← بازگشت به اخبار

نویسنده سریال «دنیاهای جدید عجیب» توضیح می‌دهد که چرا پایانِ غریبِ قسمت عروسکی را انتخاب کردند

نویسنده سریال «دنیاهای جدید عجیب» توضیح می‌دهد که چرا پایانِ غریبِ قسمت عروسکی را انتخاب کردند

گاهی عروسک‌ها فقط می‌خواهند خوش بگذرانند. این مطلب با عنوان «نویسنده‌ی سریال دنیای جدید عجیب توضیح می‌دهد که چرا پایانِ غریبِ قسمت عروسکی را انتخاب کردند» ابتدا در وب‌سایت «ریاکتور» منتشر شده است.

اخبار

پیشتازان فضا: دنیاهای جدید و عجیب

نویسنده «دنیاهای جدید و عجیب» توضیح می‌دهد که چرا پایانِ عجیبِ قسمت عروسکی را انتخاب کردند

گاهی اوقات، عروسک‌ها فقط می‌خواهند خوش بگذرانند

نوشته متیو برد
تاریخ انتشار: ۲۱ اوت ۲۰۲۶

عکس: پارامونت پلاس

اگر شما هم پس از تماشای قسمت پرهیاهوی عروسکی «دنیاهای جدید و عجیب» (که عنوان فنی آن «حادثه انتقال‌گر سطح پنج» است) با این فکر که «قسمت عالی‌ای بود، اما آن پایان دیگر چه بود؟» از پای تلویزیون بلند شدید، تنها نیستید. افشای اینکه بخش‌های عروسکیِ این قسمت، بخشی از رویای اسپاک بوده است، پرسش‌های بی‌پاسخی را ایجاد می‌کند و یکی از بحث‌برانگیزترین کلیشه‌های دنیای رسانه را به کار می‌گیرد. این پایان لزوماً بد نیست، اما این پرسش را پیش می‌آورد که چرا اصلاً چنین رویکردی انتخاب شده است.

در مصاحبه‌ای با «تی‌وی اینسایدر»، هنری آلونسو مایرز (که این قسمت را به همراه دانا هورگان نوشته است) به منطق خلاقانه‌ی پشت این قسمت می‌پردازد و روشن می‌کند که چگونه این رویکرد به پایانی تا حدی بحث‌برانگیز منجر شده است.

مایرز می‌گوید: «ما زمان زیادی را صرف کردیم تا مطمئن شویم که همه‌چیز درست کار می‌کند و واقعاً حس یک قسمت از "پیشتازان فضا" را دارد. بله، قرار بود خوش بگذرانیم. بله، قرار بود تمام این کارها را انجام دهیم، اما اگر حس "پیشتازان فضا" را نداشته باشد، پس داریم چه کار می‌کنیم؟ این چیزی بود که باید در تمام طول این قسمت به آن پایبند می‌ماندیم.»

تمایل به حفظ ایده‌ی عروسکی در چارچوب دنیای «پیشتازان فضا»، منجر به استفاده از مفهوم «حادثه انتقال‌گر» شد. اما برای این قسمت، تیم سازنده می‌خواست فراتر از ماجراهای معمولِ انتقال‌گر برود تا بتواند تا حد ممکن از این ایده بهره ببرد.

مایرز توضیح می‌دهد: «اول اینکه ما هنوز یک قسمت با موضوع حادثه انتقال‌گر نساخته بودیم و احساس کردیم این فرصتی است تا حادثه‌ای را رقم بزنیم که در سطحِ پیشینِ "پیشتازان فضا" نبوده است. نکته دیگر این بود که اگر فقط یک عروسک داشتیم، حس نمی‌کردم که از پسِ این چالش برآمده‌ایم. واقعاً می‌خواستیم تا جای ممکن بزرگ و جسورانه عمل کنیم و مرزها را تا حد امکان جابه‌جا کنیم.»

بنابراین، به نظر می‌رسد پایانِ رویایی، دست‌کم فرآورده‌ی جانبیِ تمایل تیم سازنده به خوش‌گذرانیِ حداکثری با این ایده بوده است، بدون آنکه بخواهند زمان زیادی را صرفِ جمع‌وجور کردن و حل‌وفصل ماجرا کنند. صادقانه بگویم، این همان منطقِ استانداردِ «همه‌اش یک رویا بود» است؛ هرچند مایرز با مطرح کردن این احتمال که شاید رویا در نهایت هم فقط یک رویا نبوده باشد، ماجرا را پیچیده‌تر می‌کند.

مایرز با کنایه می‌گوید: «و در مورد رویا؛ رویاها، رویا هستند. نمی‌دانم، گاهی اوقات هم واقعی‌اند. همین را می‌گویم.»

واقعاً دشوار است که بفهمیم منظور او چیست. آیا مایرز می‌گوید آنچه دیدیم، آن چیزی نبود که فکر می‌کردیم؟ آیا آن یک رویای پیشگویانه بود؟ آیا این (همان‌طور که دست‌کم یکی از نویسندگان این مقاله گمان می‌کند) تلاشی برای پایان دادن به بحث‌های پیرامون این رویاست، با این پیام که تیم سازنده فقط می‌خواسته با این قسمت خوش بگذراند و شما آزادید هر برداشتی که می‌خواهید داشته باشید؟ شاید هرگز نفهمیم.

در همان مصاحبه، آکیوا گلدزمن اشاره می‌کند که ارجاع این قسمت به «خشم خان»، تصمیمی لحظه‌ای در روز فیلم‌برداری بوده که صرفاً نتیجه‌ی مشاهده‌ی فرصتی برای اشاره به آن لحظه‌ی مشهور فیلم بوده است. پس باز هم به نظر می‌رسد که همه فقط می‌خواستند با این قسمت خوش بگذرانند و بیش از حد درگیر پیامدهای آن نشده‌اند. اینکه آیا این رویکرد اگر حس نمی‌شد که بسیاری از قسمت‌های اخیر سریال مسیر مشابهی را طی کرده‌اند، نتیجه‌ی بهتری می‌داد یا نه، موضوعی است که باید در فرصتی دیگر به آن پرداخت.

منبع اصلی: https://reactormag.com/star-trek-strange-new-worlds-puppet-episode-ending-explained/

تازه‌ترین اخبار

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.