← بازگشت به اخبار

ایکس-من ۹۷ در قسمت «بقای اصلح» با شتاب به سوی پایان فصل می‌تازد

ایکس-من ۹۷ در قسمت «بقای اصلح» با شتاب به سوی پایان فصل می‌تازد

این فصل از سرعتِ بالای روایت آسیب می‌بیند، اما در نهایت، درون‌مایه‌ی قدرتمندِ «خانواده‌ی انتخابی» را به عنوان عنصری حیاتی برای بقا به تصویر می‌کشد. مطلب «ایکس-من ۹۷ در قسمت "بقای اصلح" به سوی پایان فصل می‌شتابد» نخستین بار در ری‌اکتور منتشر شد.

فیلم و تلویزیون

ایکس-من ۹۷

ایکس-من ۹۷ در قسمت «بقای اصلح» با شتاب به سوی پایان فصل می‌تازد

این فصل از سرعت بالای روایت آسیب دیده، اما در نهایت پیام قدرتمند «خانواده‌ای که خود برمی‌گزینیم» را به عنوان عنصری حیاتی برای بقا به تصویر می‌کشد.

نوشته بن فرانسیسکو
تاریخ انتشار: ۱۴ اوت ۲۰۲۶

تصویر: مارول انیمیشن

تیتراژ آغازین، بزرگ‌ترین ترکیب رسمی اعضای ایکس-من تا به امروز را با ۱۴ شخصیت به نمایش می‌گذارد. تغییر اصلی، بازگشت جوبیلی (هالی چو) و سان‌اسپات (گی آگوستینی) به تیتراژ است که نشان‌دهنده جدایی آن‌ها از «ایکس-فورس» و بازگشتشان به گروه «ایکس-من» در قسمت قبل است. در پایان تیتراژ، به جای مگنیتو و برادریِ جهش‌یافتگان، این وال کوپر و «ایکس-فکتور» هستند که به سمت ایکس-من هجوم می‌برند.

داستان از جایی ادامه می‌یابد که قسمت قبل به پایان رسید؛ کیبل (کریس پاتر) به وال کوپر (کاترین دیشر) و هاوک (تدی سیرز) می‌گوید که تنها راه متوقف کردن آپوکالیپس (راس مارکواند)، کشتن گمبیت (ای. جی. لوکاسیو) پیش از آن است که آپوکالیپس کنترل بدن او را به دست بگیرد.

در اعماق اقیانوس، بیست (جورج بوزا)، نایت‌کراولر (آدریان هو) و روگ (لنور زان) با یک زیردریایی مخصوص ایکس-من به کاوش در بقایای «شیپ» (ریچل کیمسی) می‌روند؛ کشتی باستانی سلستیال که زمانی پایگاه عملیاتی آپوکالیپس بود. آن‌ها موفق می‌شوند «شیپ» را دوباره راه‌اندازی کنند، اما او هشدار می‌دهد که ورود به «معبد سلستیال» همیشه بهایی دارد. با وجود این هشدار، روگ وارد همان معبدی می‌شود که قدرت آپوکالیپس از آن سرچشمه گرفته بود، به این امید که راهی برای شکست او و نجات گمبیت بیابد.

تصویر: مارول انیمیشن

ایکس-فکتور به پایگاه ایکس-کورپس در گنوشا می‌رسد و وال کوپر از پروفسور ایکس (راس مارکواند) می‌خواهد که گمبیت را تحویل دهد. وقتی اگزاویر امتناع می‌کند، کیبل با استفاده از قدرت‌هایش میدان الکترومغناطیسی محافظ ایکس-کورپس را از کار می‌اندازد. ایکس-فکتور و ایکس-فورس به همراه ارتشی از ده‌ها ربات سنتینل که توسط انسان‌ها هدایت می‌شوند، حمله می‌کنند.

درون معبد سلستیال، روگ با «ایسون» (متیو واترسون)، سلستیال عظیم‌الجثه، گفتگو می‌کند. ایسون با بیان آموزه‌هایی به سبک آپوکالیپس درباره «بقای اصلح»، از روگ می‌خواهد که جان خود را فدای گمبیت کند. روگ این معامله را می‌پذیرد و در حالی که غرق در قدرت است و زرهی سیاه و طلایی بر تن دارد، از معبد خارج می‌شود.

در گنوشا، نبردی تمام‌عیار میان گروه‌های مختلف در جریان است! استورم (آلیسون سیلی-اسمیت) با فرمان دادن به باد، ده‌ها سنتینل را از کار می‌اندازد و مراقب است که به خلبانان انسانی آسیبی نرسد. آرک‌انجل و سایلاک (نائوکی موری) به مورف (جی. پی. کارلیاک) و ولورین (کال داد) شبیخون می‌زنند. در آسمان، جوبیلی و هاوک به تبادل توهین و موشک می‌پردازند تا اینکه هر دو مجبور به سقوط و خروج اضطراری می‌شوند. بقیه اعضای ایکس-فکتور، بیشاپ (آیزاک رابینسون-اسمیت) و پولاریس (کارولینا راواسا) را شکست می‌دهند، تا اینکه گمبیتِ تازه بیدار شده به کمکشان می‌آید.

