بازگشت به خانه
معرفی انیمه چرخش: درباره حرکت زمین
انیمه

معرفی انیمه چرخش: درباره حرکت زمین

انیمه چرخش: درباره حرکت زمین از آن دست انیمه‌هایی هست که با داستانی متفاوت و کمی فلسفی، کششی را ایجاد کرده که می‌تواند ساعت‌ها مخاطب را پای تماشا نگه دارد.

انیمه چرخش: درباره حرکت زمین

ما همیشه دنیای انیمه را با آثار اکشن و فانتزی آن می‌شناسیم. در این میان آثار فلسفی و دراماتیک‌تر معمولا دیده نمی‌شوند یا کمتر به آن‌ها پرداخته می‌شود.


 انیمه چرخش: درباره حرکت زمین از آن دست انیمه‌هایی هست که با داستانی متفاوت و کمی فلسفی، کششی را ایجاد کرده که می‌تواند ساعت‌ها مخاطب را پای تماشا نگه دارد.

 این اثر نه با تکیه بر جادو، اکشن و قهرمانان، بلکه با تمرکز بر یکی از بزرگ‌ترین و بنیادی‌ترین پیچ‌های تاریخی بشریت یعنی «اثبات نظریه خورشیدمرکزی» تنش و تعلیقی بی‌نظیر خلق می‌کند.

در این مقاله، نگاهی به این انیمه و ساختار داستانی آن خواهیم انداخت.

ابتدا نگاهی به عناوین اثر بندازیم :

 

دستهتوضیحات
نام ژاپنیチ。―地球の運動について― (Chi: Chikyū no Undō ni Tsuite)
نام انگلیسیOrb: On the Movements of the Earth
ژانرهاتاریخی، درام، معمایی، روان‌شناختی، علمی-تخیلی، Seinen
استودیوی سازندهمدهاوس (Madhouse)
کارگردانکن‌ایچی شیمیزو (Kenichi Shimizu)
نویسنده سناریوشینگو ایریه (Shingo Irie)
آهنگسازکنسوکه اوشیو (Kensuke Ushio)
تعداد قسمت‌ها۲۵ قسمت (پخش به صورت دو نیم‌فصل متوالی)
منبع اقتباسمانگا (اثر اورجینال)
نویسنده و طراح مانگااووتو (Uoto)
وضعیت مانگاپایان‌یافته (۸ جلد / ۶۲ چپتر - منتشر شده بین ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲)

 

این انیمه اقتباسی نسبتا وفادارانه از مانگایی به همین نام  اثر اووتو است.
این مانگا که در مجله معتبر Weekly Big Comic Spirits متعلق به انتشارات شوگاکوکان به چاپ می‌رسید، در سال ۲۰۲۲ به پایان رسید.

نکته جالب درباره مانگا این است که در سال ۲۰۲۲، جایزه بزرگ بیست‌وششمین دوره جایزه فرهنگی تزوکا اوسامو –که
یکی از معتبرترین جوایز در صنعت مانگای ژاپن است  به این اثر اهدا شد.

 اووتو در زمان دریافت این جایزه تنها ۲۴ سال سن داشت و به این ترتیب، او به عنوان جوان‌ترین برنده تاریخ این جایزه بزرگ نیز شناخته می‌شود.

 

 

ساختار روایی

به نظرم برترین تکنیک انیمه که این اثر را به درامی بسیار خوب تبدیل کرده است، در ساختار روایی آن قرار دارد.

