بازگشت به خانه
سفری به دنیای شکارچیان سایه | معرفی و نقد رمان
ادبیات فانتزی

سفری به دنیای شکارچیان سایه | معرفی و نقد رمان

نبردی میان نوادگان فرشتگان و شیاطین...رقص میان تاریکی و نور... معرفی و نقد کتاب

مجموعه‌ رمان شکارچیان سایه

 

 اثر کاساندرا کلر نویسنده‌ی آمریکایی هستش که جلد اول اون در سال 2007 منتشر شد و بازخورد خیلی خوبی داشت که حتی از اون چند تا اقتباس صورت گرفت هرچند اقتباس های خوبی نبودن.

اول از همه یک توضیح در خصوص دنیای شادوهانترز و نحوه ی خوندن اونها بگم و بعد به ترتیب هر مجموعه رو بررسی می‌کنیم. 

کاساندرا کلر اول اومد سری ابزار فانی که در ایران هم توسط نشر ویدا ترجمه شده رو نوشت و وقتی از این مجموعه بازخورد خیلی خوبی دریافت کرد جهان این کتاب رو گسترش داد و جلد های مختلفی رو در بازه های زمانی برای این مجموعه نوشت. 

حتی اگه تاریخ های انتشار رو هم چک کنین متوجه این موضوع میشید 

ایشون اول سه جلد از ابزار فانی نوشتن و در سال 2010 اولین جلد infernal devices رو نوشت.

این وسط یه فکت جالب در خصوص نویسنده بگم

ایشون توی ایران اگر اشتباه نکنم متولد شدن و حتی داخل مجموعه اش یکی از شخصیت های اصلی ایرانیه و حسابی از اساطیر و ادبیات ایران داخل این کتاب اسم برده، حتی توی جلد های ابزار جهنمی سر فصل های کتاب اشعار خیام هم دیده میشه

کاساندرا خیلی به خیام و آثار نظامی علاقه داشت و ردی از علاقه اش به شاهنامه در کتاب هاش هم دیده می‌شد 

حالا چطور باید این مجموعه رو خوند؟

قطعا وقتی گودریدرز یا برنامه های دیگه رو چک میکنین خیلی براتون سوال میشه که این مجموعه رو باید چجوری خوند؟

علاوه بر جلد های اصلی کلی جلد های فرعی هست آیا باید همه رو بخونیم؟

خب شما دو روش برای خوندن این مجموعه دارید:

روش اول طبق تاریخ انتشار کتاب ها هستش

یعنی شما باید تاریخ انتشار کتاب ها رو چک کنین و بر اساس تاریخ انتشار شروع به خوندن کنین، 

یعنی باید اول از مجموعه ی ابزار فانی شروع کنین بعدش infernal devices و بعد ابزار تاریک و در نهایت مجموعه ی آخرین ساعات.

ولی من خودم این رو توصیه نمیکنم چون توی این مجموعه کل شخصیت ها و داستان باهم عجین شدن. 

پس توصیه میکنم از طریق روش دوم

یعنی بر اساس بازه‌ی زمانی اتفاقات داخل مجموعه بخونین

یعنی بازه زمانی که داخل کتاب رخ میده 

حالا باید با چه ترتیبی خوند؟

Infernal devices 

Last hours 

Mortal instruments 

Dark artifacts 

شما وقتی با این ترتیب بخونین به شدت از مجموعه هم لذت می‌برید و هم خیلی خوب داستان رو می‌فهمید و هی گیج نمیشید که این چی بود از کجا اومد و چی شد

اینا مجموعه های اصلی هستن حالا این وسط نویسنده باز زیاد نوشته و اومده یک سری فرعی منتشر کرده در خصوص کل شخصیت های این کتابا، یعنی شما باید همه ی این مجموعه های بالا رو خونده باشین تا بتونین اون فرعی ها رو بخونین. 

آیا خوندنشون اجباریه؟ نه حقیقتا دل به خواهیه می تونین بخونین، می تونین نخونین، و در کل چیزی رو از دست نمیدین من خودم هنوز اونا رو کاملا نخوندم

اما برای کسایی که میخوان بخونن بهتون میگم چیا رو باید بخونین :

The bane chronicles 

The lost book of the white 

Ghosts of the shadow market

Better in black 

Tales of shadowhunters academy 

باز هم میگم شما میتونین اینا رو نخونین و فقط همون چهار تا مجموعه ی اصلی رو بخونین و همونا هم کم نیستن پونزده تا کتاب هستن

من خودم از دی ماه تا اردیبهشت ماه خوندن این پونزده جلد برام طول کشید. 

