آخر هفته چه ببینیم و چه بخوانیم: سکس و مرگ، سریع و خشمگین
بهعلاوه: ادبیات فانتزیِ آرامشبخش. مطلب «آخر هفته چه ببینیم و چه بخوانیم: سکس و مرگ، سریع و خشمگین» نخستین بار در ریاکتور منتشر شد.
اخبار
چه چیزی تماشا کنیم
آخر هفته چه تماشا کنیم و چه بخوانیم: سکس و مرگ، سریع و خشمگین
بهعلاوه: کتابهای فانتزی برای آرامش روح
نوشته مولی تمپلتون
تاریخ انتشار: ۲۱ اوت ۲۰۲۶
عکس از: موبی
ظاهراً آنقدر پیر شدهام که یادم میآید آگوست ماه کسلکنندهای برای سینما بود. دیگر نه! فیلمها را نمیتوان با چیزی به سادگیِ تقویم کنترل کرد! و به همین دلیل، این آخر هفته با انبوهی از اکرانهای جدید و البته، اکرانهای مجدد روبهرو هستیم. همانطور که یکی از همکاران خردمندم پیشتر گفت، این روزها نوستالژی راه پول درآوردن است. البته قول میدهم که همهچیز اینجا بوی نوستالژی نمیدهد. من اینجا هستم تا کتابی را توصیه کنم که طلسمِ نخواندنِ مرا شکست؛ چند فیلم ماشینمحور که سالگردشان است؛ فیلمی که تمام همکارانم تا الان چهار بار دیدهاند؛ و اجرای دوباره «لستات خونآشام». آخر هفته خوبی برای سرگرم شدن است (و البته، برای در آغوش گرفتن دوستانتان و تماس با نمایندگانتان!).
تعداد بیشتری از ما اکنون میتوانیم «سکس و مرگ نوجوانانه در کمپ میازما» را ببینیم
اکران تدریجی فیلم «سکس و مرگ نوجوانانه در کمپ میازما» ساخته جین شونبران کمی گیجکننده بود؛ هفتم اوت در بازارهای اصلی اکران شد و چهاردهم اوت به سالنهای بیشتری راه یافت، اما حالا دیگر واقعاً و بهطور کامل اکران شده است. حالا باید همهجا در دسترس باشد. در سومین فیلم بلند شونبران، گیلیان اندرسون (در نقش دخترِ بازمانده و منزویِ یک مجموعه فیلم اسلشر قدیمی) و هانا اینبندر (در نقش کارگردان جوانی که برای بازسازی آن مجموعه انتخاب شده) بازی میکنند که همین خودش دلیل کافی برای تماشا است. اگر دلایل بیشتری میخواهید، باید بگویم امت اشر-پرین آن را «تجسمِ لذت» نامیده و تا الان دو بار آن را دیده است.
اما صبر کنید، این آخر هفته بهطرز عجیبی فیلمهای زیادی اکران شدهاند
اگر «سکس و مرگ نوجوانانه» باب میل شما نیست، نگران نباشید! به شکلی عجیب، در همین روزهای پایانی آگوست که از نظر تاریخی به پربار بودن از نظر فیلمهای جذاب معروف نیست، با وفور نعمت روبهرو هستیم. یا حداقل امیدوارم وفور نعمت باشد؛ چون خودم مدتی است به سینما نرفتهام. (کتابها خیلی زیادند، میفهمید که؟) تریلر سایبری «هات اسپات» که تیزر بسیار کنجکاویبرانگیزی دارد، این هفته به سینماها میآید؛ همینطور اقتباس «درخت جادویی دوردست» که پر از بازیگران بریتانیایی است. من کمی کمتر از تیزرهای این یکی مطمئن هستم، اما خب، من دقیقاً در گروه سنی هدفِ این فیلم نیستم.