تصویر: مارول انیمیشن

جین (جنیفر هیل) و سایکلاپس (ری چیس) از پسرشان کیبل می‌خواهند که به عنوان یک خانواده برای متوقف کردن آپوکالیپس و نجات گمبیت همکاری کنند. اما کیبل اصرار دارد که یک جانِ گمبیت ارزش میلیاردها انسانی که آپوکالیپس خواهد کشت را ندارد؛ این اختلاف منجر به نبردی میان خانواده سامرز می‌شود. کیبل نقاب سایکلاپس را از کار می‌اندازد و سپس کل یک طبقه از ساختمان ایکس-کورپس را منفجر می‌کند و همه جا را به ویرانه و دود تبدیل می‌کند. در این هرج‌ومرج، کیبل گمبیت را پیدا کرده و به او شلیک می‌کند.

اما گلوله کیبل به جای کشتن گمبیت، باعث آزاد شدن آپوکالیپس می‌شود که در شکلی جدید و بزرگ‌تر ظاهر می‌شود؛ شکلی که ترکیبی از ویژگی‌های ظاهری خودش و گمبیت است. جین توضیح می‌دهد که نمی‌تواند به ذهن گمبیت نفوذ کند و به نظر می‌رسد آپوکالیپس کنترل کامل را در دست گرفته است. هر سه گروه به آپوکالیپس حمله می‌کنند، اما او به راحتی آن‌ها را دفع کرده و کنترل بدن همه، به جز پروفسور ایکس، را در دست می‌گیرد. شاگردان سابق اگزاویر او را محاصره می‌کنند و آپوکالیپس به او می‌گوید که بالاخره باید این درس را بیاموزد: «کسانی که به آن‌ها اهمیت می‌دهی، مایه نابودی‌ات خواهند بود.»

اگزاویر پاسخ می‌دهد: «نه، آن‌ها همان چیزی هستند که باعث بقای ما می‌شوند.» در همین لحظه روگ در حالی که از قدرت می‌درخشد، از راه می‌رسد. او سایر جهش‌یافتگان را از کنترل آپوکالیپس آزاد می‌کند و با استفاده از قدرت سلستیالی خود، وجدان آپوکالیپس را از بدن گمبیت بیرون می‌کشد. او ذات آپوکالیپس را به یک جواهر آبی فشرده کرده و به کیبل می‌دهد. گمبیت به حالت عادی خود بازمی‌گردد و در حالی که آخرین بقایای قدرت سلستیالی روگ محو می‌شود، آن دو بوسه‌ای عاشقانه رد و بدل می‌کنند.

تصویر: مارول انیمیشن

روگ از آغوش گمبیت جدا می‌شود و توضیح می‌دهد که برای نجات او فدیه‌ای لازم بود. بیست به تنهایی بازگشته و کتاب مقدسی که متعلق به نایت‌کراولر بود را در دست دارد.

در یک فلش‌بک به معبد سلستیال، می‌فهمیم که نایت‌کراولر جان خود را در ازای جان خواهرش روگ فدا کرده است، با این ایمان که فداکاری‌اش به هم‌تیمی‌هایش اجازه می‌دهد به زندگی ادامه دهند.

در صحنه پس از تیتراژ، وال کوپر در اخبار می‌بیند که «گری‌دون کریدِ» ضد جهش‌یافته، رئیس‌جمهور بعدی خواهد بود. وال کوپر دیگری وارد می‌شود و اولی فاش می‌کند که در واقع «میستیک» (رندال کارپنتر) است! میستیک به وال شلیک کرده و دوباره شکل او را به خود می‌گیرد تا جای او را بگیرد.

تصویر: مارول انیمیشن

این قسمت و قسمت قبلی که در واقع یک پایان‌بندی دو قسمتی برای فصل هستند، بیشترین آسیب را از سرعت سرسام‌آور سریال دیده‌اند. همانند تمام قسمت‌های این فصل، انیمیشن خیره‌کننده و صداپیشگی استثنایی است. اما بسیاری از خطوط داستانی با چنان شتابی به نتیجه می‌رسند که زمان کافی برای یک پایان‌بندی کاملاً رضایت‌بخش را ندارند.