و حالا یه فکت دیگه هم بگم نویسنده قراره آخرین سه گانه ی این مجموعه رو با عنوان آخرین شکارچی سایه منتشر کنه و سه جلدی هستش، راستش دوست دارم بخونم و ببینم چطور شده چون قلم نویسنده توی مجموعه ی آخری که نوشته بود( بر اساس تاریخ انتشار) خیلی خوب و قوی عمل کرده بود. 

یک توضیح نهایی بدم در خصوص اینکه اصلا محتوای این کتاب چیه 

توی این کتاب کاساندرا کلر از فرشتگان الهام گرفته و در واقع این شکارچیان سایه نواده های فرشتگان هستن که به زمین فرستاده شدن تا با این موجودات شر مبارزه کنن و روی بدنشون نماد هایی دارن که فقط نواده های یه فرشته اونا رو میتونه حمل کنه و مردم عادی نمیتونن

کاساندرا این ایده رو از کتاب مقدس یعنی همون انجیل گرفته که داخلش از فرشتگان و پیروان اونها نام برده می‌شده گرفته و این باعث جرقه و نوشتن این سری داستان ها شده، و در کل خیلی ایده ی خوبی هستش و دنیا پردازی دقیقی هم بهش پرداخته و وقتی کل کتابا رو بخونین متوجه این قضیه به طور کامل میشید

البته علاوه بر فرشتگان، داخل این کتاب ما با خون‌آشام ها، گرگینه ها و جادوگر ها و فی‌ها هم سر و کار داریم. 

در کل این کتاب سیستم جادویی خوبی داره و حالا جلوتر بهش میپردازم. 

مورد بعدی توی این کتاب رومنس ژانر اصلی هستش پس اگه طرفدار رومنس نیستین یا ازش به هر دلیلی‌ لذت نمی‌برید فکر نمی‌کنم این مجموعه برای شما مناسب باشه. اما خب میتونین از رومنسش چشم پوشی کنید و بخونید و لذت هم ببرید، اما در کل انتظاراتتون رو هم خیلی بالا نبرید و با یه انتظار معمولی برید سمتش. 

ولی هر چی جلوتر میره توی مجموعه های جدیدتر قشنگ متوجه ی پیشرفت قلم نویسنده میشین. 

 

خب اولین مجموعه از این سری سه جلد هستش و به این ترتیب باید بخونین:

Clockwork angel 

Clockwork prince

Clockwork princes

داستان توی این سه جلد در مورد چیه؟ در مورد دختری به اسم ترسا گری که یه نامه از برادرش دریافت میکنه و به لندن میاد، اما به محض اینکه پاش رو به لندن میذاره میفهمه توطئه‌ای در کار هستش و در این میان با دنیای سایه ها آشنا میشه و وارد آکادمی شکارچیان سایه لندن میشه و اونجا با افراد زیادی آشنا میشه که دو نفر از اونها ویلیام و جیمز هستن و سرنوشت این سه نفر به هم گره می خوره. 

این مجموعه از زمان سال 1878 شروع میشه. 

نقطه ی آغاز همه‌‌ی اتفاقات جلدهای آینده همین مجموعه اس و حتی شخصیت های مشترک زیادی قراره توی جلد های بعدی ببینین. جرقه ی داستان توی این مجموعه شروع میشه و توی جلد های دیگه ادامه پیدا میکنه. 

و خاندان هایی که در کل این سری اسمشون رو میخونین از همینجا منشا گرفتن و نقطه ی شروع اینجا بوده. 