اما صبر کنید! هنوز مانده! «سریع و خشمگین» بهتازگی بیستوپنجسالگیاش را جشن گرفت که واقعاً عجیب است؛ قسم میخورم همین سه سال پیش بود که به تماشای اکران پانزدهسالگیاش رفتم. با این حال، فیلمهای دیگرِ «سریع و/یا خشمگین» هم برای سالگردشان در هفته آینده اکران مجدد میشوند (اگر میخواهید نگاهی به آینده داشته باشید). فیلمی که همهچیز را شروع کرد، حالا (دوباره) روی پرده است؛ «توکیو دریفت» و «سریع و خشمگین ۵» در تاریخ ۲۸ اوت، به ترتیب برای بیستمین و پانزدهمین سالگردشان، اکران کوتاهمدتی خواهند داشت. فقط دو سال دیگر تا پانزدهمین سالگرد «سریع و خشمگین ۶»، فیلم محبوب من در این مجموعه، باقی مانده است. (صحنه باند فرودگاه را میگویم. باند فرودگاه هیچوقت از خنداندن من دست برنمیدارد.) سال ۲۰۲۸ هم حداقل تا الان، سال اکران «سریع و خشمگین برای همیشه» است.
گاهی فقط به یک غذای روحی ادبی نیاز دارید
چند هفتهای بود که درگیرِ یک رکودِ مطالعاتیِ وحشتناک شده بودم و حتی خودم هم نمیدانستم. فکر میکردم فقط دچار دلتنگیهای اواخر تابستان شدهام؛ حسی شبیه به «خدای من، چه کار کردهام؟ پاسخ این است: هیچ»، در کنارِ انبوهی از اضطرابهای وجودی درباره وضعیت جهان. نمیخواهم ادعا کنم که یک کتاب میتواند اضطراب وجودی شما را درمان کند، اما مغزم همزمان هم خارش داشت و هم ذوب میشد، نمیتوانستم تمرکز کنم و تمام افکارم بهمحض رسیدن، تبخیر میشدند.
سپس، دیروز کتاب «جادوگرِ زیرِ جنگلِ رویا» نوشته اچ. جی. پری را باز کردم و ۳۰۰ صفحه از آن را خواندم. پری یکی از نویسندگان محبوب من است؛ نویسندهای که حاضرم در ژانرهایی که فکر نمیکردم دوست داشته باشم، دنبالش کنم (فکر میکردم فانتزی تاریخی باب میل من نیست! اشتباه میکردم!). آخرین اثر او در دوران جنگ جهانی دوم میگذرد، زمانی که مردم سراسر جهان شروع به دیدنِ رویای شاه آرتور میکنند. در مقابل، الین امبروز، کتابدار بریتانیایی، رویای نیمو، جادوگری که مرلین را به دام انداخت، میبیند. اگر با افسانههای آرتوری آشنا باشید، جزئیات مختلف این داستان را سریعتر از دیگران درک میکنید، اما مهم نیست: پری معمای جادوییاش را بهآرامی باز میکند و قصههای آشنای دیگر را به هم میبافد و دورههایی را به هم پیوند میدهد که جهان در آنها احساس ناامیدی میکرده است. تنها دلیلی که هنوز تمامش نکردهام این است که گاهی مجبورم کار کنم.
لستات خونآشام: فقط یک شب، یک بار دیگر
«لستات خونآشام» فقط یک فصل داشت؛ دفعه بعد که دوستان خونآشاممان را روی پرده میبینیم، سریالی که قبلاً با نام «مصاحبه با خونآشام» شناخته میشد، به «ملکه نفرینشده» تبدیل خواهد شد. از این بابت ناراحت نیستم، چون وقتی نوجوان بودم و طرفدار آن رایس بودم، «ملکه نفرینشده» همیشه کتاب محبوبم بود. با این حال، کارِ لستات هنوز تمام نشده است. تقریباً. این یکشنبه، شبکه ایامسی پلاس «لستات خونآشام: فقط یک شب» را پخش میکند؛ همان کنسرت زندهای که در ماه ژوئن در تئاتر بیکن نیویورک برگزار شد. بله، سم رید همه آهنگها را زنده خواند (ظاهراً هنگام فیلمبرداری هم همین کار را میکرد)؛ بله، او بهنوعی به لستات خونآشام تبدیل شد؛ بله، هر بار که او را بدون گریم میبینم، هنوز با خودم میگویم: این یارو؟؟ لطفاً تمام جوایز را به او بدهید. ویدیوهای زیادی از این کنسرت آنلاین هست، اما هنوز فکر میکنم تجربه کامل آن، چیز دیگری خواهد بود.
منبع اصلی: https://reactormag.com/what-to-watch-and-read-this-weekend-august-21-2026/