داستان گمبیت و روگ از بسیاری جهات قلب تپنده این فصل بوده و قوی‌ترین پایان را دریافت کرده است. ای. جی. لوکاسیو و لنور زان اجراهای درخشانی ارائه می‌دهند و عمق اندوه و پیوند میان این دو را به خوبی منتقل می‌کنند. من به‌ویژه از گفتگوی روگ با «ایسون» لذت بردم. انیمیشن به زیبایی نشان داد که انسان در برابر یک سلستیال چقدر ناچیز است، و اصرار سرسختانه روگ بر قدرت عشق در پاسخ به جهان‌بینی بدبینانه آپوکالیپس و ایسون را تحسین کردم.

تصویر: مارول انیمیشن

همچنین از اینکه بازگشت گمبیت در نهایت بهایی سنگین داشت، استقبال کردم. فداکاری نایت‌کراولر که با مهارت توسط آدریان هو صداپیشگی شد، تکان‌دهنده بود و یادآور بحث‌های ایمانی در قسمت «سرزمین غریب، قلب وحشی» بود. این همچنین بازتاب‌دهنده پیوند عمیق او با خواهرش روگ بود که یکی از مضامین تکرارشونده سریال است.

اما این اتفاق به اندازه مرگ گمبیت در فصل قبل تأثیرگذار نبود؛ مرگی که به شکلی ارگانیک از دل داستان بیرون آمد و در عین حال واقع‌گرایانه و به‌طور دردناکی ناگهانی بود. در مقابل، فداکاری نایت‌کراولر در این قسمت کمی تحمیلی به نظر می‌رسید. مشخص نبود چرا ایسون خواستار فداکاری است و نوعی بازیِ مبهم در تعویض جان گمبیت با روگ و سپس با نایت‌کراولر وجود داشت. همچنین این تقارن برایم عجیب و حواس‌پرت‌کن بود؛ فصل قبل نایت‌کراولر جای گمبیت را گرفت و حالا دوباره جایشان عوض شد.

تصویر: مارول انیمیشن

خط داستانی خانواده سامرز نیز آن تأثیر احساسی که انتظار داشتم را نداشت. رویارویی کیبل با اسکات و جین لحن درستی داشت، اما هنوز پیامدهای آن را ندیده‌ایم.

بزرگ‌ترین ناامیدی من، شکست سریع آپوکالیپس بود؛ روگ با ارتقای سلستیالی‌اش از راه می‌رسد و عملاً با یک ضربه او را شکست می‌دهد. این شکست برای شخصیتی که تمام فصل به عنوان شرور اصلی ساخته شده بود، بسیار سریع و آسان است.

با نگاهی به ۹ قسمت گذشته، جزئیات نقشه آپوکالیپس مبهم و گیج‌کننده به نظر می‌رسد. در افتتاحیه فصل، آپوکالیپس گفت که به دهه ۹۰ بازگشته تا ایکس-من را در ضعیف‌ترین حالتشان شکست دهد. حس من این است که این «آپوکالیپسِ آینده» است که ایکس-من در «بقای اصلح» شکست داده‌اند، اما این حدسی است که تنها بر اساس یک خط دیالوگ آرک‌انجل زده شده که می‌گوید تجهیزات آپوکالیپس بسیار پیشرفته‌تر از چیزی است که در قسمت دوم علیه او استفاده کرده بود. فراتر از آن، نقشه‌های سفر در زمان آپوکالیپس به نظر می‌رسد هیچ تأثیری بر روند داستان نداشته است. در قسمت اول، آپوکالیپسِ پیر سعی داشت بدن نیتن دیسپرینگِ جوان و قدرتمند را بدزدد که منطقی بود. اما احیا و تصاحب بدن مرده گمبیت چه کمکی به او می‌کند؟ به نظر می‌رسد او با توجه به گفتگوهایشان درباره عشق و فقدان در مصر باستان، عمداً قصد آزار روگ را داشته، اما این برای یک نقشه هزارساله جهت سلطه جهانی، بسیار شخصی و پیچیده است.

تصویر: مارول انیمیشن

مضمون مورد علاقه من در این فصل، تقابل فلسفه‌های گروه‌های مختلف ایکس-من بود: دیدگاه ایده‌آلیستی ایکس-من برای هماهنگی در برابر اعتقاد ایکس-فورس به ضرورت خشونت، و همکاری ایکس-فکتور با رژیم سرکوبگر؛ همه این‌ها در حالی بود که فلسفه افراطی داروینیسمِ آپوکالیپس در پس‌زمینه حضور داشت. با اتحاد ایکس-فورس و ایکس-فکتور، انتظار داشتم مضامین بیشتری از این دست در این قسمت ببینم، اما به جز چند کنایه بین سایلاک و ولورین، زمان زیادی به آن‌ها اختصاص داده نشد.