خب کلا وایب این مجموعه با بقیه فرق داره چون نوع شیاطین داخلش کمی متفاوت هستش

فضای داستان رو دوست داشتم یه فضای دارک و تیره و بارونی رو داشت ولی خب خیلی وایب قدیمی گاهی اوقات بهم نمی‌داد، خوب روش کار شده بود و من تک تک شخصیت ها رو چه اصلی چه فرعی دوست داشتم فقط گاهی اوقات رفتار ترسا روی مخم بود و اصلا درکش نمیکردم، 

از یه طرف من یه مشکل کوچیکی با رومنس این داستان داشتم ولی خب تونستم باهاش کنار بیام

حقیقتا بیایم صادق باشیم نمیشه واقعا همزمان عاشق دو نفر شد

مگه مثل ترسا خوش شانس باشی و بتونی توی دو تا بازه ی زمانی کاملا متفاوت با هر کدوم باشی( خر شانس ترین دختر کل این مجموعه شما یک درصد فکر کنین من حسودی کردم) 

روند کتاب گاهی اوقات کند بود و حوصله ام رو سر می‌برد یه جاهایی نیاز به هیجان داشتم یه جاهایی خیلی خوب اون هیجان رو بیان کرده بود یه جاهایی اونقدر بهش پرداخت نکرده بود. 

 

در کل این مجموعه خوب بود و نسبت به مجموعه ی ابزار فانی ماها پیشرفت قلم نویسنده رو کاملا متوجه می‌شدیم چون این مجموعه تقریبا بعد از ابزار فانی منتشر شد و باقی جلد هاش همزمان با ابزار فانی بودن ولی قلم نویسنده داخل این مجموعه به نسبت ابزار فانی پخته تره. جیمز یه شخصیت چینی آمریکاییه داخل این کتاب حالا اینکه چرا موهاش سفید هستش رو داخل داستان متوجه میشید

کاپل های فرعی رو هم به شدت دوست داشتم و خیلی ارتباط بینشون قشنگ و زیبا بود. هرچند هنوز عقیده دارم ترسا خیلی خوش شانسه. 

حالا بنظرتون ویلیام یا جیمز؟ 

میون دو تا دلبر من برم کدوم ور؟

 

امتیاز من به ترتیب اول به جلد ها و بعد به کل مجموعه:

جلد اول : 4

جلد دوم:3.5

جلد سوم: 3.5

 به کل مجموعه : 4 ستاره 

 اینا همه از پنج نمره بودن. 

 

و حالا بریم سر وقت مجموعه‌ی بعدی: 

 

مجموعه ی مورد علاقه و شماره یک من داخل کل این سری بدون شک این سه جلدی هستش. این مجموعه در بازه ی زمانی 1903 رخ میده و یه حس و خیلی خوبی میده و قشنگ نویسنده حسابی یه قلم پخته ای داره. این مجموعه در مورد بچه های شخصیت های infernal devices هستش حالا بچه های کیا؟ این رو باید خودتون بخونین وگرنه اسپویل میشین. 

توی این داستان بیشتر با فرشتگان شرور مواجه میشیم همونطور که فرشتگان خوب وجود دارن فرشتگان سقوط کرده ای هم مثل لیلیث وجود دارن که قصد دارن برنامه های خودشون رو عملی کنن. 

این داستان دختری به اسم کوردلیا هستش، بهتون گفتم که یه شخصیت ایرانی داریم؟ کوردلیا شخصیت ایرانی ما هستش که اسم فارسیش کتایون هستش ولی بخاطر علاقه ای که به لیلی و مجنون داره داخل کتاب لیلی هم صداش میزنن شخصیت کوردلیا بنظرم یکی از بهترین شخصیت های مونث این سری بود و رتبه ی یک رو داره، 

به نظرم تک تک شخصیت ها یه بلوغ خاصی دارن و منطقی تر هستن نسبت به کرکتر های دیگه راستی کوردلیا یه برادر داره به اسم alistar که اسم ایرانی‌ش اسفندیار هستش. 

انتخاب اسم های کاساندرا واقعا رو دست نداره قشنگ دست گذاشته روی اسم های اصیل ایرانی و قدیمی. 

توی کل کتاب هم کلی از اساطیر ایرانی یاد میشه. روند داستان رو دوست دارم ولی خب شخصیت های روی مخی هم وجود داشت ولی به معنای واقعی توی نقش بودن و بهشون نشسته بود و صرفا ادا در نمیوردن. راستی یه نکته رو بگم داخل این کتاب رومنس انواع مختلف وجود داره و حتی روابط ال جی بی تی کیو هم داخل این کتاب هستن. 

اسمات نداره کلا ولی رومنس نویسنده توی این مجموعه به شدت عالی بود و کلا این مجموعه از همه نظر خفن بود

نمیدونم شاید چون از اساطیر ایرانی هم توش بود و یه حس و حال ایرانی میداد من بیشتر باهاش ارتباط برقرار کردم و احساس نزدیکی کردم ولی حتی هنوز چشم هام رو میبندم میتونم حس و حال و فضای این سه جلد رو قشنگ احساس کنم. 