در ورزش دو امدادی (Relay Race) که مسابقه‌ای تیمی است که در آن یک دونده مسافتی را می‌دود و سپس چوبی را به دونده بعدی تحویل می‌دهد و این کار ادامه می‌یابد تا وقتی تیم به خط پایان برسد. 
در این انیمه هم همین اتفاق می‌افتد. 
شاید سوال باشد چطور؟ 
مگه انیمه ورزشی است؟ 
نکته جالب همین‌جاست؛ برگه محاسبات و دفترچه اثبات نظریه خورشید مرکزی، دقیقا مانند همان چوبی است که باید دست به دست بچرخد. 
و دانشمندان همانند دوندگانی هستند که در پیست دوومیدانی از دست کلیسا و تفتیش عقایدش فرار می‌کنند و این نظریه را زنده نگه‌ می‌دارند. 
بنابراین؛ 
در اکثر داستان‌ها، مخاطب با یک قهرمان مشخص همراه می‌شود، رشد او را می‌بیند و با او به مقصد نهایی می‌رسد. اما در این انیمه، قهرمان اصلی داستان شخص نیست؛ بلکه «یک ایده علمی»  است. و این شاید یکی از جذاب‌ترین بخش‌های این اثر باشد. 
تلاش دسته جمعی یک نسل از متفکران که سعی دارند به هر طریقی این نظریه را زنده نگه دارند و روی آن کار کنند. 
در حالی که کلیسا تک به تک آن‌ها را زندانی می‌کند، شکنجه می‌دهد و می‌کشد. 

داستان در قرن پانزدهم میلادی در اروپا که در واقع با الهام از لهستان قرون وسطی ساخته شده جریان دارد. در این دوران، نظریه زمین‌مرکزی به عنوان حقیقت مطلق الهی و رسمی توسط کلیسا پذیرفته شده بود. هرگونه مخالفت با این نظریه یا ترویج ایده خورشیدمرکزی، «کفرگویی» و بدعت تلقی می‌شد و مجازات آن شکنجه‌های وحشتناک و در نهایت زنده سوختن در آتش بود.

روایت داستان توسط چند نفر شروع می‌شود که این نظریات را کشف می‌کند، آن‌ها که از تفتیش عقاید و قوانین کلیسا خبر داشتند محاسبات وکشفیات خود را پنهان می‌کنند اما در نهایت توسط کلیسا سرکوب و شکنجه می‌شوند. 
و سال‌ها بعد، نسل بعدی دانشمندان این محاسبات و کشفیات را پیدا می‌کنند و با وجود این‌که می‌دانستند چه سرنوشت تلخی در انتظارشان است، همچنان دست از تحقیق بر نمی‌دارند و سعی می‌کنند این تحقیقات را در حد توان خود به جلو ببرند. 

انیمه بارها بین کارکترهای مختلف جا‌به‌جا می‌شود، اما در همین مورد در طول ۲۵ قسمت، پویایی عجیبی به داستان بخشیده، تلقینی که هربار به مخاطب گوشزد می‌شود که هرگز احساس امنیت نکند، چون که شخصیت‌های داستان، هر لحظه ممکن است در راه اثبات حقیقت جان خود را از دست بدهند.
این تعلیق ممتدی، روایت در اوج خود تا آخر داستان زنده نگه می‌دارد و مخاطب را میخکوب می‌کند. 

 

روان‌شناسی کاراکترها


شخصیت‌های انیمه اغلب خاکستری، ملموس و باورپذیر طراحی شدند. از همان اول این را می‌تواند فهمید، کاراکترها مدام درگیر تصمیات اخلاقی هستند.

(از این قسمت به بعد مقاله کمی اسپویل دارد.) 

مثلا کارکتر رافال با این‌که نابغه هست، اما قهرمانی شجاع نیست و از مواجهه با شکنجه و مرگ به شدت می‌ترسد. 
او نخست تلاش می‌کند تا این نظریه را کامل فراموش کند و به زندگی عادی خودش بپردازد. 

همچنین داستان برای کاراکترهای منفی و مردهای قانون از ایده ابتذال شر هانا آرنت استفاده کرده، کارکترهای منفی در داستان تنها مامورانی هستند که دارند وظیفشان انجام می‌دهند و به این‌که چه چیز درست است یا غلط اهمیتی نمی‌دهند. مانند انسان‌هایی معمولی که فقط دستور دارند کارشان را بکنند ولو این‌که شکنجه و کشتن دانشمندان باشد. داستان این ایده را به خوبی پیاده کرده و کارکترها را باور پذیر جلوه داده  است.

