیماری با اشتهای سیریناپذیر برای خوردن حیوانات. دومی داستان لوسی، آلیس و الیزا را دنبال میکند که به بوداپست سفر میکنند تا با مافالدا، معشوقهی لوسی، ملاقات کنند، در حالی که مافالدا از خالهی سوگوارش مراقبت میکند. داستان میان دفتر خاطرات سیوارد و نامهها و یادداشتهایی که زنان جوان برای یکدیگر میفرستند در رفتوآمد است، در حالی که در پسزمینه، چهرهای تاریک بهآرامی شروع به ظهور میکند؛ نجیبزادهای عجیب از کوههای کارپات. کراس بهطرز ماهرانهای با تنش و انتظاراتِ داستانِ آشنای دراکولا بازی میکند، در حالی که اجساد روی هم انباشته میشوند و مردم بیمار میشوند. حسِ خزنده و رو به رشدِ وحشت در رمان، ضربآهنگِ روشمند و ارجاعاتی که بیش از آنکه یادآوریهای مستقیم باشند، به عنوان نقاط اوجِ تنش عمل میکنند، همگی دستبهدست هم میدهند تا با انتظار برای اولین حضور کنتِ مخوف در صفحات کتاب، حسِ ناآرامیِ ما را دوچندان کنند.
مردِ پوستکنده اثر کلوئی لوتر
در نقطهی مقابل، «مردِ پوستکنده» قرار دارد؛ یک نوآرِ خشن و تکاندهنده از کلوئی لوتر که در جنوب غربی آمریکا میگذرد. این کتاب داستان الیس کارستن را دنبال میکند که با زوال عقلِ زودرسِ مادرش دستوپنج نرم میکند، توصیههای زندگیِ عمویش را نادیده میگیرد و با «نفرین» خانوادگیشان کنار میآید؛ او و مادرش به منبع دائمی خون نیاز دارند، وگرنه (به قول الیس) «از درون برمیگردند و هر کسی را که ببینند تکهتکه میکنند.» وقتی منبع اصلی خونِ خانوادهی کارستن بهطور مرموزی ناپدید میشود و مادر الیس همچنان دربارهی «مردِ پوستکنده» -یک لولوخورخوره در فرهنگ خونآشامها- هذیان میگوید، الیس سفری ناامیدانه را برای یافتن منبعی جدید آغاز میکند. فقدانِ نگاهِ رمانتیکِ لوتر، برخورد با خون به عنوان دارو و اعتیاد، و تصاویرِ دلخراشِ کتاب، یادآورِ نگاهِ طبقهی کارگرِ استفن گراهام جونز به گرگینهها در کتاب «مُنگرلز» است، اما تنشِ عاطفیِ ایجادشده در حالی که الیس سعی میکند در حاشیهی جامعه زندگی عادی داشته باشد و با مادرش و وضعیت مشترکشان کنار بیاید، شاید بیش از هر یک از وحشتهای متعدد کتاب، آزاردهندهترین عنصر در «مردِ پوستکنده» باشد.
کرم کدو اثر ای.پی. تایر
این رمانِ آزاردهنده که وحشتِ موجوداتِ سبکِ دههی ۱۹۸۰ را با نگاهی مدرن به ادبیات خونآشامی ترکیب میکند، زمانی آغاز میشود که یک موجودِ لغزان و گرسنه، درست مانند داستان «کالبدشکافی» مایکل شی، در بدنِ میزبانِ بیخبری به نام تریش جای میگیرد. این موجود که با وعدهی دنیا به تریش، کنترل ذهن او را به دست میگیرد، نمیتواند مانع از جدایی او از همسرش ویکتور شود. وقتی ویکتور یک سال بعد به شهر «سپرستیشن» بازمیگردد تا ذهن خود را آرام کند و از ازدواجش با تریش بگذرد، مجموعهای از برخوردهای عجیب با ساکنان شهر آغاز میشود؛ در حالی که ویکتور خاطراتش را مرور میکند و سعی دارد از چیزی شوم پیشی بگیرد؛ چیزی که علاقهی زیادی به ویکتور دارد و بسیار، بسیار گرسنه است. ترکیبِ کاوشِ عمیقِ عاطفی و سبکِ وحشتِ رتروی تایر، بهخوبی با هم جفت شدهاند تا روایتی واقعاً دلهرهآور و جذاب برای طرفداران این ژانر خلق کنند.
منبع اصلی: https://reactormag.com/six-recent-books-with-unique-takes-on-vampires/