بازگشت به خانه
خاطرات داروساز، شرلوک هلمز دربار امپراتوری
انیمه

خاطرات داروساز، شرلوک هلمز دربار امپراتوری

بی‌شک یکی از انیمه‌های کمتر دیده شده و جذاب این چند سال اخیر The Apothecary Diaries است، داستان دختری باهوش و کنجکاو که در محله‌ای تفریحی پایتخت بزرگ شده و توسط پدرش که داروسازی قهار بوده در گیاهان دارویی و پزشکی و خصوصا سم‌شناسی آموزش دیده.

بی‌شک یکی از انیمه‌های کمتر دیده شده و جذاب این چند سال اخیر The Apothecary Diaries است، داستان دختری باهوش و کنجکاو که در محله‌ای تفریحی پایتخت بزرگ شده، و توسط پدرش که داروسازی قهار بوده در گیاهان دارویی و پزشکی و خصوصا سم‌شناسی آموزش دیده.

وقتی کارکتر داستان، مائومائو ربوده شده و به عنوان یک خدمتکار ساده به دربار کاخ پشتی امپراتور فروخته شد، او تصمیم می‌گیرد که در دوره‌ی خدمتکار بودن اجباری‌اش را در سکوت و انزوا بگذراند و مطلقا توجه کسی را جلب نکند.
اما مائومائو، یک ویژگی جالب داشت، که موتور داستان‌پردازی انیمه را روشن کرد.
او غریزه علمی، ذهن تحلیل‌گر و متفکر،  و وسواس عجیبی نسبت به کشف علل بیماری‌ها داشت، و همین باعث شد او نتواند این دوران در انزوا بگذراند و دست به ماجراجویی و پی‌بردن به رازهایی، بزند. 
داستان در کشوری تخیلی روایت می‌شود که معماری، سیستم دیوان‌سالاری و ساختار فرهنگیش به وضوح از چین باستان الگوبرداری شده‌اند. به‌ویژه از سلسله‌های تانگ و مینگ، الهام گرفته است؛ از ساختار کاخ پشتی گرفته تا نظام خواجه‌ها و بوروکراسی دربار. 
خالقان انیمه در به تصویر کشیدن این فضا و فرهنگ، به خوبی عمل کرده‌اند و حداقل توانسته‌اند مقداری از فرهنگ و فضای آن تاریخ را به درستی منعکس کنند.

کاخ پشتی در این انیمه صرفا یک پس‌زمینه برای درام و پیشبرد داستان نیست، بلکه یک اکوسیستم بسته و قفسی‌ست با دیوارهای طلایی که نشان می‌دهد چگونه در جامعه‌ای با محدودیت‌های سیستماتیک برای زنان، قدرت نه در میدان جنگ، بلکه از طریق دسیسه‌های پنهان دربار، کنترل منابع غذایی، شایعات و علم اعمال می‌شود.


علم در برابر جهل و خرافه

شاید مهم‌ترین تم داستان همین باشد، مائومائو تقریبا هر اتفاقی را با مشاهده، آزمایش و استدلال توضیح می‌دهد، در حالی که اطرافیانش اغلب به شانس، نفرین، ارواح یا تقدیر متوسل می‌شوند.
داستان بارها نشان می‌دهد که چیزی که جادویی به نظر می‌رسد، در نهایت صرفا یک علت علمی دارد و جادویی در کار نیست.

قدرت در این جهان فقط در اختیار امپراتور نیست؛ زنان کاخ پشتی، خواجه‌ها، پزشکان و مقامات هر کدام بخشی از شبکه قدرت را در دست دارند.

داستان نشان می‌دهد زنان در ساختار بسته دربار تا چه اندازه آزادی محدودی دارند و چگونه برای بقا مجبورند از هوش، نفوذ یا دسیسه استفاده کنند. در چنین فضایی، دانش مائومائو به ابزار قدرت او تبدیل می‌شود و او نیز بخشی از این بازی قدرت می‌شود، البته هدف او فقط ارضای کنجکاوی علمی‌اش است.

داستان دائما تفاوت زندگی خدمتکاران، خواجه‌ها، زنان دربار، اشراف و خاندان سلطنتی را نشان می‌دهد. 
از ارزش جان افراد، و درمان بیماری‌ها گرفته تا این که چه کسی باید زودتر درمان شود یا از سموم از بدنش خارج شوند.

داستان همچنین بارها نشان داد که اطلاعات و دانش می‌توانند از شمشیر خطرناک‌تر باشند.
و رابطه دانش و قدرت را به خوبی نشان می‌دهد.