دشمن شما بسیار سرسخت‌تر از این حرف‌هاست.
چیزی که با آن می‌جنگید من نیستم، و نه هیچ مرتد دیگری؛ شما در واقع با قوه‌ی تخیل بشر، با کنجکاوی او و در نهایت...
با خودِ "اندیشه و عقل" در حال جنگ هستید

رافال
 

ابعاد فلسفی



این انیمه صرفا درباره نجوم و ریاضی نیست؛ بلکه تحقیقی در بطن فلسفی در مفاهیمی چون ایمان، حقیقت، زیبایی و مرگ نیز هست و داستان از آن غافل نشده است. روایت انیمه مدام به این پرسش می‌پردازد که چرا انسان‌ها حاضرند جان، خانواده و امنیت خود را فدای یک نظریه علمی کنند که هیچ سود به قولی دنیایی برای آن‌ها ندارد؟
برای متفکران این داستان، تماشای جهان از زاویه نظریه خورشیدمرکزی، پی بردن به یک نظم و زیبایی الهی و بی‌نقص است که ذهن انسان نمی‌تواند پس از دیدن آن، دوباره به تاریکی جهل بازگردد و این پاسخ انیمه به پرسشی است که مطرح می‌کند.

ایده تغییر مرکزیت جهان از زمین به خورشید در واقع نمادی از تغییر نگاه انسان جاهل که خود را مرکز همه چیز می‌داند و سعی دارد مذهب را بر همه چیز مقدم بدارد به درک عظمت آفرینش هست. 
یا حداقل من این‌گونه برداشت کردم. 

از سوی دیگر، اثر به نقد جدی نهادهای قدرت می‌پردازد که با استفاده از نام دین، جلوی توسعه علم و اندیشه را می‌گیرند. با این حال، انیمه موضعی کاملا ضد دین بر نمی‌دارد بلکه نشان می‌دهد که ایمان واقعی می‌تواند محرکی برای کشف شگفتی‌های جهان باشد، در حالی که تعصب مذهبی تنها به دنبال حفظ منافع طبقاتی و قدرت سیاسی‌ست.
در بخش‌های پایانی داستان پای کارکتری دختر به میان می‌آید؛ دختری جوان که به شدت به کتاب خواندن و علم علاقه دارد، اما به دلیل قوانین زن‌ستیزانه آن دوران، حتی حق ورود به کتابخانه‌ها را ندارد. او با دسترسی به این تحقیقات که نسل به نسل منتقل شده بود دست به کاری می‌زند که می‌توان گفت بزرگ‌ترین فداکاری است.
(برای اسپویل نشدن، نمی‌گم چون خیلی اسپویل داره.) 


این انیمه توسط استودیو مدهاوس ساخته شده، که خالق آثاری چون دث نوت، فریرن و مانستر است.

 

ممنون که تا پایان مقاله همراه ما بودید.

نظرات (0)

او��ین نظر را برای این مقاله شما ثبت کنید.

0

نظرات (0)

ارسال نظر جدید

هنوز نظری ثبت نشده است.

جهان ادبیات فانتزی

اینجا «فراگُمان» است؛ جایی که خیال نفس می‌کشد.

ما دور هم جمع شدیم چون یک چیز مشترک داریم: عطش کشف ناشناخته‌ها. ما عاشق قصه‌ها هستیم، که دنیا رو وارونه می‌کنن، سوال می‌پرسن، و مرز واقعیت رو به بازی می‌گیرن.

اینجا فقط یک مجله نیست؛ یه پاتوقه برای کسایی که خیال براشون جدیه. برای آدم‌هایی که وقتی یک درِ تازه به ذهنشون باز می‌شه، حس می‌کنن زنده‌ان.

ما داستان می‌نویسیم، نقد می‌کنیم، بحث می‌کنیم، می‌خونیم و با همدیگه جهان‌های تازه می‌سازیم. چون می‌دونیم ادبیات گمانه‌زن فقط سرگرمی نیست؛ یه راهه برای دیدن، برای پرسیدن، برای عمیق‌تر شدن.

اگه تو هم دنبال اینی که از روزمرگی بزنی بیرون و با تخیل پرواز کنی، خوش اومدی.

فراگُمان خونه‌ی آدم‌های خیال‌بازه. خونه‌ی تو.