مضمونی که آن‌ها با موفقیت به سرانجام رساندند، استدلال آپوکالیپس بود که عشق اساساً یک ضعف است. این پرسش، محور اصلی دو قسمت «ظهور آپوکالیپس» بود که در گفتگوی ان صباح نور درباره عشق با روگ و نابودی بی‌رحمانه مگنیتو در برابر چارلز به وضوح دیده می‌شد. در پایان قسمت آخر، وقتی اگزاویر به آپوکالیپس می‌گوید که کسانی که به آن‌ها اهمیت می‌دهیم، عامل بقای ما هستند، این پاسخی قدرتمند و معکوس به «بقای اصلح» است که اعلام می‌کند عشق و مراقبت، بخشی از چیزی است که ایکس-من را قوی‌تر می‌کند. این بحث فلسفی سنگین را به سطحی انسانی‌تر می‌آورد و یادآور مفهوم «خانواده‌ای که خود برمی‌گزینیم» است که مدت‌ها بخشی از هویت دگرباشانه ایکس-من بوده است. (این همچنین یک واقعیت بیولوژیکی است؛ آپوکالیپس با وجود تمام حرف‌هایش درباره تکامل، این واقعیت ساده را نادیده می‌گیرد که همکاری اجتماعی، یک سازگاری بسیار سودمند برای بقاست!)

تصویر: مارول انیمیشن

اشاره پس از تیتراژ به میستیک جالب است. از اواسط فصل اول، گمانه‌زنی‌های بی‌پایانی وجود داشت که میستیک جای وال کوپر را در گنوشا گرفته است. (من همیشه فکر می‌کردم این بعید است، زیرا رفتار کوپر در یک فصل و نیم گذشته چندان با شخصیت میستیک همخوانی نداشت.) به نظر می‌رسد سازندگان مستقیماً به این گمانه‌زنی‌ها پاسخ می‌دهند و می‌گویند: «خب، آن قبلاً میستیک نبود، اما حالا هست!»

با جایگزینی میستیک به جای کوپر در رأس ایکس-فکتور و به قدرت رسیدن کریدِ ضد جهش‌یافته، فصل آینده ممکن است بر تهدیدهایی متمرکز شود که ملموس‌تر از آپوکالیپس یا باستیون هستند. من مشتاقانه منتظر آن هستم و امیدوارم فرصتی برای کاوش بیشتر در «بحث‌های فلسفی جهش‌یافتگان» فراهم شود که مورد علاقه شخصی من در این سریال است. همچنین کاملاً برای درامِ میستیک-روگ-گمبیت، به‌ویژه پس از فقدان نایت‌کراولر، آماده‌ام.

و امیدوارم «دستینی»، همسر میستیک، اولین حضور خود را در ایکس-من ۹۷ تجربه کند! او شخصیتی عالی با مجموعه‌ای از قدرت‌های جذاب است و او و میستیک از زمان اولین حضورشان در سال ۱۹۷۸ قرار بود دگرباش باشند، اما دهه‌ها اجازه نداشتند صراحتاً «آشکار» باشند. به تصویر کشیدن چنین زوج دگرباش نمادینی از دنیای ایکس-من در قالب انیمیشن، بسیار قدرتمند خواهد بود.

تصویر: مارول انیمیشن

در مجموع، اگرچه برخی خطوط داستانی می‌توانستند زمان بیشتری برای به نتیجه رسیدن داشته باشند، اما این فصل قدرتمندی بود که شتابِ فصل اولِ درخشان را حفظ کرد. قسمت‌های دو، شش و هفت همچنان محبوب‌ترین‌های من هستند و هر کدام بر شخصیت‌هایی تمرکز داشتند که اغلب به اندازه کافی مورد توجه قرار نمی‌گیرند: جوبیلی، پولاریس و نایت‌کراولر. امیدوارم سریال این سنت را ادامه دهد و به برخی از شخصیت‌های «نسل ایکس» که در این فصل به کوتاهی دیدیم، بپردازد؛ که این کار فرصتی برای نمایش بیشتر جنبه مدرسه‌ای ایکس-من نیز فراهم می‌کند. در عین حال، امیدوارم داستان را بر روی گروه اصلی محدودتری متمرکز نگه دارند، زیرا ۱۴ عضو برای ایکس-من، برای حق مطلب ادا کردن، بسیار زیاد به نظر می‌رسد.

به نظر می‌رسد تمام اینترنت موافق است که ۹ قسمت برای این فصل کافی نبود. امیدوارم مدیران دیزنی توجه کنند و چراغ سبز ساخت دوازده یا سیزده قسمت برای فصل سوم را صادر کنند. این به نویسندگان و طرفداران زمان و فضای بیشتری می‌دهد تا داستان‌ها همان‌طور که این بازسازی انیمیشنی زیبا شایسته‌اش است، گسترش یابند.

منبع اصلی: https://reactormag.com/tv-review-x-men-97-rushes-to-the-season-finale-in-survival-of-the-fittest/

تازه‌ترین اخبار

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.