فقط یه جاهایی شخصیت ها توی مسائل عاشقانه خیلی خنگ بازی در میوردن و روی مخم بود و دلم میخواست آتیششون بزنم ولی خب خداروشکر به موقع سر عقل اومدن. 

 

روند داستان و رشد شخصیت ها هم خوب بود دوستی ها و دشمنی های داخل این کتاب به شدت قابل لمس بود و کاملا من احساس می‌کردم که با شخصیت ها همراه هستم. 

امیتاز من به جلد ها:

جلد اول :4.5

جلد دوم : 4

جلد سوم: 4.5

به کل مجموعه هم 4.5 میدم اونم چون یک اول یه سری از رفتار هاشون رو مخم بود و دو چون یه سری رمز و راز باقی مونده و میخوام ببینم کاساندرا اونا رو چجوری قراره در بیاره چون خیلی دوست دارم در خصوص کوردلیا و بقیه ی افراد داخل این سه جلد بیشتر بدونم. 

 

یه کمی جلد دوم کند بود ولی بعدش بهتر شد و جلد اول و سوم رسما عالی بودن ولی یه عیبی که کاساندرا داره گاهی اوقات خیلی مینویسه و آدم رو خسته میکنه واقعا گاهی اوقات نیاز نیست اینقدر بنویسین می تونین خیلی بهتر جمعش کنین و کار رو انجام بدین، کلا انگار یه ترند شده هی بیشتر می‌نويسن و گاهی اوقات هم هیچ هدفی نداره و صرفا حوصله سر بر میشه 

هرچند میگم چون تو این سه جلدی قلمش پیشرفت کرده بود خیلی بهتر کار کرده بود و قشنگ داستان این عیب و ایرادات رو خیلی کمتر داشت. 

 

حالا بریم سر وقت مجموعه ی سوم :

 

خب و مجموعه ی سوم و معروف ترین 

مجموعه ی این سری داخل سال 2007 اتفاق میوفته

این مجموعه با اینکه از محبوبیت بیشتری برخورداره اما بنظر من ضعیف تره نسبت به کتابای دیگه ی این سری

این مجموعه توسط نشر ویدا هم چاپ شده و دوستانی که ترجمه خونده بودن گفتن ترجمه به شدت خوب بوده پس میتونین ترجمه رو هم تهیه کنین من خودم زبان اصلی خوندم و این که به چه صورت بخواین بخونین دیگه انتخاب خودتونه. 

اول از همه مشکل عمده ی من با اون مثلا خلاقیت نویسنده بود آخه چجوری یهو میای وسط داستان این رو میندازی که کلاری و جیس خواهر و برادرن؟ این از کجا در اومد واقعا خیلی مسخره بود بنظرم یعنی تموم کردن جلد اول و دوم با یه عذابی بود چون هی میدونستم اینا خواهر برادر نیستن ولی نمیتونم ثابت کنم، داستان از جلد سوم افتاد روی دور ولی بنظرم باید بیشتر پرداخت می‌کرد نویسنده 

یه جاهایی داستان کند شده بود مثلا جلد پنج خیلی کند شده بود بعد جلد آخر خیلی خوب شد کلا از جلد سوم به بعد داستان بهتر شد ولی جا داشت بیشتر روش کار بشه و شخصیت کلاری یه جاهایی خیلی رو مخم بود دلم میخواست آتیشش بزنم. 

التبه خب اولین اثر نویسنده بود ولی خب میگم واقعا این مجموعه خوندش یه صبر ایوب میخواست و رومنس زیادی هم داره اگه رومنس دوست ندارید توی ذوقتون میخوره ولی خب فقط تحمل کردن اون قضیه ی خواهر و برادری روی مخه و اگه از بقیش چشم پوشی کنین و بهش فکر نکنین می تونین از خوندنش لذت ببرید

توی این مجموعه علاوه بر حضور گرگینه ها و خون‌آشام ها ما شاهد ورود فی‌ها هم به داستان هستیم. و در واقع از این مجموعه بیشتر گروه های جادویی وارد میشن توی دو تا مجموعه قبلی نقش خیلی کمرنگی دارن و به صورت جدی وارد داستان نشدن ولی از این مجموعه وارد داستان میشن و ایفای نقش میکنن

امتیاز من به کل این مجموعه از پنج نمره 

سه و نیم هستش. 