ساختار روایی

مهم‌ترین وجه‌ی انیمه خاطرات یک داروساز در بستر انیمه‌های دوران فعلی یا به قولی معاصر، که به کلیشه‌سازی و تکرار ایده‌ها می‌پردازند این است:
حذف کامل عناصر جادویی و جایگزینی این سیستم با علومی نظیر شیمی، گیاه‌شناسی، پزشکی، سم شناسی و… .
انیمه در ابتدا رویکردی اپیزودیک در پیش ‌می‌گیرد، مائومائو در هر قسمت با یک پرونده معمایی روبرو می‌شود، از مسمومیت‌های ناشی از سربِ موجود در لوازم آرایشی گرفته تا سوختگی‌های شیمیایی و واکنش‌های آلرژیک خطرناک و کشنده، و در هر قسمت ما جنبه‌هایی از کارکتر را می‌بینیم و این‌که چگونه مائومائو معماها را حل می‌کند و در دوره اجباری خدمتکار بودنش چگونه زندگی می‌کند و به سر می‌برد. 
الگوی روایی انیمه بدین شکل طی می‌شود که این معماهای ظاهرا پراکنده و اپیزودیک، به مرور در هم تنیده می‌شوند و پرده از توطئه‌های عمیق‌تر سیاسی برمی‌دارند. 
البته باید گفت که ریتم داستان، آرام و کند پیش‌ می‌رود و از ابتدا نباید انتظار داستان منسجم و عمیقی داشت، هرچند که انیمه روند داستان را طوری طی می‌کند تا به این انسجام روایی برسد و داستان را عمیق و جذاب‌تر کند.
این انیمه به جای اکشن‌ بر دیالوگ، مشاهده و تفکر و تحلیل ذهنی بیشتر تمرکز می‌کند، این رویکرد که اگرچه برای طرفداران ژانر کارآگاهی نقطه قوت محسوب می‌شود، اما ممکن است برای مخاطبان هدف ژانرهای اکشن محورتر، کمی خسته‌کننده به نظر برسد.

 


کارکترها

 

مائومائو
او دختری عمل‌گرا، بدبین و بدون آرمان‌گرایی‌های معمول دوره خود است. ویژگی عجیب و در عین حال جذاب و منحصر به فردش، علاقه شدید و عجیب او به آزمایش سموم روی بدن خودش است.

مائومائو با دیدگاهی انتقادی به ساختار طبقاتی و فساد پشت پرده دربار نگاه می‌کند؛ البته هدف اصلی‌اش، نه قهرمان‌بازی بلکه صرفا بقا و ارضای کنجکاوی علمی‌اش است، که همین نکته داستان را از کلیشه‌های ژانر خودش متمایز می‌کند.

 

هیچ سمی هولناکتر از لبخند یک زن نیست.

مائومائو

جینشی
در نقطه مقابل مائومائو، مقام بلندپایه‌ و مدیر کاخ پشتی قرار دارد. 
او کارکتری‌ست که از زیبایی ظاهریش به عنوان یک سلاح و نقاب برای پیشبرد اهداف اطلاعاتی و سیاسی‌اش بهره می‌برد.
کشمکش بین این دو کارکتر هسته اصلی درام داستان را رقم می‌زند و به عنوان موتور پیش‌رونده و انسجام‌دهنده روایت بزرگ‌تر عمل می‌کند. 
رابطه آن‌ها حداقل در بخش‌های عمده‌ای از داستان، نه یک عاشقانه کلاسیک، بلکه رابطه‌ای مبتنی بر سوءاستفاده متقابل از مهارت‌های یکدیگر و شکل‌گیری تدریجی یه احترام حرفه‌ای‌تر نسبت به هم است.

تا کنون، این انیمه در دو فصل پخش شده و فصل سوم نیز در دست ساخت قرار دارد. 

 


انیمه توسط همکاری دو استودیوی TOHO Animation Studio و OLM ساخته شده.

انیمه در واقع یک اقتباس از لایت‌ناول بوده که نویسنده اصلی آن Natsu Hyūga است. 
تاکنون 15 جلد لایت ناول پخش شده، هنوز هم در حال پخش می‌باشد.


همچنین دو نسخه مانگای متفاوت نیز دارد.

نسخه اول: طراحی Nekokurage
نسخه دوم: طراحی Minoji Kurata
هر دو جداگانه داستان را اقتباس می‌کنند.


اگر بخواهم یک مقایسه کلی از دو اقتباس مانگا داشته باشم:

در نسخه Nekokurage: 
طراحی شخصیت‌ها زیباتر و پرجزئیات‌تر. 
احساسات و تعامل مائومائو و جینشی را بهتر به تصویر می‌کشد. 
طراحی انیمه هم تا حد زیادی از همین نسخه الهام گرفته است.

اما نسخه Minoji Kurata: 
فضای داستان جدی‌تر و معمایی‌تر. 
به روایت لایت ناول وفادارتر هست. 
روی جنبه‌های سیاسی و کارآگاهی داستان بیشتر متمرکز می‌شود.

به هرحال انتخاب آخر با خودتان است، 
شما می‌توانید هم انیمه را ببینید هم مانگا را بخوانید، کلیت داستان یکی است، اما تفاوت‌هایی هم در روایت داستان بین نسخه‌های مانگا و انیمه لحاظ شده است.

امیدوارم از این مطلب لذت برده باشید.

نظرات (0)

او��ین نظر را برای این مقاله شما ثبت کنید.

0

نظرات (0)

ارسال نظر جدید

هنوز نظری ثبت نشده است.

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.