امیتازم به تک تک جلد ها بین سه، سه و نیم و چهار ستاره هستش مخصوصا جلد اول و دوم سه ستاره

جلد سوم سه و نیم

جلد چهارم سه و نیم

جلد پنجم و جلد شیشم، چهار ستاره 

 

 

این وسط یه شخصیت داریم که عشق منه

و اون کیه؟ مگنوس بین یه جادوگر همه فن حریف که به شدت پایه اس و حس میکنم اگه واقعی می بود با این ادم خیلی خوش میگذشت چون حسابی پایه اس 

یکی از شخصیت های مورد علاقه ام بود و هست جادوگر مورد علاقه ام توی کل این مجموعه بودش

هرچند نقشش بیشتر توی همین ابزار فانی بود ولی داخل بقیه هم بود 

کمترین نقشش داخل مجموعه ی آخرین ساعات بود.

 

سوای رومنس بین شخصیت های اصلی رومنس شخصیت های فرعی کمی هم روی مخ بود ولی خب باز بیشتر با اینا میشد کنار اومد تا رومنس بین کلاری و جیس. 

در کل بد نبود ولی بنظر من ضعیف ترین مجموعه در کل این سری بود

این جا هم این رو بگم اگه دوست داشتین می تونین فرعی tales of shadowhunters academy رو بعد از تموم کردن این مجموعه بخونین چون مربوط به شخصیت های همین مجموعه هستش و در خصوص شخصیت سایمون هستش که داره به عنوان یه شکارچی سایه تحصیل میکنه و زندگی میکنه. و بقیه هم حضور دارن

 

 

خب حالا بریم سر وقت آخرین مجموعه ی این سری:

 

 

و آخرین مجموعه‌ی این سری. 

این مجموعه روایت پنج سال بعد از اتفاقات ابزار فانی هستش یعنی در سال 2012 رخ میده

این مجموعه یه حس آبی داره

کنار دریا و اقیانوس و یه حس نزدیکای صبح کنار ساحل رو میده که هوا یه حس بارونی داره و بوی نمک و گرمی شن های ساحل احساس میشه. و این دومین مجموعه ی مورد علاقه‌ی من هستش 

این مجموعه رو دوست داشتم به گذشته ربط خورده بود و یه رمز و رازی که داخل آخرین ساعات بود رو اینجا مطرح کرده بود و خیلی خوب بهش پرداخته بود

شخصیت های جدیدی وارد داستان میشن اما شخصیت های قدیمی هنوز هستن و خیلی چیزا دیدن و شنیدن. 

توی مجموعه ی آخرین ساعات و ابزار فانی بیشتر با جادوی فرشتگان و شیاطین سر و کار داریم و البته داخل ابزار فانی با یکی از مخلوقات هم داخل داستان سر و کار داریم و اون فی ها هستن، اینجا باز هم کل گروه های جادویی هستن ولی بیشتر با فی‌ها سر و کار داریم هرچند خون‌آشام ها و بقیه هم هستن و اینحا ذیگه فی‌ها نقش اصلی رو دارن و کارهایی که میکنن و نبردی که صورت میگیره بر روی سرنوشت تک تک گونه ها و حتی انسان ها اثر میذاره

من کاپل اصلی این مجموعه رو خیلی دوست داشتم جولیان و اِما خیلی در کنار هم خوب به نظر میرسن و واقعا عالی هستن. 

امااااا من اینجا یه مشکل با یکی از زوج های این داستان دارم 

رابطه تریسام دیده بودم که جنبه ی جنسی داشت ولی رابطه تریسام احساسی؟ 

آخه اصلا مگه میشه! 

حتی خود ترسا هم همزمان نتونست با ویلیام و جیمز باشه این دیگه چی بود؟ اگه اشتباه نکنم به این رابطه، رابطه‌ی poly میگن ولی خب بنظر من باز از کارهای عجیب و غریب نویسنده بود و اصلا این قسمت به مذاق من خوش نیومد. قشنگ مثل همون کار عجیب و غریبی که داخل ابزار فانی انجام داد و خیلی یهویی گفت که آره جیس و کلاری خواهر و برادرن. 

حالا اخرای داستان هم اومد دو تا حرکت زد یکیش این بود یهو اما و جولیان تبدیل به یه چیز غول‌پیکر شدن و بنظرم یه جوری این بخش رو در آورده بود حالا شاید خوب در نیومده بود و می تونست این بخش بهتر باشه. 

یا یکی از رفتار های اِما اصلا توی کَتَم نمی رفت و یکمی برام غیر قابل هضم بود. 

و آخر داستان کل شکارچیان سایه یه حرکتی زدن و امیدوارم توی این سه گانه ی جدید خوب بهش پرداخت بکنه چون این پتانسیل رو داره

امتیاز من به کل این مجموعه از پنج ستاره، چهار ستاره هستش. 

 

اِما و جولیان

 

امتیازم به جلد اول و سوم چهار ستاره و جلد دوم، سه و نیم هستش چون جلد دوم رو خیلی کش داده بود. 

در کل برای من رتبه بندی کتابای این سری اینجوریه:

Last hours 

Dark artifices 

Infernal devices

Mortal instruments 

 

 

حالا در کل بخوام یه جمع بندی داشته باشم، 

نویسنده دنیای خوبی خلق کرده بود و من دوستش داشتم میتونم بگم چون مدت طولانی درگیر خوندن این مجموعه بودم حس میکردم این شخصیت ها دیگه مثل اعضای خانواده ام هستن و باهاشون تک تک اون ماجراها رو پشت سر گذاشتم، هرچند میتونست کمی عمیق تر به دنیا پردازی و همه ی اینا پرداخت کنه ولی در نوع خودش خوب بود بازم میگم میتونست قوی تر باشه

شخصیت پردازی و روند داستان توی هر مجموعه بهتر میشد و منطقی تر به جز اون چند تا شیرینی کاری که نویسنده کرده بود. 

کلا اون دو تا شیرین کاریش رو دوست نداشتم یکی اون رابطه ی تریسام احساسی توی مجموعه ی آخر و یکی اون که یهو اومد گفت کلاری و جیس خواهر و برادرن. 

حالا یه جاهایی شخصیت ها بچه بازی در میوردن و طبیعی بود توی کتابای مختلف هم چنین چیزی هست حالا یا کمتر یا بیشتر. 

گفتم این کتاب رومنس داره و ممکنه کسایی که رومنس دوست ندارن رو اذیت کنه به جز اون چند تا شیرین کاری که گفتم بقیه اش اوکی بود. 

یه مشکل دیگه این بود نویسنده گاهی اوقات پلات تکراری انتخاب می‌کرد و هی اون رو تکرار می‌کرد و یه جاهایی خسته کننده و قابل پیش بینی شده بود. 

و مورد آخر این بود که نویسنده یه جاهایی خیلی الکی داستان رو کش میداد و هیچ اتفاق خاصی نمی فتاد یا اگر هم میوفتاد اون شوک و هیجان کافی رو نداشت. 

این کش دادن رو تو نویسنده های زیادی میبینم و امیدوارم از این کار دست بردارن حس میکنم گاهی اوقات این کار رو میکنن فقط برای اینکه بیشتر بنویسن.

در کل من این مجموعه رو با تمام ضعف ها و قدرت هاش و اعصاب خوردی و ها هیجاناتش دوست داشتم و میتونم بگم به معنای واقعی با کرکتر ها زندگی کردم، جدی کاش میتونستم با مگنوس چای بخورم و گربه اش رو نوازش کنم و با بقیه بگم و بخندم. 

در کل این کتاب تجربه ی خیلی زیبایی برای من بود و راستش توی دوران سختی که هم در کشور میگذروندیم و حتی الانم هم میگذرونیم خیلی بهم کمک کرد، دوستی های خوب و افرادی که ممکنه از خون تو نباشن و به خانواده‌ ی تو تبدیل میشن و اون حس اتحادی که همه‌ی ما نسبت به نیروهای شر داریم و میخوایم در برابرش بجنگیم رو خیلی خوب توی این کتاب هم احساس کردم

نمره‌ی من به کل این پونزده جلد 7.5⭐  از 10 هستش. 

امیدوارم شما هم اگه این مجموعه رو خوندین ازش لذت ببرید فقط توصیه میکنم کمی صبور باشید به نظر من ارزشش رو داره ✨. 

We are all from dust and ash. 

 

 

 

 

نظرات (0)

او��ین نظر را برای این مقاله شما ثبت کنید.

0

نظرات (0)

ارسال نظر جدید

هنوز نظری ثبت نشده است.

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.